وبلاگ آسمان 25

نگاشته‌های « محسن فصاحت » در نقد مشهورات، پیش‌بینی رؤیت هلال و استهلال ماهیانه، فقهی و اصولی، تفسیری و حدیثی و ...

باسمه تعالی
مطالب « وبلاگ مشهورات » به نشانی
http://mashhooraat.blogfa.com
پس از حذف‌شدن توسّط «بلاگفا» به اینجا منتقل شد و ادامه یافت.
***
برای ارتباط با من، به آدرس aasemaan25@gmail.com ایمیل بزنید؛
یا در صفحهٔ مستقلّ «درباره من(بیوگرافی) و راه تماس» برایم پیام بگذارید؛
البتّه پیام‌ها و نظرات این وبلاگ را دیر به دیر می‌خوانم.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

وبلاگ آسمان 25

نگاشته‌های « محسن فصاحت » در نقد مشهورات، پیش‌بینی رؤیت هلال و استهلال ماهیانه، فقهی و اصولی، تفسیری و حدیثی و ...

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماه رمضان» ثبت شده است

روزه واجب ماه رمضان، سه روز یا سی روز؟!


چند روز پیش، شبهه‌ای به‌دستم رسید که چون سر و شکل فقهی و استدلالی به خود گرفته‌بود، نیازمند پاسخ می‌نمود. البتّه این شبهه، خلاصه‌شده و تعدیل‌شده مطلبی بود که چند سال پیش، در سایت زیر منتشر شده‌بود:

https://neeloofar.org/arashsalim/1085-280494.html

نشانی صفحه ذخیره‌شده در گوگل و آرشیو، در صورت تغییر لینک یا حذف از منبع:

https://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:skHpC912LlIJ:https://neeloofar.org/arashsalim/1085-280494.html+&cd=1&hl=en&ct=clnk&gl=ir

و

https://web.archive.org/web/20170621033217/https://neeloofar.org/arashsalim/1085-280494.html

مطلب سایت نیلوفر، با عباراتی مانند:

«... شوربختانه درباره موضوع مهمی چون روزه، تبیین جامع و بدون تناقضی حتی از این سه آیه پشت سر هم ارائه نگردیده است که در این نوشتار درباره آن بحث می شود.

... علت بسیاری از تفسیرهای ویرانگر جاری از آیات قرآن -به ویژه آیات موسوم به احکام- جدا جدا خواندن  آیه های مربوطه می باشد.

... کاستی در خوانش نظام وار یکجا و سازگار این مجموعه گزاره های متعدد، به دو نتیجه گیری نادرست درباره روزه انجامیده است که پیامدهای آن کم نیست! از جمله پیامدهای بدفهمی این مجموعه آیات، در خطر افتادن احتمالی سلامت برخی از روزه داران و همچنین ایجاد زحمت زیاد غیر ضروری برای مومنان روزه دار و دیگران می باشد. افزون بر آن در سطح کلان اثرات زیانبار اجتماعی و اقتصادی در کشورهای مسلمان را نمی توان نادیده گرفت.

... متاسفانه به این علت و علت های دیگر، آیات قرآن در طول چهارده قرن قربانی تفسیرهای عجیب و غریب زیادی شده است. از جمله برای اهداف تثبیت حاکمیت دنیایی و به زیان مردم تحت سلطه، آموزه های قرآن در موارد زیادی کاملا به ضد خود دگردیسی پیدا کرده است.  به نظر می رسد در زمانی که علامت گذاری متون مرسوم نبوده است، به استناد روایات جعلی (و یا خود جعل کرده)، هر چه خواسته اند از متن استخراج کرده اند!  برای مثال هر آیه ای را که در راستای سلطه گری و حکمرانی قابل تفسیر بوده است، بدون رابطه آن آیه با آیات قبل و بعد (و به طور کلی جدا از زمینه آن) پر رنگ کرده اند! و یا با «منسوخ» اعلام کردن دلبخواهی آیات مزاحم با آیه مورد نظر خود، علیه مردم و به بهای ترس و رنج مردم حکم برساخته اند! ...»

آغاز می‌شود تا خواننده از همان آغاز، نگاه غرضمندِ نویسنده به همه مفسّران و فقیهان را دریابد!

از آنجا که کشفیّات غلط و ادّعاهای بی‌دلیل ایشان طولانی است و بدون بهره‌گیری از استدلال فقهی تنظیم شده و برخی کاربران هم در زیر مطلب، نقدهایی نگاشته‌اند، بهتر دیدم به همان شبهه خلاصه‌شده و تعدیل‌شده بپردازم و پاسخ‌هایی بیاورم.


*** آغاز شبهه:

«روزه ماه رمضان، سه روز است؛ نه سی روز!

ابتدا آيات 183 و 184 و 185 سوره بقره را بخوانید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴿۱۸۳﴾

أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴿۱۸۴﴾

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴿۱۸۵﴾

با توجّه به این آیات که فقهاء بزرگوار ما هم كمتر به مفهوم آن پرداخته‌اند، روزه واجب ماه رمضان سه روز است؛ نه سی روز! به چند دليل:

1. سه آيه پياپى در مورد روزه است: اولی وجوب روزه‌گرفتن را، دومی تعداد آن را، و سومی بازه زمانی آن را اشاره دارد. به هنگام ترجمه، معنای هر سه آيه را بايد در نظر گرفت و هر سه را با هم معنا كرد. وقتی در آيه سوم می‌گويد روزه گرفتن ماه رمضان، در آيه قبلي‌اش گفته‌است كه مرادم «أيّاماً معدودات» است و نباید آيه قبلی را از كار انداخت و نباید آيات را جوری معنا كرد كه بعضی از آنها ناديده گرفته شود؛ لذا هنگام ترجمه «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ» نباید «أيّاماً معدودات» را فراموش کرد.

2. در عبارت «أیّاماً معدودات» لفظ «أيّام» جمع مكسّر است و حدّاقلّ بر «سه» دلالت دارد و برای بيش از آن، دليل لازم دارد و از آنجا که روزه، خلاف اصل است و اصل بر «أحلّ لكم الطيّبات» و «لِمَ تحرّم ما أحلّ الله لك» است إلّا ما خرج بالدليل؛ و با دلیل آیه، سه روز خارج شده‌است و بیش از آن دلیل ندارد و عند الشكّ في التكليف نیز، جای برائت از اكثر است.

3. اينكه مراد از «أيّاماً معدودات» سه روز است، يكبار ديگر هم در قرآن در آیه 203 سوره بقره آمده و به قرینه «فمن تعجّل في يومين» و اینکه ذهن اعراب بی‌سواد آن زمان، از «أيّاماً معدودات» در باب حجّ، عدد سه را می‌فهميده و بقيّه خطابات قرآن نیز با همان اعراب بوده، نتیجه می‌گیریم در بقيّه جاها نیز، همان معنای سه روز را می‌فهميده‌اند و قرآن با در نظر گرفتن سابقه ذهنی اعراب از «أيّاماً معدودات»، دوباره آن را به‌کار برده‌است.

4. خدا با كسی شوخی و رودربايستی ندارد و در آیه‌ای دیگر فرموده: «إنّ الله لا يستحيي أن يضرب مثلاً ما بعوضة فما فوقها»؛ اگر مراد خداوند، سی روز روزه باشد، بايد از كلمه «چند هفته» استفاده می‌كرد، نه «چند روز»؛ زیرا «چند روز» برای كمتر از هفته است و اگر خدا گفته‌باشد «چند روز» و از آن «چند هفته» را اراده كرده‌باشد، خلاف فصاحت و بلاغت است و اعجاز قرآن در همين فصاحت و بلاغت آن است.

5. آيه سوم می‌گويد: «يريد الله بكم اليسر» و در آیه‌ای دیگر آمده: «ثمّ السبيل يسّره»؛ نبايد غافل شد که تكاليف، آسان است. آیا 30 روز روزه، يسر و آسانى است؟!عمراً!!

6. آيه سوم می‌گويد: «و لتكملوا العدّة»؛ يعنی بايد عدد روزه تكميل شود و پى در پى باشد؛ كما اينكه در باب طلاق می‌گويد: «و أحصوا العدّة» و عدّه بايد پى در پى باشد. اگر مراد از «العدّة» در بحث ما، 30 روز روزه باشد، زنان تا قبل از يائسگی هيچ‌وقت نمی‌توانند این عدد را تكميل كنند؛ زیرا حيض، مانع از پى در پى بودن روزه‌ها می‌شود و شايسته نيست خداى حكيم، حكمی كند كه مكلّف نتواند اجرا كند.

7. نگارنده به همراه جمعی از دوستان، روايتی كه به‌وضوح دلالت داشته‌باشد بر اينكه 30 روز روزه واجب است، پيدا نكرديم؛ بر فرض هم كه روايت صحيحی باشد، چون بر خلاف ظاهر قرآن است، نمی‌توان به آن عمل كرد؛ زیرا امر شده‌ایم به «خُذ ما وافق الكتاب».

8. اعتكاف نيز بر عدد «سه روز روزه» استوار است و در سوره «هل أتى على الإنسان» حضرت امير(ع) و خانواده‌شان سه روز روزه داشتند و مسكين و يتيم و اسير را اطعام كردند. از اينها فهميده می‌شود كه «عدد سه» و «روزه» ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.

به این ترتیب، نتیجه می‌گیریم که صيام يعنی روزه گرفتن واجب است و اين روزه گرفتن به تعداد معدود(كم = سه روز) در زمان معلوم(ماه رمضان) واجب شده‌است و اگر مراد، كلّ ماه باشد، می‌شود «صیام به تعداد معلوم در زمان معلوم»؛ در حالی که قرآن این را نمی‌گويد و نباید كلمه «معدود» را «معلوم» معنا كنيم. همچنین در آیه نخست آمده‌بود: «كما كتب على الّذين من قبلكم» و این معنا(سه روز روزه) به «روزه يهود» نيز نزديك‌تر است.

پایان شبهه ***



پاسخ شبهه:

به ترتیب، به برخی خطاها و مغالطات اشاره می‌کنم و به مناسبت، نکاتی را می‌آورم:

یکم) اینکه گفته‌شده فقها یا مفسّران کمتر به این آیات پرداخته‌اند، نشانه ناآگاهی نویسنده است؛ البتّه شاید هم جرمشان این بوده که نتیجه دلخواه وی را نگرفته‌اند و چنان برداشتی از این آیات نداشته‌اند. رجوع به کتب تفسیری و فقهی فریقین درباره تفسیر این آیات و موضوع «الصوم» کار دشواری نیست و اینجا تنها برای نمونه، مواردی از کتاب‌های اهل‌تسنّن و شیعه امامیّه آورده می‌شود:

1. «أقسام الصيام

اتفق المالكية، والشافعية، والحنابلة على أن الصيام ينقسم إلى أربعة أقسام: أحدها صيام مفروض، وهو صيام شهر رمضان أداءً وقضاءً، و ... 

صيام شهر رمضان - دليله

هو فرض عين على كل مكلف قادر على الصوم، وقد فرض في عشر من شهر شعبان بعد الهجرة بسنة ونصف، ودليل الكتاب والسنة والإجماع، أما الكتاب فقد قال تعالى: {يا أيها الذين آمنوا كتِبَ عليكم الصيام} إلى قوله: {شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن} فشهر رمضان خير لمبتدأ محذوب تقديره هو شهر رمضان، أي المكتوب عليكم صيامه، هو شهر رمضان ... الخ، وقوله تعالى: {فمن شهد منكم الشهر فليصمه} ، وأما السنة فمنها قوله صلى الله عليه وسلم: "بنى الإسلام على خمس: شهادة أن لا إله إلا الله، وأن محمداً رسول الله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، والحج، وصوم رمضان" رواه البخاري، ومسلم عن ابن عمر، وأما الإجماع فقد اتفقت الأمة على فرضيته، ولم يخالف أحد من المسلمين، فهي معلومة من الدين بالضرورة، ومنكرها كافر، كمنكر فرضية الصلاة، والزكاة، والحج.» الفقه على المذاهب الأربعة(طبع دار الكتب العلمية) لعبد الرحمن الجزيريّ، ج 1، ص 492 و 494

2. «كتاب الصوم و هو الإمساك عمّا يأتي من المفطرات بقصد القربة ... و الواجب منه ثمانية: صوم شهر رمضان و ... و وجوبه في شهر رمضان من ضروريّات الدين» العروة الوثقى(المحشى) للسیّد الیزديّ(ره)، ج 3، ص 521

3. «الخامسة: صوم شهر رمضان واجب بالكتاب والسنة والإجماع، قال الله عز وجل: (يا أيها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون أياما معدودات - إلى قوله - فمن شهد منكم الشهر فليصمه).

واختلف في الأيام المعدودات، فقيل إنها غير شهر رمضان وكانت ثلاثة أيام من كل شهر. وقيل: هي مع صوم عاشوراء. ثم اختلفوا أيضا، فقيل: كان تطوعا، وقيل: بل كان واجب، واتفقوا على أنه نسخ بصوم رمضان، وذهب الأكثر إلى أن المراد بها صوم شهر رمضان، أجمل الله تعالى أولا ذكر الصيام، ثم بينه بعض البيان بقوله: (أياما معدودات) ثم كمل البيان بقوله: (شهر رمضان) فالآية منسوخة.

وقيل أول ما فرض صوم شهر رمضان لم يكن واجبا عينيا، بل كان مخيرا بينه وبين الفدية وكان الصوم أفضل، وذلك قوله تعالى: (وعلى الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له وأن تصوموا خير لكم) ثم نسخ بقوله: (فمن فشهد منكم الشهر فليصمه).

وقيل، إن معناه: وعلى الذين كانوا يطيقونه ثم صاروا بحيث لا يطيقونه وعلى هذا فلا نسخ.

وأما السنة فمتواترة.

وأما الإجماع فمن المسلمين كافة.» مدارک الأحکام للسیّدمحمّد العامليّ(ره)، ج 6، ص 14 - 15

4. «أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ أي معينات بالعد أو قليلات لأن القليل يسهل عده فيعد و الكثير يؤخذ جزافا قال مقاتل: كل مَعْدُوداتٍ في القرآن أو- معدودة- دون الأربعين و لا يقال ذلك لما زاد، و المراد بهذه الأيام إما رمضان و اختار ذلك ابن عباس و الحسن و أبو مسلم رضي اللّه تعالى عنه و أكثر المحققين- و هو أحد قولي الشافعي- فيكون اللّه سبحانه و تعالى قد أخبر أولا أنه كتب علينا الصيام ثم بينه بقوله عز و جل: أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فزال بعض الإبهام ثم بينه بقوله عز من قائل: شَهْرُ رَمَضانَ توطينا للنفس عليه، و اعترض بأنه لو كان المراد ذلك لكان ذكر المريض و المسافر تكرارا، و أجيب بأنه كان في الابتداء صوم رمضان واجبا على التخيير بينه و بين الفدية فحين نسخ التخيير و صار واجبا على التعيين كان مظنة أن يتوهم أن هذا الحكم يعم الكل حتى يكون المريض و المسافر فيه كالمقيم و الصحيح فأعيد حكمهما تنبيها على أن رخصتهما باقية بحالها لم تتغير كما تغير حكم المقيم و الصحيح و أما ما وجب صومه قبل وجوبه و هو ثلاثة أيام من كل شهر- و هي أيام البيض- على ما روي عن عطاء و نسب إلى ابن عباس رضي اللّه تعالى عنه، أو ثلاثة من كل شهر و يوم عاشوراء على ما روي عن قتادة، و اتفق أهل هذا القول على أن هذا الواجب قد نسخ بصوم رمضان، و استشكل بأن فرضيته إنما ثبتت بما في هذه الآية فإن كان قد عمل بذلك الحكم مدة مديدة- كما قيل به- فكيف يكون الناسخ متصلا و إن لم يكن عمل به لا يصح النسخ إذ لا نسخ قبل العمل، و أجيب أما على اختيار الأول فبأن الاتصال في التلاوة لا يدل على الاتصال في النزول، و أما على اختيار الثاني فبأن الأصح جواز النسخ قبل العمل فتدبر.» روح المعاني في تفسير القرآن العظيم(طبع دار الکتب العلمیة) للسیّدمحمود الآلوسيّ، ج 1، ص 454

5. «و ذهب أكثر المحققين إلى أن المراد بهذه الأيام المعدودات شهر رمضان، و هو مذهب ابن عباس، و الحسن، و أبي مسلم، و حاصله: أنّ اللّه سبحانه بيّن أولا أنه فرض علينا صوما كالذي فرضه على الذين من قبلنا، فاحتمل هذا أن يكون يوما، أو يومين، أو غير ذلك، فبيّنه بعض البيان بقوله: أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ و كان ذلك أيضا محتملا لأن يكون فوق ثلاثة أيام إلى أكثر من شهر، فبينه اللّه تعالى بقوله: شَهْرُ رَمَضانَ إلخ. و إذا كان ذلك يمكننا في فهم الآية فلا وجه لحملها على غيره، و إثبات النسخ فيه، و هو فوق ذلك خارج عن مدلول اللفظ.» تفسير آيات الأحكام(طبع المکتبة العصریّة) لمحمّدعلی السایس، ص 70 - 71

6. علّامه طباطبائی(ره) در المیزان في تفسیر القرآن، ج 2، ص 4 - 12(در ترجمه فارسی المیزان، ج 2، ص 4 - 12)، دربارهٔ سیاق آیات و اینکه با هم نازل شده‌اند و سیر اجمال به تبیین در سه آیه برای توطئه و تمهید مخاطب است، سخن گفته‌اند و قول به «نسخ» را ردّ کرده‌اند که برای رعایت اختصار، نقل نمی‌کنم.


دوم) در مطالب بالا از کتب فریقین، روشن شد که روزه واجب در کلّ ماه مبارک رمضان، اجماعی همه فقها و از متسالماتی است که فقهاء به‌صورت پیش‌فرض و بدون هیچ بحث اجتهادی آن را قبول دارند؛ و بلکه بالاتر، از ضروریّات دین اسلام است که هر مسلمانی سینه به سینه و بدون هیچ اختلافی آن را می‌داند و سیرهٔ قطعیّهٔ متشرّعهٔ متّصله به زمان معصوم وجود دارد بر روزهٔ کلّ ماه رمضان؛ سیره‌ای که نیاز به امضاء و عدم‌الردع هم ندارد و نباید فراموش کرد که سیره، قرینه لبّی در فهم آیات و روایات است و استدلال به سیره هنگام فهم کتاب و سنّت، کاملاً منطقی است و تفکیک آنها از هم، ناموجّه.

البتّه بنده فحص کامل نکرده‌ام؛ ولی فعلاً خبر ندارم که خلاف این حکم اجماعی، از احدی فتویً و عملاً نقل شده‌باشد، مگر نویسنده همین شبهه! و خوب است ایشان تحقیق کنند و از میان فقها و مفسّران، موافقانی برای رأی خویش بیابند و ذکر کنند.


سوم) آنچه در بند 1 شبهه درباره در نظر گرفتنِ هر سه آیه هنگام ترجمه آمده، کاری است که مفسّران در کتاب‌هایشان انجام داده‌اند و نتیجه‌اش در بند «یکم» ذکر شد؛ ولی باز هم اشاره می‌شود که در این آیات، چند قرینه بر یک ماهه بودنِ روزه هست:

1. ترتیب آیات سه‌گانه برای تمهید و زمینه‌چینی و آماده‌سازی ذهن مخاطب که ابتدا اصل وجوب روزه را گفت و سپس مدّتش را مبهم فرمود و سپس توضیح داد که یک ماه است.

2. در «فلیصمه»، مرجع ضمیر «ه»، «الشهر» است؛ یعنی همه ماه رمضان.

3. الفاظ «فعدّة من أیّام أخر» در دو آیه 184 و 185 بقره، دلالت بر سه روز ندارد و مانند «أیّاماً معدودات» در جای دیگری از قرآن هم به‌کار نرفته که ادّعای قرینیّت برای آن بشود.

4. آیه  187 سوره بقره نیز مؤیّد یک ماهه بودن روزه واجب است؛ زیرا در آغاز تشریع حکم روزه، در تمام شبانه‌روز آمیزش با همسر حرام بود و این مسئله موجب فشار بر جوانان شده بود؛ به‌گونه‌ای که برخی تاب نیاوردند و این عمل حرام را انجام دادند؛ سپس خداوند در آیه 187 فرمود: «أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى‏ نِسائِكُمْ‏» و هم‌بستری در شب‌های ماه رمضان را حلال کرد. روشن است که اگر روزه واجب فقط سه روز بود، پرهیز از مقاربت برای سه شبانه‌روز دشوار نبود و نیازی نبود که بعداً حلال شود؛ بلکه روزه در تمام ماه رمضان واجب بوده و ترک آمیزش برای یک ماه، برای برخی از افراد سخت و دشوار بوده‌است. این مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که در ادامه همین آیه خداوند می‌فرماید که بر معتکف، در طول زمان اعتکاف اعمّ از روز و شب، آمیزش با زن حرام است:«وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِد»؛ زیرا حدّاقلّ مدّت اعتکاف، سه شبانه‌روز است و ترک مقاربت برای این مدّت کم، سختی و دشواری ندارد.


چهارم) امّا اینکه در بند 2 شبهه به اصل «أحلّ لكم الطيّبات» استناد شده و گفته‌شده خروج از آن دلیل لازم دارد، گفتنی است که این اصل لفظی، بیانگر قانونی کلّی در باب اطعمه و اشربه است که هر چه عرفاً و عقلاً طیّب و پاک است، در شریعت حلال است؛ ولی به این معنا نیست که بعداً قابل تخصیص نباشد. شارع مقدّس برای این عموم، حدود و قیودی در آیات و روایات مطرح کرده و برای نمونه، برای گوسفند که عرفاً طیّب است، مصلحت‌هایی را لحاظ کرده و شرایطی برای ذبحش اعلام کرده که اگر رعایت نشود، گوسفند از موضوع طیّبِ عرفی خارج نمی‌شود؛ ولی شرعاً به منزله میته و مردار است و خوردنش حرام خواهدبود. پس این حدود و شرایط، به منزله تخصیص عمومات است.

شارع مقدّس در روزه نیز، مفطراتی مانند خوردن و آشامیدن در روز را مطرح کرده که باید از آنها اجتناب شود. برای هر کدام از آنها دلیلی از آیات و روایات و اجماع هست که با وجود آنها، جایی برای شکّ و اجرای اصل برائت نمی‌ماند؛ و اینکه گفته شده: «با دلیل آیه، سه روز خارج شده‌است و بیش از آن دلیل ندارد.» در بخش‌های پیشین پاسخ داده‌شد که آیه و روایاتی که خواهدآمد و نیز اجماع مسلمین، دلیل‌هایی کافی و وافی‌اند که تعداد روزه‌های واجب، تمام روزهای ماه رمضان است؛ نه سه روز!

البتّه جدا از بحث لغوی «أیّاماً معدودات» که پاسخ خواهیم‌داد، با توجّه به مضمون کلّی شبهه(به‌ویژه بندهای 2 و 4 و 7) به‌نظر می‌رسد که نگارنده شبهه به نظریّهٔ فاسد و مفسِدِ «حسبُنا کتابُ الله» متمایل است و انتظار دارد همه چیز صریحاً در قرآن گفته‌شود و مقامِ مفسِّر و مبیّنِ قرآن را برای معصومان(ع) قبول ندارد.


پنجم) آنچه یکی از ارکان استدلال در بندهای 2 و 3 و 4 شبهه است، عبارت «أیّاماً معدودات» در بحث حجّ و آیه 203 سوره بقره و معنای سه روز آن است؛ پیش از پرداختن به معنای لغوی، گفتنی است که آیهٔ 203 سوره بقره مربوط به حجّ و ذکر الله است و هیچ ربطی به روزه ندارد؛ زیرا حکم روزه در حدود یک سال و نیم پس از هجرت پیامبر(ص) تشریع شد؛ در حالی که به گفته مفسّران، آیات 196 سوره بقره به بعد و حکم وجوب حجّ، در سال ششم یا نهم یا دهم هجرت نازل و تشریع شد و در هر صورت، «أیّاماً معدودات» در بحث حجّ، متأخّر از «أیّاماً معدودات» در بحث روزه نازل شده؛ پس ادّعای قرینیّت و اینکه عرب در بحث روزه، همان معنای سه روز در حجّ را می‌فهمیده، کاملاً باطل است؛ امّا اگر این ترتیب نزول، به هر دلیلی پذیرفته نشود، می‌گوییم:

لفظ «أيّام» جمع مكسّرِ «یوم» است و طبق قواعد زبان عربی، بر سه و بیشتر دلالت دارد(هو ما یدلّ علی ثلاثة فأکثر)؛ نویسنده شبهه در بند 2 اعتراف می‌کند که «حدّاقلّ بر سه دلالت دارد»؛ ولی از آن پس، به گونه‌ای پیش می‌رود که گویا معنای اصلی و وضعی آن در همه جای قرآن، «سه است و نه بیشتر!» در حالی که هم سه روز، «أیّاماً معدودات» است و هم سی روز.

گذشته از ادّعای کلّی مقاتل که در عبارت منقول از تفسیر آلوسی آمد: «قال مقاتل: كل مَعْدُوداتٍ في القرآن أو معدودة دون الأربعين»(هر جا معدودات و معدودة در قرآن به‌کار رفته، در تعداد کمتر از چهل به‌کار رفته)، در آیه روزه طبق آنچه مفسّران گفته‌اند، مراد، آماده‌سازی ذهن مخاطب است که حکم روزه برایش سنگین ننماید و در مقام تحدید و بیان تعداد روزها نیست: «قوله تعالى أيّاما معدودات جائز أن يريد به أياما قليلة كقوله "دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ" يعنى قليلة و لم يرد به تحديد العدد و توقيت مقداره و إنما المراد به أنه لم يفرض عليهم من الصوم ما يشتد و يصعب» أحكام القرآن(طبع دار احياء التراث العربي) للجصاص، ج 1، ص 47

و پس از زمینه‌چینی، در آیه بعدی روشن کرد که مراد از «أیّاماً معدودات» تمام ماه رمضان است و بر یک‌دوازدهمِ سال هم، «ایّاماً معدودات» صدق می‌کند.

همچنین بر خلاف آنچه در شبهه گفته شده که سابقه ذهنی عرب از «أیّاماً معدودات» در بحث حجّ، سه روز است، باید گفت درست است که بیشتر مفسّران به کمک روایات، مراد از آن را سه روزِ أیّام تشریق(11 و 12 و 13 ذی‌الحجّة) دانسته‌اند؛ ولی برخی هم آن را 10 روز نخستِ ذی‌الحجّة دانسته‌اند:

«"وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ" هذا أمر من الله للمكلفين أن يذكروه في أيام معدودات و هي أيام التشريق ثلاثة أيام بعد النحر و الأيام المعلومات عشر ذي الحجة عن ابن عباس و الحسن و أكثر أهل العلم و هو المروي عن أئمتنا؛ و ذكر الفراء أن المعلومات أيام التشريق و المعدودات العشر» مجمع البيان في تفسير القرآن(طبع ناصرخسرو) للطبرسيّ(ره)، ج 2، ص 531 - 532

«و- قال إبراهيم: الأيام المعدودات أيام العشر، و- الأيام المعلومات أيام النحر، و- كذا حكى مكي و- المهدوي أن الأيام المعدودات هي أيام العشر. و- لا يصح لما ذكرناه من الإجماع» الجامع لأحكام القرآن(طبع ناصرخسرو) للقرطبيّ، ج 3، ص 1

آنچه هم درباره فصاحت و بلاغت قرآن و ذکر «چند هفته» گفته شده، بهانه‌جویی است؛ زیرا از نظر لغوی، اگر الفاظ «أیّاماً معدودات» در دو جا و دو موضوع جدا به‌کار رود، به این معنا نیست که در هر دو جا به یک معناست؛ اگر یک متکلّم عرب بخواهد یک جمع مکسّر(مثلاً همین الفاظ ایّاماً معدودات) را در دو جمله و در دو معنا به‌کار ببرد؛ برای نمونه بگوید:

الف) صوموا أیّاماً معدودات (و مرادش 6 روز باشد)

ب) اذکروا الله أیّاماً معدودات (و مرادش 3 روز باشد)

آیا به این معناست که در هر دو جا معنای آن الفاظ، 3 روز است یا در هر دو جا معنایش 6 روز است؟! چنین سخنانی، تجاهل به قواعد زبان عربی است؛ زیرا استعمال در جملهٔ الف در معنای 6 روز و در جملهٔ ب در معنای 3 روز، اشکالی ندارد و نیازمند نصب قرینه‌ای است که مرادش را روشن کند. چنین قرینه‌هایی در موارد زیادی از قرآن، صریحاً بیان نشده‌اند تا نیاز به «قول و فعل و تقریرِ ثقل اصغر» دانسته و فسادِ نظریّه «حسبُنا کتابُ الله» روشن شود؛ چنان‌که به مفسّر و مبیّن بودنِ پیامبر(ص)، در دو آیه از سوره نحل اشاره شده‌است: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44)» و «وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ(64)»

همچنین اگر «أیّاماً معدودات» به‌معنای «سه روز» است، چرا خداوندی که به قول ایشان «با کسی شوخی و رودربایستی ندارد»، صریحاً نفرمود: «ثلاثة أیّام»؟! یا از آن طرف، چرا در بحث کفّارهٔ یمین در آیهٔ 89 سورهٔ مائده به‌جای اینکه بگوید: «فمَن لم یجِد فصیامُ ثلاثة أیّام» نفرمود: «فصیامُ أیّامٍ معدودات»؟!

پس همان‌طور که نامی از ایّام تشریق در قرآن نیامده و مراد از تعداد و روزهای «أیّاماً معدودات» در بحث حجّ را روایات و سیره عملی مسلمین روشن می‌کند، اگر هم آیه 185 سوره بقره تعداد «أیّاماً معدودات» در بحث روزه را بیان نکند(که می‌کند!)، روایات و سیره عملی مسلمین مراد از آن را روشن می‌کند که تمام ماه مبارک رمضان است.

بنابراین، نه «أیّاماً معدودات» در آیه 184 به معنای سی روز است و نه «أیّاماً معدودات» در آیه 203 به معنای سه روز است؛ بلکه هیچ‌کدام دلالت بر عدد خاصّی ندارند و هر دو مجمل‌اند و پیش از تبیین با قرائنِ همان موردِ استعمال، مجمل نمی‌تواند مجمل را تفسیر و تبیین کند. در مورد اوّل(بحث روزه) گذشته از قرینۀ لبّی سیرۀ پیامبر و قرینۀ لفظی روایات، قرینۀ لفظی «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه» در سومین آیه(آیه 185) بیان شده و روشن می‌کند که مراد از «أیّاماً معدودات»، تمام ماه رمضان است و در مورد دوم(بحث حجّ) در کنار قرینۀ لفظی «فمن تعجّل في یومین»(که با ده روزه بودنِ «أیّاماً معدودات» طبق نظر برخی مفسّران هم سازگار است)، به کمک قرائن خارجیّه مانند روایات و سیره، می‌فهمیم مرادش سه روز ایّام تشریق است.

پس اینکه آیه 203 به‌تنهایی بتواند آیه 184 را تفسیر کند، ادّعایی باطل است؛ زیرا خود آیه 203 هم اجمال دارد و با قرائن خارج از آیه می‌فهمیم مراد 3 روز است و اگر کسی پافشاری کند و بخواهد سیره و روایات را نادیده بگیرد، می‌گوییم: لِمَ لا یُعکس؟ چرا به کمک قرینۀ موجود در سومین آیه از آیات روزه(فمن شهد منکم الشهر فلیصمه) که «أیّاماً معدودات» بر ماه رمضان حمل شده، «أیّاماً معدودات» در آیۀ 203 را بر یک ماه حمل نمی‌کنید و نمی‌گویید ایّام تشریق، سی روز است؟! بائُکَ تَجُرّ و بائي لا تَجُرّ؟! و اگر بگوید: از سیره مسلمین مشخّص است و همه می‌دانند که ایّام تشریق، سه روز است! همین پاسخ را به وی می‌دهیم که یک ماهه بودنِ روزه‌های واجب نیز، از سیره مسلمین، روشن است.

و اگر كسی بپرسد: «شخصی نذر كرده كه "أيّاماً معدودات" روزه بگيرد؛ هنگام ادای نذرش، چند روز باید روزه بگیرد؟ سه روز يا سی روز؟! دليل آن چيست؟» می‌گوییم: نذر معطوف به حدّاقلّی می‌شود که با آن وفای به نذر عرفاً صدق کند؛ حدّاقلّ جمع مکسّری مانند «أیّاماً معدودات» بی‌شکّ سه روز است؛ اگر قرینه‌ای پیدا شود که مرادش هنگام نذر، عدد خاصّی بیش از سه روز بوده، بر همان عدد بیشتر حمل می‌شود؛ وگرنه، با حدّاقلّ سه روز روزه‌گرفتن، وفای به نذر صدق می‌کند و روزه‌گرفتنِ بیشتر واجب نیست؛ اگر چه اگر بیشتر هم روزه بگیرد و حتّی به‌جای سی روز، چهل روز هم روزه بگیرد، اشکالی ندارد! پس قیاس نذر با روزۀ واجب ماه رمضان، قیاس مع الفارق است.


ششم) آنچه در بند 5 و 6 شبهه آمده، «یُسر» نسبت به مریض و مسافر است؛ نه نسبت به افراد غیر معذور؛ زیرا روشن است که احکام و تکالیفی که در بدو نظر، شاقّ و دشوار می‌نمایند(مانند جهاد و روزه و خمس و زکات و قصاص و حدود) در اسلام هست و با تمسّک به «یُسر» و ادّعای آسانی تکالیف، نمی‌توان چنین احکامی را تعطیل کرد و پیش آمدنِ «عُسر و حرج» در برخی موارد و برای برخی افراد، بحث دیگری است که در هر یک از آن تکالیف، به آن پرداخته و حکم آن بیان شده‌است.

پس در آیه سوم «يريد الله بكم اليسر» می‌فرماید خداوند قصد سخت‌گیری ندارد و افراد معذور به تعدادی که نتوانسته‌اند روزه ماه رمضان را بگیرند، می‌توانند در ماه دیگری به همان تعداد روزه قضاء بگیرند تا تعداد کلّ یک ماه روزه تکمیل شود. بحث «پی در پی بودن» در قضاء روزه‌ها و اشکال به قضاء روزه زنان حائض، از همان مغالطه لغوی سرچشمه می‌گیرد که گمان می‌کند لفظ «العدّة» در همه جای قرآن و در دو بحثِ طلاق و روزه، باید به یک معنا و کیفیّت باشد و این هم، فسادش روشن است و از روایات هم بر می‌آید که قضاء روزه‌های ماه رمضان، لازم نیست پی در پی باشد.


هفتم) آنچه در بند 7 شبهه آمده که «روایتی ... پیدا نکردیم»، نشانگرِ بی‌توجّهی به روایات و احساس بی‌نیازی از آن و تمایل به نظریّه فاسد «حسبنا کتاب الله» یا «نظریّه عدم امکان تخصیص و تقیید کتاب با خبر واحد» است. همچنین فارغ از اینکه «خُذ ما وافق الکتاب» مربوط به روایات متعارض است، نه روایاتِ مخصّص و مقـیّدِ آیات قرآن کریم، باید گفت: شاید ایشان جست‌وجوی کافی نکرده یا بر طبق مبانی رجالی و حدیثی خویش، روایت صحیحی نیافته‌باشد؛ ولی بر طبق مبانی رجالی بیشترِ فقهای متأخّر، در بحث روزه روایات صحیح یا موثوق‌الصدوری پیدا می‌شود که هرگز مخالف نصّ کتاب نیست تا کنار گذاشته‌شود؛ روایاتی که می‌تواند ظاهر کتاب را تفسیر کند یا تخصیص و تقیید بزند.

در اینجا برای نمونه، تعدادی از روایاتی را می‌آورم که مستقیم یا غیر مستقیم دلالت دارند بر اینکه در تمام روزهای ماه رمضان، روزه واجب است(همه این روایات، طبق مبانی رجالی بیشترِ فقهای متأخّر، صحیح‌السند هستند):

1. فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى الْمَأْمُونِ فِي كِتَابٍ: «وَ صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَرِيضَةٌ يُصَامُ لِلرُّؤْيَةِ وَ يُفْطَرُ لِلرُّؤْيَةِ.» عيون أخبار الرضا عليه السلام(طبع جهان) للشیخ الصدوق(ره)، ج 2، ص 124

در این روایت، روزه‌گرفتن در ماه رمضان، فریضه و واجب دانسته شده و از اینکه آغاز روزه‌گرفتن با رؤیت هلال و پایانش هم با رؤیت هلال شمرده شده، به روشنی یک‌ماهه بودنش را نشان می‌دهد.

2. «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع ... وَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع : صِيَامُ شَهْرِ الصَّبْرِ وَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ يَذْهَبْنَ بِبَلَابِلِ الصُّدُور.» الکافي(طبع الإسلامیّة) للشیخ الکلینيّ(ره)، ج 4، ص 92

«شهر الصبر» نام دیگری برای ماه رمضان است و روزه واجب آن را می‌گوید و سه روز روزه در هر ماه، به روزه‌های مستحبّی اشاره دارد.

3. «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ: "إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ" ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ "ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا" وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ فَتَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ. ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الصَّلَاةَ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ فَأَضَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ وَ إِلَى الْمَغْرِبِ رَكْعَةً فَصَارَتْ عَدِيلَ الْفَرِيضَةِ لَا يَجُوزُ تَرْكُهُنَّ إِلَّا فِي سَفَرٍ وَ أَفْرَدَ الرَّكْعَةَ فِي الْمَغْرِبِ فَتَرَكَهَا قَائِمَةً فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ فَصَارَتِ الْفَرِيضَةُ سَبْعَ عَشْرَةَ رَكْعَةً؛ ثُمَّ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّوَافِلَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ رَكْعَةً مِثْلَيِ الْفَرِيضَةِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ الْفَرِيضَةُ وَ النَّافِلَةُ إِحْدَى وَ خَمْسُونَ رَكْعَةً مِنْهَا رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ جَالِساً تُعَدُّ بِرَكْعَةٍ مَكَانَ الْوَتْرِ؛ وَ فَرَضَ اللَّهُ فِي السَّنَةِ صَوْمَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص صَوْمَ شَعْبَانَ وَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ مِثْلَيِ الْفَرِيضَةِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ ...» الکافي(طبع الإسلامیّة) للشیخ الکلینيّ(ره)، ج 1، ص 266

در این روایت می‌فرماید که خداوند در سال، روزه ماه رمضان را واجب کرد و رسول خدا(ص) روزه مستحبّی ماه شعبان و سه روز روزه مستحبّی در هر ماه را سنّت نهاد که دو برابرِ روزه‌های واجب شد؛ پس خداوند این سنّت‌گذاری را برای پیامبر اجازه‌کرد. پیداست که غیر از ماه رمضان و شعبان، 10 ماه در سال می‌ماند که سه روز روزه مستحبّی در آنها می‌شود 30 روز و با 30 روز روزه مستحبّی ماه شعبان جمعاً می‌شود 60 روز و روایت گفته دو برابرِ روزه‌های واجب شد؛ پس روشن می‌شود که تعداد روزه‌های واجب، 30 روز است.(البتّه بحث 30 روز، استعمال عرفی «یک ماه» است که ممکن است بر اثر رؤیت هلال، 29 روزه یا 30 روزه باشد.)

4. «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ أَفْطَرَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً يَوْماً وَاحِداً مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ؛ قَالَ: يُعْتِقُ نَسَمَةً أَوْ يَصُومُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ أَوْ يُطْعِمُ سِتِّينَ مِسْكِيناً فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ تَصَدَّقَ بِمَا يُطِيق.» الكافي(طبع الإسلاميّة) للشیخ الکلينيّ(ره)، ج 4، ص 101 – 102

در این روایت، حکم کفّاره کسی که یک روز از ماه رمضان را عمداً و بدون عذر روزه نگیرد، بیان شده‌است.

5. «سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمَشْرِقِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَفْطَرَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَيَّاماً مُتَعَمِّداً مَا عَلَيْهِ مِنَ الْكَفَّارَةِ؟ قَالَ: فَكَتَبَ مَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَعَلَيْهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ يَصُومُ يَوْماً بَدَلَ يَوْمٍ.» الاستبصار(طبع الإسلامیّة) للشیخ الطوسيّ(ره)، ج 2، ص 96

در این روایت، حکم کفّاره کسی که چند روز از ماه رمضان را عمداً و بدون عذر روزه نگیرد، بیان شده‌است.

6. «أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْمٍ أَسْلَمُوا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ قَدْ مَضَى مِنْهُ أَيَّامٌ هَلْ عَلَيْهِمْ أَنْ يَصُومُوا مَا مَضَى مِنْهُ أَوْ يَوْمَهُمُ الَّذِي أَسْلَمُوا فِيهِ فَقَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِمْ قَضَاءٌ وَ لَا يَوْمُهُمُ الَّذِي أَسْلَمُوا فِيهِ إِلَّا أَنْ يَكُونُوا أَسْلَمُوا قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْر.» الكافي(طبع الإسلاميّة) للشیخ الکلينيّ(ره)، ج 4، ص 125

در این روایت، گروهی هستند که در ماه رمضان و پس از گذشت چند روز از آن، اسلام آورده‌اند؛ پرسش از این است که آیا روزۀ روزهای گذشته از ماه رمضان را باید قضاء کنند یا خیر؟ این نشانگرِ واجب‌ّبودن روزۀ تمام روزهاست؛ نه فقط سه روز!

7. «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ أَسْلَمَ فِي النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مَا عَلَيْهِ مِنْ صِيَامِهِ قَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا مَا أَسْلَمَ فِيهِ.» الكافي(طبع الإسلاميّة) للشیخ الکلينيّ(ره)، ج 4، ص 125

در این روایت، مردی است که در نیمه ماه رمضان و پس از گذشت نصف روزهای آن، اسلام آورده‌است؛ پرسش از این است که آیا روزۀ نیمۀ گذشته از ماه رمضان را باید قضاء کند یا خیر؟ این نشانگرِ واجب‌ّبودن روزۀ تمام روزهاست؛ نه فقط سه روز!


هشتم) امّا درباره آنچه در بند 8 شبهه آمده‌بود که اعتکاف و شأن نزول سوره انسان و اطعام مسکین و یتیم و اسیر را شاهدی بر سه روزه بودنِ تعداد روزه‌های واجب گرفته‌بود، گفتنی است:

1. بحث اعتکاف، احکام ویژه خود را دارد که با رجوع به رساله‌های عملیّه و کتب فقهی روشن می‌شود؛ همچنین حدّاقلّ آن سه روز است؛ ولی منحصر به سه روز نیست و می‌تواند بیشتر باشد و در هر صورت، قیاس آن با روزه واجب ماه رمضان درست نیست؛ امّا چون نویسنده شبهه علاقه زیادی به قرآن دارد، به عبارت «و لا تباشروهن و أنتم عاکفون في المساجد» در آیه 187 سوره بقره اشاره می‌شود که چون آمیزش با زنان در شب‌های ماه رمضان حلال شد، جای این توهّم بود که معتکف گمان کند او هم می‌تواند در شب، با زنان در آمیزد! برای دفع این توهّم فرمود: «و لا تباشروهنّ و أنتم عاکفون فی المساجد» یعنی در حالی که در مساجد اعتکاف کرده‌اید، شب‌ها با زنان در نیامیزید و اینکه گفتیم می‌توانید در آمیزید، مربوط به ایّام روزه غیر اعتکاف بود.

2. آنچه دربارهٔ شأن نزول آیهٔ 8 سورۀ انسان «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا» مشهور شده که پس از نذر اهل‌بيت(ع) و شفاء يافتن حسنين(ع)، آنان سه روز روزه گرفتند و در سه شب متوالی تمام غذای خود را به مسكين و يتيم و اسير بخشيدند و خود بدون غذا خوابيدند و تنها با آب افطار كردند و در پاداش آن مائده آسمانی فرود آمد، سند متّصلی ندارد و دلالت روایاتش نيز ضعيف است؛ بلکه نقلی که سندی موثّق و صحیح دارد، حاکی از این است که پس از نذر اهل‌بيت(ع) و روزه‌گرفتن، حضرت زهراء(س) حلوایی درست كرد و به هنگام غذا، در سه نوبت پی در پی و در همان یک شب، آن حلوا را به مسكين و يتيم و اسير انفاق كردند؛ پس اینجا هم، گذشته از آنکه جای قیاس با روزه واجب ماه رمضان ندارد، اصلاً بحثی از سه روز نیست!

در این‌باره مقاله «بررسی روايات وارده در فضيلت اهل‌بيت(ع) در سورۀ انسان» نگاشتۀ «دكتر صمد عبدالهی عابد» را از اینجا دانلود کنید و بخوانید.


نهم) آنچه در پایان شبهه نتیجه‌گیری شده، تکرار ماقبل است که پاسخ داده‌شد؛ روزهٔ یهود هم ربطی به ما ندارد و آیهٔ «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الّذین من قبلکم» فقط در مقام بیان «اصل وجوب روزه» است؛ نه جزئیّاتی مانند روزها و مفطرات و ...؛ همچنین روایت زیر(فارغ از سندش) جالب است:

«و روي عن الحسن بن علي بن أبي طالب عليهما السلام أنه قال: جاء نفر من اليهود إلى رسول الله صلى الله عليه وآله فسأله أعلمهم عن مسائل فكان فيما سأله أنه قال له: لأيّ شيء فرض الله عز وجل الصوم على أمتك بالنهار ثلاثين يوماً، و فرض الله على الأمم أكثر من ذلك؟ فقال النبي صلى الله عليه وآله: إن آدم عليه السلام لما أكل من الشجرة بقي في بطنه ثلاثين يوما ففرض الله على ذريته ثلاثين يوما الجوع والعطش، والذي يأكلونه بالليل تفضل من الله عز وجل عليهم وكذلك كان على آدم عليه السلام، ففرض الله ذلك على أمتي، ثم تلا هذه الآية: "كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون أياما معدودات " ...» من لا یحضره الفقیه(طبع مؤسّسة النشر الإسلاميّ) للشیخ الصدوق(ره)، ج 2، ص 73 - 74

در اینجا اشاره شده که یهودی از پیامبر(ص) پرسید که چرا خداوند بر امّت تو 30 روز روزه را واجب کرده، در حالی که بر امّت‌های دیگر بیش از آن را واجب کرده‌است؟


التماس دعا


۵ نظر ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۵۸
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

پیش‌بینی رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1438 قمری در غروب جمعه 5 و شنبه 6 خرداد ماه 1396

برای مطالعه مبانی فقهی مربوط به «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق»، خواندن مطلب زیر پیشنهاد می‌شود:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Royat-Helal-Ofoq

برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند.

به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1438 قمری، در غروب پنجشنبه 4 خرداد 1396 شمسی برابر با 25 می 2017 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1438 در 4 خرداد 1396 - عوده


دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری 
هلال ماه مبارک رمضان 1438 قمری، در غروب جمعه 5 خرداد 1396 شمسی برابر با 26 می 2017 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1438 در 5 خرداد 1396 - عوده
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


سه) 
نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1438 قمری، در غروب جمعه 5 خرداد 1396 شمسی برابر با 26 می 2017 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1438 در 5 خرداد 1396 - یالوپ


چهار) 
نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1438 قمری، در غروب شنبه 6 خرداد 1396 شمسی برابر با 27 می 2017 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1438 در 6 خرداد 1396 - یالوپ
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


نتیجه‌گیری:

1. نقشه‌های رؤیت‌پذیری و پیش‌بینی‌ها و محاسبات کارشناسان نشان می‌دهد رؤیت هلال ماه رمضان المبارک 1438 قمری در غروب پنجشنبه 4 اردیبهشت 1396 شمسی برابر با 28 شعبان 1438 قمری و 25 می 2017 میلادی، نه تنها در ایران، بلکه در سراسر قارّه‌ها، با چشم غیر مسلّح و حتّی با چشم مسلّح، ناممکن است.

2. هلال ماه مبارک رمضان 1438 قمری در غروب جمعه 5 خرداد 1396 شمسی برابر با 29 شعبان 1438 قمری و 26 می 2017 میلادی، در سراسر ایران با چشم مسلّح دیده خواهدشد؛ ولی با توجّه به روشنایی هلال و اینکه ارتفاع ماه از افق، در لحظه غروب خورشید کم است، در صورتی که شرایط جوّی مناسب و هوا صاف باشد، پس از یافتن هلال با ابزار، رؤیت آن با چشم غیر مسلّح نیز ممکن است؛ هر چند رؤیت آن با چشم غیر مسلّح در نیمه شمالی کشور، سخت و در شمال شرق کشور، بسیار سخت خواهدبود؛

از این‌رو، بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم مسلّح» را کافی می‌دانند، ماه شعبان 29 روزه و شنبه 6 خرداد 1396 شمسی روز اوّل ماه مبارک رمضان 1438 قمری خواهدبود؛

امّا بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح» در مناطق قریب‌الأفق را لازم می‌دانند، پیش‌بینی می‌شود:

الف) در استان‌های خراسان رضوی و خراسان شمالی و گلستان و مناطق بالای استان سمنان(شهرهایی مانند میامی، شاهرود، بسطام) و نیمه بالایی استان اردبیل(شهرهایی مانند اردبیل، نمین، مشکین‌شهر و بالاتر) و مناطق بالایی استان‌های آذربایجان شرقی و غربی(مانند اهر، ورزقان، خروانق، جلفا، شوط، ماکو، بازرگان)، هلال با چشم غیر مسلّح دیده نخواهدشد و یکشنبه 7 خرداد 1396 شمسی روز اوّل ماه مبارک رمضان 1438 قمری خواهدبود.

ب) در استان‌های خراسان جنوبی و مازندران و گیلان و تهران و البرز و قزوین و زنجان و سایر مناطق استان‌های سمنان و اردبیل و آذربایجان شرقی و غربی(که در بند الف نبودند) و مناطق بالایی استان‌های مرکزی و همدان و کردستان(مانند ساوه، مأمونیه، رزن، بیجار، دیوان‌دره، سقز، بانه)، رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح بسیار سخت و به احتمال زیاد، یکشنبه 7 خرداد 1396 شمسی روز اوّل ماه مبارک رمضان 1438 قمری خواهدبود.

ج) در مناطقی که در نوار دوسوم پایینی کشور هستند(مناطقی که در بندهای الف و ب نبودند)، احتمال رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح می‌رود و احتمالاً شنبه 6 خرداد 1396 شمسی روز اوّل ماه مبارک رمضان 1438 قمری خواهدبود.

با این همه، باید منتظر گزارش‌های استهلال بمانیم.

3. هلال ماه مبارک رمضان 1438 قمری در غروب شنبه 6 خرداد 1396 شمسی، به‌راحتی با چشم غیر مسلّح دیده خواهدشد.

التماس دعا




پس‌نوشت: (افزوده‌شده در تاریخ 6 خردادماه 1396 ساعت 22:36)

نتیجهٔ گزارش‌های استهلال ماه رمضان المبارک 1438 قمری

با توجّه به اختلافی‌بودن رؤیت هلال ماه مبارک رمضان در ایران، از ساعاتی پس از غروب آفتاب، به تدریج گزارش‌های استهلال می‌رسید و بنده نیز در قالب چهار بخش، نتیجه را در کانالم در تلگرام منتشر کردم. اکنون در اینجا، آن چهار بخش را با اندکی ویرایش و تکمیل می‌آورم:


بخش یکم(ساعت 23:04 شب جمعه):

چنان‌که چند روز پیش در مطلبِ پیش‌بینی رؤیت هلال اعلام شد، هلال ماه رمضان المبارک ۱۴۳۸ قمری در غروب جمعه ۵ خردادماه ۱۳۹۶ شمسی در سراسر ایران با چشم مسلّح قابل رؤیت بود؛

گزارش‌های رسیده حاکی است که هلال با چشم مسلّح دیده شده و طبق مبنای مراجعی که رؤیت با چشم مسلّح را کافی می‌دانند، فردا شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ شمسی، اوّل ماه مبارک رمضان است؛

با توجّه به مبنای مقام معظّم رهبری در کفایت رؤیت با چشم مسلّح، ظاهراً اطّلاعیّهٔ منتشرشده در صدا و سیما نیز، ناظر به همین امر است و دربارهٔ رؤیت با چشم عادی چیزی نمی‌گوید.

هنوز گزارش معتبری مبنی بر رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح دریافت نشده و صفحهٔ عربی سایت حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه العالی)، اطّلاعیّه زیر را منتشر کرده‌است:

«بسم الله الرحمن الرحيم 

لم يثبت لدى سماحة السيد السيستاني (دام ظله) رؤية هلال شهر رمضان المبارك بالعين المجردة بعد غروب يوم الجمعة في العراق والمناطق المجاورة له ، وعلى ذلك فان يوم السبت يكون مكملاً لشهر شعبان المعظم ويكون يوم الاحد اول ايام شهر رمضان الفضيل، نسأل الله تعالى ان يجعله شهر خير وبركة لجميع المسلمين انه ارحم الراحمين. 

مكتب السيد السيستاني في النجف الاشرف»

به‌طور خلاصه، یعنی: رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح در عراق و مناطق مجاور آن(مانند ایران) نزد ایشان ثابت نشده و یکشنبه اوّل ماه مبارک رمضان است.


بخش دوم(ساعت 00:06 بامداد شنبه):

طبق اعلامیّه‌های منتشرشده، برای حضرات آیات خامنه‌ای و نوری‌همدانی که رؤیت با چشم مسلّح را کافی می‌دانند، احراز شده که فردا شنبه ۶ خردادماه، اوّل ماه مبارک رمضان است.

همچنین طبق اعلامیّه‌های صادرشده، برای حضرات آیات صافی‌گلپایگانی و شبیری‌زنجانی و مکارم‌شیرازی هم که رؤیت با چشم غیر مسلّح را لازم می‌دانند، احراز شده که فردا شنبه ۶ خردادماه، اوّل ماه مبارک رمضان است؛

البتّه حضرت آقای صافی، قائل به اشتراط اتّحاد افق نیستند و رؤیت در هر نقطه را برای نقاط دیگر کافی می‌دانند؛

حضرات آیات شبیری و مکارم نیز ظاهراً قائل به اشتراط اتّحاد افق عرفی هستند(نه اتّحاد افقِ دِقّی و نجومی)؛ مردم و عرف(حتّی اکثر تحصیل‌کردگان دانشگاهی و حوزوی) فکر می‌کنند شهرهایی که در یک طول جغرافیایی(و روی یک خطّ نصف‌النهار) هستند، هم‌افق‌اند! در حالی که برای اذان صبح و طلوع آفتاب و اذان ظهر و ... نیز، همواره چنین نیست که در دو شهری که طول جغرافیایی یکسان دارند، خورشید در یک لحظه طلوع یا زوال کند، به‌ویژه اگر آن دو شهر، در عرض جغرافیایی خیلی اختلاف داشته‌باشند؛ یا مردم عرفاً گمان می‌کنند که محقّق‌شدن رؤیت در کشوری در شرق، همواره دلالت می‌کند بر تحقّق رؤیت در کشوری که در غرب آن است؛ در حالی که این گمان، همواره درست نیست و چنین ملازمه‌ای وجود ندارد. بلکه هم‌افقی در رؤیت هلال، در آغاز هر ماه قمری، متفاوت و تقریباً به معنای قرارداشتن در یک منطقهٔ همرنگ از نقشهٔ رؤیت‌پذیری است.

برای نمونه، از من پرسیده‌شد که تعداد زیادی از شاهدان ساکن ماداگاسکار، هلال را به وضوح و با چشم عادی دیده‌اند و طول جغرافیایی ماداگاسکار هم با عراق برابر است؛ پس چرا در عراق، اوّل ماه اعلام نشد؟! پاسخ این است که طول جغرافیایی یکسان، به معنای هم‌افقی نیست و در این ماه قمری، این دو کشور هم‌افق نبودند و ماداگاسکار در منطقه‌ای بود که هلال به وضوح با چشم عادی دیده می‌شد؛ ولی برای عراق و ایران، چنین نبود و به این ترتیب، برای حضرت آقای سیستانی که قائل به اشتراط اتّحاد افق نجومی هستند، رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح اثبات نشد و فردا شنبه ۶ خردادماه را روز آخر ماه شعبان اعلام کرده‌اند که البتّه به مقلّدان ایشان توصیه می‌شود که برای رعایت احتیاط، فردا شنبه را روزهٔ قضاء یا مستحبّی بگیرند.


بخش سوم(ساعت 5:56 صبح شنبه):

با سپاس از گزارش جناب آقای میرسالاری، هلال ماه رمضان المبارک در غروب جمعه ۵ خردادماه، در چند نقطه از کشور توسّط رصدگران باتجربه و به‌صورت قابل اطمینان با چشم غیر مسلّح رؤیت شده که بالاترین نقطه‌ای که برای ما مفید است، «رؤیت ۲ رصدگر در رصدگاه قلعهٔ موسی‌خان نجف‌آباد» است.

اگر این گزارش پذیرفته‌شود و مبتلا به معارض نباشد، کاملاً مؤیّد پیش‌بینی چند روز پیشِ حقیر است که در همین وبلاگ اعلام شد و طبق آن، بنا بر لزوم رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح در مناطق هم‌افق(مبنای فقهی حضرت آقای سیستانی)، در مناطق بندهای «الف و ب» فردا یکشنبه اوّل ماه و در مناطق بند «ج»، امروز شنبه اوّل ماه خواهدبود.

برای مشاهدهٔ مناطق، به بخش «نتیجه‌گیری» در بالا رجوع‌کنید.


بخش چهارم(ساعت 12:54 ظهر شنبه):

گزارش استهلال ماه مبارک رمضان در بخش استهلال ماهیانه سایت مقام معظّم رهبری منتشر شد. با توجّه به این گزارش، بالاترین نقطه‌ای که هلال با چشم غیر مسلّح دیده شده و برای ما مفید است، «رؤیت ۴ رصدگر در ارتفاعات امام‌زاده هاشمِ دماوندِ تهران» است.

اگر این گزارش پذیرفته‌شود و مبتلا به معارض نباشد، با توجّه به پیش‌بینی چند روز پیشِ حقیر در همین وبلاگ، بنا بر لزوم رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح در مناطق هم‌افق(مبنای فقهی حضرت آقای سیستانی)، در مناطق بند «الف» فردا یکشنبه اوّل ماه و در مناطق بندهای «ب و ج»، امروز شنبه اوّل ماه خواهدبود.

برای مشاهدهٔ مناطق، به بخش «نتیجه‌گیری» در بالا رجوع‌کنید.

برای مقلّدان حضرت آقای سیستانی یادآوری می‌شود که اختلاف عرض نقطهٔ امام‌زاده هاشم با شهرهایی مانند مشهد، کمتر از 2 درجه است؛ ولی اوّل ماه را برای مناطق مذکور در بند «الف» اثبات نمی‌کند؛ زیرا بحث 2 درجه، مثالِ غالبی است و همیشگی نیست(در پاورقی رسالهٔ جامع نیز، به این امر اشاره شده) و هم‌افقی مناطق در آغاز هر ماه قمری، متفاوت و تقریباً به معنای قرارداشتن در یک منطقهٔ همرنگ از نقشهٔ رؤیت‌پذیری است.


تکمله:

پس از انتشار بخش چهارم، در حدود ساعت 14:30 اطّلاعیّه زیر در کانال تلگرام دفتر حضرت آیت‌الله العظمی شبیری‌زنجانی منتشر شد:

«اطلاعیه شماره دو دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی درباره ثبوت هلال ماه رمضان

با توجه به کثرت سوالات مقلدین به اطلاع می‌رساند رؤیت هلال ماه مبارک رمضان با چشم عادی (غیر مسلّح) در غروب روز جمعه برای مناطقی مانند شهرهای شمالی و مشهد مقدس -که بالاتر از عرض جغرافیایی شهر تهران و دماوند قرار دارند- ثابت نشده است لذا امروز در این مناطق سی‌ام شعبان المعظم است و مؤمنین در این مناطق می‌توانند به نیت روزه قضا یا روزه مستحبی روزه بگیرند.

دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی "دام ظله"»

این اطّلاعیّه، گذشته از آنکه مؤیّد یادآوری حقیر در پایان بخش چهارم است، نشان می‌دهد که معظّم‌له نیز، قائل به اشتراط اتّحاد افق نجومی هستند.


التماس دعا


۰ نظر ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۰
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

نکاتی دربارهٔ «حکم حاکم» و «اعلام اوّل ماه»


راه‌های ثبوت اوّل ماه قمری، در رسالهٔ عملیّهٔ هر مرجعی بیان شده‌است؛ در اینجا دربارهٔ «حکم حاکم» نکاتی را یادآوری می‌کنیم:


۱. راه‌های ثبوت اوّل ماه، «فتوی‌بردار» است؛ ولی اعلام اینکه امروز، اوّل ماه است، تشخیص موضوع است و فتوی‌بردار نیست؛ توضیح اینکه: مجتهد و مرجع تقلید، با بررسی ادلّهٔ شرعی در هر مسئله، حکم شرعی آن را استنباط و اعلام می‌کند و تشخیص موضوعات عرفی، با مکلّف است؛ برای نمونه، مجتهد فتوا می‌دهد که «خون انسان، نجس است.» و این مکلّف است که باید تشخیص دهد که رنگ روی لباسش، خون است یا جوهر قرمز.

در مسئلهٔ اوّل ماه نیز، مجتهد «الف» فتوا می‌دهد که «راه‌های ثبوت اوّل ماه، مثلاً چهار تاست: دیدن هلال با چشم غیر مسلّح، و ...»

مکلّفی که مقلّد «آقای الف» است، باید از یکی از آن راه‌ها تشخیص دهد که اوّل ماه شد یا نه؛

بنابراین، اگر خود شخص یا افراد مورد اعتمادش، ماه را با چشم مسلّح(و نه چشم غیر مسلّح) دیدند، برای وی اوّل ماه ثابت نمی‌شود.

همین‌طور، مجتهد «ب» فتوا می‌دهد که «راه‌های ثبوت اوّل ماه، مثلاً پنج تاست: دیدن هلال با چشم مسلّح، و ...»

مکلّفی که مقلّد «آقای ب» است، باید از یکی از آن راه‌ها تشخیص دهد که اوّل ماه شد یا نه؛

بنابراین، اگر خود شخص یا افراد مورد اعتمادش، ماه را با چشم مسلّح دیدند، برای وی اوّل ماه ثابت می‌شود.


۲. «سؤال: منظور از حاکم و حکم او در مسئلهٔ رؤیت ماه چیست؟

جواب: "حکم" عبارت است از إنشای مجتهد جامع الشرائط، از روی موازین شرعی در موضوعات جزئی؛ از قبیلِ ثبوت اوّل ماه، تعیین سرپرست، تعیین متولّی، و رفع خصومت بین مردم.

این حکم، بر تمامی مکلّفان و حتّی مجتهدان، حجّت است و همه باید از این حکم پیروی و اطاعت کنند و هیچ مجتهدی نمی‌تواند حکم او را نقض کند؛ مگر آنکه به اشتباه و خطای او پی ببرد.

منظور از حکم، صِرف خبر و إعلام نیست؛ بلکه باید لفظ "حَکمتُ" و مانند آن به‌کار رود.

منظور از حاکم در رساله‌های عملیّه، همان مجتهد جامع شرایطِ فتوا است.

[مبانی تکملة المنهاج، کتاب القضاء، ص۳ ؛ التنقیح فی شرح العروة الوثقی، کتاب الاجتهاد و التقلید، م۵۷ و ۶۸ ؛ العروة الوثقی، م۵۷ ؛ توضیح المسائل مراجع، م۷]»

منبع نکتهٔ ۲ پیش از اندکی ویرایش:

http://hr-fallah.ir/?p=2247


۳. حجّت‌الاسلام‌ و المسلمین علیرضا موحّدنژاد، رئیس کمیتهٔ علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظّم رهبری:

«در اینجا، یک بحث وجود دارد که آیا این موضوع، یک بحث اجتماعی و حکومتی است که نظر حاکم در آن ترجیح داشته‌باشد یا خیر؟

این‌طور که در نظر مراجع و بیان مقام معظّم رهبری دیده می‌شود، تشخیص روز اوّل ماه بودن یا نبودن را، یک امر حکومتی نمی‌دانند و آقا نیز در یکی از خطبه‌های عید فطر اشاره‌کردند که این، یک موضوع فقهی است و هر کس باید به فتوای فقیهِ خود رجوع‌کند. نظر مراجع نیز، در این موضوع مانند آقا است.

... مراجع نیز پذیرفته‌اند که این مسئله(رؤیت هلال ماه) از جمله امورِ "موضوعی" است که مکلّف باید پیگیر باشد. ... فرد، فتوا را از مرجع خود می‌گیرد و در مورد "موضوع" خودش به نتیجه می‌رسد و بر اساس همان عمل می‌کند. ... مراجع، این موضوع را که تشخیص اوّل ماه، اجتماعی است، قبول ندارند و آن را یک امر فردی می‌دانند.

منتها آنچه در فرمایش‌های مقام معظّم رهبری مورد تأکید قرار گرفته و آن را حکومتی می‌دانند، بحث اقامهٔ نماز عید سعید فطر است. ایشان می‌فرمایند که ... نماز عید به‌صورت جماعت، تنها در روزی که رسماً اعلام شده، اقامه گردد. علّت آن هم، از این قرار است که این موضوع(اقامهٔ نماز عید در روزهای متفاوت) موجب بروز درگیری در برخی مناطق شده‌است. ... بر همین اساس، رهبری فرمودند که اقامهٔ نماز عید فطر به‌صورت جماعت، یک مسئلهٔ حکومتی است. ... در یکی از دیدارهایی که رهبر انقلاب با اعضای خبرگان داشتند، ایشان فرمودند که تشکّر می‌کنم از علمایی که روز دیگری برای آنها عید بود، ولی نماز را نخواندند.»

منبع نکتهٔ ۳ پیش از اندکی تلخیص و ویرایش:

http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=30318


۴. حجّت‌الاسلام و المسلمین محمّدحسین فلّاح‌زاده، کارشناس پاسخ به مسائل شرعی و عضو بخش استفتائات دفتر مقام معظّم رهبری:

«اطّلاعیّه‌هایی که دفاتر مراجع یا دفتر رهبری صادر می‌کنند، تعبیر به "حکم" نيست[و به معنای "حکم حاکم" نیست؛ چرا که در حکم، باید تصریح به حکم شود]؛ بلکه می‌گویند برای ما ثابت شده که فردا اوّل ماه است.»

منبع نکتهٔ ۴ پیش از اندکی ویرایش:

http://www.ketabenaab.com/1392/05/17/حجت‌الاسلام-و-المسلمین-محمدحسین-فلاح/


۵. برخی مراجع، «حکم حاکم به اوّل ماه» را جزء راه‌های ثبوتِ اوّل ماه نمی‌دانند؛ ولی حتّی طبق نظر مراجعی که آن را یکی از راه‌های ثبوت اوّل ماه می‌دانند، با توجّه به نکاتِ پیش‌گفته روشن می‌شود که در این سال‌ها، مقام معظّم رهبری و دیگر مراجع، حکم به اوّل ماه نکرده‌اند و آنچه دفاتر مراجع در سایت‌ها و رسانه‌ها یا صدا و سیما می‌گویند، «حکم» نیست؛ بلکه «خبر از ثبوت اوّل ماه نزد ایشان» است؛

این خبر و گزارش برای هر کسی که از هر مرجعی تقلید می‌کند، اگر اطمینان آورد که ماه طبق روش‌های مورد قبولِ مرجعش ثابت شده، به اطمینانش عمل می‌کند؛ ولی اگر اطمینان نیاورد، لازم‌الاتّباع نیست؛ چون «حکم» نیست.

باز هم تأکید می‌شود که در هنگام کسب اطمینان از هر خبر یا گزارشی، باید مبنای مرجع تقلید شخص در روش‌های ثبوت اوّل ماه، محفوظ بماند.


برای مطالعه مبانی فقهی مربوط به «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق»، خواندن مطلب زیر پیشنهاد می‌شود:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Royat-Helal-Ofoq

التماس دعا

۰ نظر ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۳
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

پیش‌بینی رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1437 قمری در غروب یکشنبه 16 و دوشنبه 17 خرداد ماه 1395

برای مطالعه مبانی فقهی مربوط به «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق»، خواندن مطلب زیر پیشنهاد می‌شود:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Royat-Helal-Ofoq

برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند.

به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1437 قمری، در غروب یکشنبه 16 خرداد 1395 شمسی برابر با 5 ژوئن 2016 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1437 در 16 خرداد 1395 - عوده


دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری 
هلال ماه مبارک رمضان 1437 قمری، در غروب دوشنبه 17 خرداد 1395 شمسی برابر با 6 ژوئن 2016 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1437 در 17 خرداد 1395 - عوده
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


سه) 
نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1437 قمری، در غروب یکشنبه 16 خرداد 1395 شمسی برابر با 5 ژوئن 2016 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1437 در 16 خرداد 1395 - یالوپ


چهار) 
نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1437 قمری، در غروب دوشنبه 17 خرداد 1395 شمسی برابر با 6 ژوئن 2016 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1437 در 17 خرداد 1395 - یالوپ
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


نتیجه‌گیری:

1. با توجّه به نقشه‌های رؤیت‌پذیری، کشورهای ایران و عراق و عربستان در آغاز این ماه قمری، هم‌افق هستند. پیش‌بینی‌ها و محاسبات کارشناسان نشان می‌دهد رؤیت هلال ماه رمضان المبارک 1437 قمری در غروب یکشنبه 16 خرداد 1395 شمسی برابر با 28 شعبان 1437 قمری و 5 ژوئن 2016 میلادی، نه تنها در ایران، بلکه در سراسر قارّه‌های اروپا و آسیا و اقیانوسیه با چشم غیر مسلّح و حتّی با چشم مسلّح، ناممکن است. این ناممکن‌بودن، به اندازه‌ای علمی و اطمینان‌آور است که بنا به نظر بیشتر مراجع عظام تقلید، به پشتوانه آن می‌توان اطمینان یافت که مدّعیان رؤیت هلال، اشتباه کرده‌اند؛ از این‌رو، شهادت عدول به رؤیت این هلال در این غروب و در این مکان‌ها، اعتباری ندارد و پذیرفتنی نیست و سبب اثبات اوّل ماه نمی‌شود.

2. هلال ماه رمضان المبارک 1437 قمری در غروب دوشنبه 17 خرداد 1395 شمسی برابر با 29 شعبان 1437 قمری و 6 ژوئن 2016 میلادی، به راحتی با چشم مسلّح و غیر مسلّح دیده خواهدشد و از آنجا که در این شب، ارتفاع هلال بالاست و ماه مطوّق دیده می‌شود و مکث ماه پس از غروب خورشید نیز حدود یک ساعت و ربع طول می‌کشد، ممکن است برای بسیاری از مردم، ابهام «ماه شب دوم» پدید آید؛ در حالی که این نشانه‌ها ربطی به شب دوم ندارد.

با توجّه به نکات پیش‌گفته و نتیجه استهلال ماه قبل، بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم مسلّح» را کافی می‌دانند، ماه شعبان 30 روزه و بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح» را لازم می‌دانند، ماه شعبان 29 روزه و طبق هر دو مبنا، سه‌شنبه 18 خرداد 1395 شمسی روز اوّل ماه مبارک رمضان 1437 قمری خواهدبود.


التماس دعا


۰ نظر ۱۱ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۱۳
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

نکاتی دربارۀ «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق»

مناسک اسلامی بر پایۀ ماه‌های قمری بنا نهاده شده و به دلیل همین اهمّیّت، «رؤیت هلال» از بحث‌های مهمّ فقهی است. به اختلاف نظرهای علمی این مسئله، در کتاب‌ها و مقالات مبسوط پرداخته شده و ما در این نوشتار می‌کوشیم به اختصار، نکاتی را همراه با دیدگاه حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی (مدّ ظلّه) بیان‌کنیم و بحث «اتّحاد افق» را که در فضاهای غیر تخصّصی، کمتر به آن پرداخته شده، به شکلی ملموس مطرح‌کنیم.

بخش نخست) رؤیت هلال

1. «ماه» تنها قمر زمین است و تصوّر عامیانه، این است که در مداری دایره‌ای به دور زمین می‌گردد! و چون همواره یک روی آن به سوی زمین است و سوی دیگرش از زمین دیده نمی‌شود، پس حتماً حرکت وضعی ندارد!!
در حالی که مدار گردش ماه، یک بیضی است که زمین در یکی از کانون‌های آن است و فاصلۀ ماه و زمین، دارای اوج و حضیض است. همچنین ماه حرکتی وضعی به حول محور خودش دارد که چون دورۀ تناوب این دوران، دقیقاً با دورۀ تناوب گردش ماه به دور زمین برابر است، همیشه یک روی آن به سوی زمین است؛ با این همه، نباید انتظار داشت که 50 درصد ماه از زمین دیده نشود! زیرا نوسانات حرکت ماه سبب پدیده‌ای به نام «رُخ‌گرد» می‌شود که بر اثر آن، 41 درصد از سطح ماه همواره رو به زمین است و تنها 41 درصد ماه هیچ‌گاه از زمین دیده نمی‌شود و 18 درصد باقی‌مانده، گاهی دیده می‌شود و گاهی ناپیداست؛ و همین که می‌توان از روی زمین، نهایتاً 59 درصد سطح ماه را دید، نشانه‌ای بر حرکت وضعی ماه است.

«ماه نجومی» مدّت‌زمان یک دوران کامل ماه به دور زمین است که 27 روز و 7 ساعت و 43 دقیقه و 4 ثانیه و اندی( 27.321582 روز) طول می‌کشد.
«ماه هلالی یا قمری» مدّت‌زمان میان دو بار پیاپی است که خورشید و زمین و ماه، بر یک خطّ می‌شوند و 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 2 ثانیه و اندی( 29.530589 روز) است. ماه هلالی، طولانی‌تر از ماه نجومی است؛ زیرا هم‌زمان با گردش ماه به دور زمین، زمین نیز به دور خورشید می‌گردد و ماه باید اندکی پیش‌تر رود تا دوباره هر سه بر یک خطّ قرار گیرند.

برای عرف روشن است که «ماه عرفی یا شرعی»، 29 یا 30 روزه است؛ محاسبات نشان می‌دهد که ماه قمری می‌تواند تا 3 ماه پیاپی 29 روزه یا تا 4 ماه پیاپی 30 روزه باشد. در روایات نیز هست که ماه قمری نمی‌تواند کمتر از 29 روز باشد! از این‌رو، با ماه نجومی که مدّت‌زمان آن 27.3 روز است، کاری نداریم.

برای آشنایی بیشتر با ویژگی‌های زمین و ماه و پیچیدگی‌های حرکت آنها، به کتاب‌های نجومی رجوع‌کنید. با مطالعۀ مطالب سایت ویکیپدیا نیز، می‌توانید منابع تکمیلی را بیابید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Earth
https://en.wikipedia.org/wiki/Moon


2. میزان شرعی در آغاز ماه قمری، تحقّق هلال است و «هلال» یعنی بازتابِ قابل رؤیتِ نور خورشید از لبۀ ماه.
طبق محاسبات نجومی، در بهترین وضعیّت جوّی هم، تا چندین ساعت(دست‌کم 8 ساعت) بعد از مقارنۀ ماه و خورشید(ولادت ماه جدید)، امکان تشکیل هلال وجود ندارد و برای کمتر از یک حدّ فاصلۀ زاویه‌ای مشخّص ماه و خورشید(کمتر از 7 درجه مشهور به حدّ دانژون)، اصلاً هلالی تشکیل نمی‌شود! چون نور خورشید هنوز از پشت رشته‌کوه‌های لبۀ ماه بر سطح ماه نتابیده و سایۀ بلندی‌های لبۀ غربی ماه به اندازه‌ای طولانی می‌شود که مانع بازتاب نور از سطح ماه و تشکیل هلال است؛ در این موارد، ماه از مُحاق درآمده و در افق حضور دارد؛ امّا اصلاً هلالی تشکیل نمی‌شود و حتّی با تلسکوپ هم دیده نمی‌شود.

به این ترتیب، لحظۀ مقارنۀ ماه و خورشید و لحظۀ ولادت ماه(که لحظۀ پس از مقارنه است)، از نظر نجومی با دقّت بالا قابل محاسبه و پیش‌بینی‌اند؛ ولی برای ما ملاک نیستند! زیرا در متون فقهی، بحث و اثبات شده که میزان شرعی در آغاز ماه قمری طبق قول مشهور، تحقّق هلال است و «هلال» یعنی بازتابِ قابل رؤیتِ نور خورشید از لبۀ ماه؛ یعنی ماه نوی از مُحاق درآمده‌ای که در افق به درجه‌ای برسد و ویژگی‌هایی را داشته‌باشد که اگر ابر و موانع نباشد، امکان و قابلیّت رؤیت با چشم عادیِ غیر مسلّح را برای ساکنان زمین(و نه پروازکنندۀ با هواپیما) داشته‌باشد. حتّی برخی گفته‌اند که بر ماه نویی که با رؤیت عادی دیده نشود(ولو با چشم مسلّح دیده شود)، «هلال» صدق نمی‌کند.

البتّه قول غیر مشهور، رؤیت هلال با چشم مسلّح(تلسکوپ و دوربین و ابزارهای اپتیکی) را کافی می‌داند.

دربارۀ ادلّۀ طرفین، در کتاب‌های فقهی بحث‌های مبسوطی شده که در این مجال نمی‌گنجد. برای خوانندگان آشنا به فقه و تنها به عنوان نمونه، چند مقالۀ در دسترس را -که برخی ناظر و در نقد همدیگر نیز هستند- پیشنهاد می‌دهم(در هر سه مورد، پس از زدن لینک و باز شدن صفحه، روی عنوان مقاله در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید.):

یک) «رؤیت هلال با چشم مسلّح» نوشتۀ حجّت‌الاسلام و المسلمین رضا مختاری، در دفاع از رؤیت با چشم غیر مسلّح
http://www.islamicfeqh.com/magshow.php?kind=217

دو) «اعتبار ابزار جدید در رؤیت هلال» نوشتۀ حجّت‌الاسلام و المسلمین محمّدجواد فاضل لنکرانی، در دفاع از رؤیت با چشم مسلّح
http://www.islamicfeqh.com/magshow.php?kind=190

سه) «باز هم رؤیت هلال با چشم مسلّح» نوشتۀ حجّت‌الاسلام و المسلمین رضا مختاری، در دفاع از رؤیت با چشم غیر مسلّح
http://www.islamicfeqh.com/magshow.php?kind=190


3. فتوای حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه) مانند مشهور، این است که رؤیت هلال باید با چشم غیر مسلّح باشد و رؤیت با چشم مسلّح(دوربین و تلسکوپ) کافی نیست.

برای آشنایی اجمالی، عموم خوانندگان می‌توانند به پاورقی 1 صفحۀ 590 و 591 (فایل Pdf) «توضیح‌المسائل جامع حضرت آقای سیستانی» رجوع‌کنند یا همان مطلب را در پاورقی 29 این صفحه از سایت ایشان بخوانند:
http://www.sistani.org/persian/book/25103/4035

لینک دانلود نسخۀ Pdf رسالۀ جامع معظّم‌له:
http://www.sistani.org/files-new/book-pdf/persian-tozih-jamih.pdf

خوانندگان آشنا به زبان عربی نیز، می‌توانند به صفحات 39 تا 42 کتاب «أسئلة حول رؤیة الهلال مع أجوبتها، وفق ما أفاده سماحة السیّد السیستانی» رجوع‌کنند. این کتاب را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید:
http://taghrirat.net/ketab/helal-taghrirat.net.pdf


4. معظّم‌له مانند مشهور قائل‌اند که رؤیت «طریقیّت» دارد؛ امّا نه برای مجرّد حضور ماه در افق! بلکه برای حضور ماهی در افق که ویژگی‌هایی را داشته‌باشد که اگر ابر و موانع نباشد، هلالش قابل رؤیت با چشم غیر مسلّح باشد؛ ولو کسی هم آن را نبیند!
یعنی رؤیت فعلی، موضوعیّت ندارد و لازم نیست؛ بلکه رؤیت تقدیری کافی است. مؤیّد اینکه رؤیت «طریق محض» است، داشتن بدیلی چون قیام بیّنه یا گذشتن سی روز از آغاز ماه گذشته است.

ایشان در پاسخ به پرسشِ «لا سیّما أنّ الرؤیة طریق إلی ظهور الهلال علی الأفق و لا موضوعیّة لها»، فرموده‌اند:
«لا بدّ من البناء علی أنّ الرؤیة المذکورة فی النصوص إنّما أخذت طریقاً إلی ظهور الهلال علی الأفق بحجم و بارتفاع مناسبین لأن یُری بالعین المتعارفة غیر المسلّحة لو لا الموانع الخارجیّة من سحاب و نحوه.» (أسئلة حول رؤیة الهلال مع أجوبتها، ص 40)

همچنین در جای دیگر فرموده‌اند:
«إنّ المستفاد من الأدلّة الشرعیّة کون العبرة فی بدایة الشهر القمریّ بظهور الهلال علی الأفق بنحو قابل للرؤیة بالعین المجرّدة لو لا الغیم و نحوه من الموانع الخارجیّة؛ فلا تکفی ولادة الهلال و کونه موجوداً علی الأفق و لکن بنحو غیر قابل للرؤیة مطلقاً أو بنحو غیر قابل للرؤیة إلّا بالأدوات المقرّبة و الرصد المرکّز.» (همان، ص 43 – 44)


5. معظّم‌له «پیش‌بینی‌های منجّمان» را به دو بخش «یقینی و ظنّی» تقسیم می‌کنند و شهادت به رؤیت و بیّنه‌ای را که مخالف «پیش‌بینی یقینیِ منجّمان» باشد، مردود می‌دانند و نمونه‌اش هم در هلال شوّال سال ۱۴۱۹ ق رخ داده که در ایران، عید اعلام شد؛ ولی با آنکه برخی شهرهای عراق که در غرب ایران است و ملاک اتّحاد افق طبق مبنای ایشان را هم داشت، ایشان نپذیرفتند؛ زیرا یقین داشتند که در آن شب، هلال قطعاً غیر قابل رؤیت با چشم غیر مسلّح بوده‌است.
دربارۀ آنچه در این بند گفته‌شد، به صفحات 43 تا 55 کتاب «أسئلة حول رؤیة الهلال مع أجوبتها، وفق ما أفاده سماحة السیّد السیستانی» بنگرید.


6. طبق فتوای معظّم‌له، اوّل ماه با حکم حاکم شرع ثابت نمی‌شود؛ از این‌رو، با توجّه به نکات پیش‌گفته، صِرف «حکم إنشائی حاکم» و «پیش‌بینی منجّمان» و «گواهی افرادی که شهادت دهند با چشم مسلّح، ماه را دیده‌اند» و نیز «اعلام و خبر از احراز ماه در نزد حاکم، هنگامی که احتمال می‌رود بنا بر مبنای وی در کفایت چشم مسلّح باشد»، نمی‌تواند برای مقلّد حضرت آقای سیستانی پذیرفتنی باشد؛ مگر اینکه مقلّد، از پیش‌بینی آنان یا شهادات ایشان یا حکم حاکم یا إخبار وی، علم یا اطمینان پیدا کند که هلالی در افق بوده که ویژگی‌هایی را داشته که اگر ابر و موانع نمی‌بود، قابل رؤیت با چشم غیر مسلّح می‌بود.


دربارهٔ «حکم حاکم» و «اعلام اوّل ماه»، خواندن مطلب زیر پیشنهاد می‌شود:

http://aasemaan25.blog.ir/post/Hokm-Hakem


بخش دوم) اتّحاد افق

1. مسئلۀ دیگری که در رؤیت هلال و آغاز ماه قمری اختلافی است، این است که آیا اتّحاد افق‌ها شرط است یا نه؛

حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره) و برخی از مراجع بزرگوار فعلی قائل‌اند که اگر در مکانی هلال دیده شود، برای سایر کشورها و شهرهایی که در بخشی از شب، با آن مکانِ رؤیت هلال مشترک‌اند، کفایت می‌کند(چه در شرق آن مکان باشند و چه در غرب آن)؛ در واقع، این بزرگواران، اتّحاد افق را شرط نمی‌دانند.

حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی مانند مشهور معتقدند که آغاز شهر قمری، امری نسبی است که در شهرهای مختلف، متفاوت است و امر یکسانی در همۀ شهرها نیست و آنچه شرعاً برای شخص ساکنِ یک نقطه معتبر است، قابلیّت رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح در همان نقطه یا مکان‌هایی است که اگر هلال در آنها دیده شود، در صورت نبودِ موانع جوّی مانند ابر یا غبار، در نقطۀ سکونت آن شخص نیز دیده می‌شود؛ یعنی اتّحاد افق -که ملاک آن گفته خواهدشد- شرط است.

دربارۀ ادلّۀ طرفین، در کتاب‌های فقهی بحث‌های مبسوطی شده که در این مجال نمی‌گنجد. برای خوانندگان آشنا به فقه و تنها به عنوان نمونه، دو مقاله را پیشنهاد می‌دهم:
یک) «ثبوت الشهر برؤیة الهلال فی بلد آخر» نوشتۀ حضرت آیت‌الله سیّدمحمود هاشمی شاهرودی، در دفاع از نظریّۀ استادشان حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره)
http://www.islamicfeqh.com/magshow.php?kind=113
(پس از زدن لینک و باز شدن صفحه، روی عنوان مقاله در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید.)

دو) صفحات 5 تا 38 کتاب «أسئلة حول رؤیة الهلال مع أجوبتها، وفق ما أفاده سماحة السیّد السیستانی»، در نقد نظریّۀ استادشان حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره) و دفاع از مبنای اشتراط اتّحاد افق
http://taghrirat.net/ketab/helal-taghrirat.net.pdf


2. در برخی کتاب‌ها و مقالات و سایت‌ها -که متأسّفانه کم هم نیستند!- ملاکی برای افق مطرح کرده‌اند و بدون مقیّدکردن به نزدیکی در عرض جغرافیایی، گفته‌اند: «شهرهایی را که از نظر علم هیئت در یک طول جغرافیایی(نصف‌النهار) قرار گرفته‌باشند، هم‌افق می‌نامند؛ بنابراین اگر در یکی از این شهرها، ماه دیده شود و مانعی مانند ابر در کار نباشد، در شهرهایی که در طول آن قرار دارد، نیز دیده می‌شود.» یا گفته‌اند: «رؤیت هلال در شهرهای شرقی، برای شهرهای غربی نیز کافی است.»

در حالی که این ملاک، همواره درست نیست! به مثال زیر دقّت کنید:

شهر «دارالسلام(پایتخت تانزانیا)» روی نصف‌النهار 39 درجه و 17 دقیقۀ شرقی و شهر «هامبورگ(آلمان)» روی نصف‌النهار 10 درجۀ شرقی قرار دارد؛ یعنی از نظر طول جغرافیایی، دارالسلام حدود 29 درجه در شرقِ هامبورگ قرار دارد؛ با این همه، در غروب روز جمعه 13 دی‌ماه 1381 شمسی، هلال ماه در دارالسلام رؤیت شد؛ ولی در هامبورگ(که در غرب آن است) دیده نشد!

حتّی فارغ از هلال ماه و پیچیدگی‌های رؤیت آن، تصوّرات ما از طلوع و غروب خورشید نیز دقیق نیست!

اگر در همین مثال و دربارۀ همان دو شهر، از بیشترِ تحصیل‌کردگان بپرسید: «در آن روز، خورشید در کدام شهر، زودتر غروب کرده؟» طبق تصوّر عامیانه که همواره خورشید در شهرهای شرقی، زودتر طلوع و زودتر هم غروب می‌کند، پاسخ خواهندداد: «در دارالسلام، زودتر غروب کرده‌است!»

در حالی که آن روز، خورشید در هامبورگ(که غربی‌تر است)، در ساعت 18 و 43 دقیقه(به وقت ایران) غروب کرده و 29 دقیقۀ بعد، در دارالسلام در ساعت 19 و 12 دقیقه(به وقت ایران) غروب کرده‌است!!

تصوّرات عامیانۀ فوق، به دلیل ساده‌انگاری و در نظر نگرفتنِ «تفاوت عرض جغرافیایی حدود 60 درجۀ آن دو شهر و کروی‌بودنِ زمین و تفاوت فصول به دلیل کج‌بودنِ محور زمین» است.

مثالی که مطرح شد، در مقالۀ خواندنی «تعارض بین رأی منجّمان و گواهی شهود به رؤیت هلال» از حجّت‌الاسلام و المسلمین علیرضا موحّدنژاد آمده‌بود که مطالعۀ آن پیشنهاد می‌شود:
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101028171823-218.pdf


3. برای آشنایی اجمالی خوانندگان با نظر حضرت آقای سیستانی دربارۀ ملاک وحدت افق، پاورقی «توضیح‌المسائل جامع» را می‌آورم:

«پس با توجّه به این معنا، هم‌افق بودن یا نبودن دو منطقه نسبت به یکدیگر، امر ثابتی نیست؛ بلکه در ماه‌های مختلف، ممکن است متفاوت ‌باشد. توضیح بیشتر این است که:
برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، اموری مؤثّر است؛ از جمله: زمان غروب خورشید و ماه، و اختلاف زمان غروب آن دو، و نیز مختصّات خورشید و ماه، و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید -که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد- و همین‌طور درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه و ...

گاه ممکن است در یکی از ماه‌های قمری، ویژگی‌های فوق باعث شود ماه در افق شهری مثلاً با نورانیّت زیاد و مدّت مکث طولانی دیده شود که این امر باعث اطمینان می‌شود که در شهرِ به‌خصوص دیگر، چنانچه ابر یا مانع دیگری نبود، حتماً ماه دیده می‌شد و به اصطلاح، بین رؤیت ماه با این شرایط در شهر اوّل و رؤیت ماه در شهر دوم ملازمه وجود دارد.

امّا در ماه قمری دیگر، ممکن است در همان شهر اوّل، ماه دیده شود؛ امّا از آنجا که مثلاً مدّت مکث ماه و جدایی زاویه‌ای آن با خورشید، کم بوده، نتوان اطمینان پیدا کرد که اگر در شهر دوم، ابر یا مانع دیگری نبود، حتماً ماه دیده می‌شد و به تعبیر دیگر، بین رؤیت ماه در شهر اوّل با رؤیت ماه در شهر دوم ملازمه وجود ندارد.
پس یک شهر، در یک ماه قمری، نسبت به شهر دیگر هم‌افق بوده؛ امّا در ماه دیگر نسبت به همان شهر، هم‌افق نمی‌باشد.

البتّه به طور کلّی و عموم، ممکن است گفته شود:
اگر شهری که ماه دیده شده(شهر اوّل)، در شرق شهر دوم -که مثلاً مانعی از دیده‌شدن ماه در آن بوده- قرار داشته‌باشد، چنانچه در خطّ عرض جغرافیایی، بیش از یک یا دو درجه اختلاف نداشته‌باشد، غالباً ملازمه وجود داشته و غالباً دیده‌شدن ماه در شهر اوّل، اوّل ماه را برای شهر دوم نیز ثابت می‌کند؛ بنابراین، ثابت‌شدن رؤیت ماه در مشهد، اوّل ماه را غالباً برای نیشابور، سبزوار، شاهرود، دامغان، تهران، قروین، سقز، سردشت و ... ثابت می‌کند.
امّا در غیر این صورت‌، وجود ملازمه و ثابت‌شدن ماه، در شهر دیگر، بستگی به ویژگی‌های ماهی دارد که در شهر اوّل رؤیت شده که در توضیحات به آن اشاره گردید.

به طور مثال، در برخی از موارد ممکن است خصوصیّات رؤیت ماه طوری باشد که دیده‌شدن ماه در شهرهایی از پاکستان یا هندوستان یا حتّی عراق و عربستان، اوّل ماه در مشهد را هم ثابت ‌کند و در بسیاری از موارد هم، ممکن است دیده‌شدن ماه حتّی در تهران یا اصفهان یا شهرهای نزدیک‌تر مثل شاهرود هم، اوّل ماه را در مشهد ثابت ننماید؛ که در هر مورد می‌توان از متخصّصین متدیّن کسب اطّلاع نمود.
از آنچه ذکر گردید، روشن شد که مرزها و تقسیمات کشوری و شهری به هیچ‌وجه در اتّحاد افق و عدم آن، دخیل نمی‌باشد.»
منبع: پاورقی 31 در این صفحه:   http://www.sistani.org/persian/book/25103/4035


پس به‌طور خلاصه، از نظر معظّم‌له، تقسیمات کشوری و استانی و شهری ملاک نیست و هلال باید در شهری که مقلّد در آن ساکن است، ثابت شود؛ یا در شهری که با آن اتّحاد افق دارد. این اتّحاد افق، «در آغاز هر ماه قمری متفاوت است» و آنچه غالبی است، این است که شهر اوّل که هلال در آن رؤیت شده، در شرق شهر دوم باشد و در عرض جغرافیایی نیز، بیش از 2 درجه اختلاف نداشته‌باشند.
باز هم تأکید می‌شود که همین ملاکِ گفته‌شده، غالبی است و دائمی نیست؛ مهمّ، «اطمینان شخصی به تلازم رؤیت هلال در دو شهر است» و برای حصول این اطمینان، باید به متخصّصان رجوع‌کرد تا در آغاز هر ماه قمری، شهرهای هم‌افق را مشخّص کنند.


4. برای روشن‌شدنِ آنچه گفته‌شد و اینکه قرار داشتنِ دو شهر روی یک خطّ طولی جغرافیایی(یک نصف‌النهار) ملاکی برای هم‌افق بودنِ آنها در رؤیت هلال نیست، از تصاویر کمک می‌گیریم.

گفته شد که برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند. به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب چهارشنبه 27 خرداد 1394 شمسی برابر با 17 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 27 خرداد 1394 - عوده


دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب پنجشنبه 28 خرداد 1394 شمسی برابر با 18 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 28 خرداد 1394 - عوده

توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)

سه) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب چهارشنبه 27 خرداد 1394 شمسی برابر با 17 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 27 خرداد 1394 - یالوپ


چهار) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب پنجشنبه 28 خرداد 1394 شمسی برابر با 18 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 28 خرداد 1394 - یالوپ

توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


به این ترتیب، می‌بینید که مناطق و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه، هذلولی‌شکل است و نمی‌توان هم‌افق بودن مناطق مختلف را بر اساس طول و عرض جغرافیایی، به‌طور دائمی و ثابت مشخّص کرد؛ زیرا این هذلولی‌ها در آغاز ماه قمری بعدی متفاوت‌اند!

برای دیدن نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه شوّال 1436 قمری در غروب پنجشنبه 25 و جمعه 26 تیر ماه 1394 و پیش‌بینی عید سعید فطر، به مطلب بعدی رجوع کنید:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Helal-Shawwal-1436

التماس دعا


۲ نظر ۲۳ تیر ۹۴ ، ۰۷:۲۷
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

نمونه و ثمره‌ای از بی‌اعتباری قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن


یکی از دوستان پرسید: «آیا نماز ۸ رکعتی داریم؟»


بنده پاسخ دادم:

خیر! دربارهٔ نماز اعرابی هم، در این لینک آمده که یک دو رکعتی است و دو تا چهار رکعتی:

نماز مستحبی که بیش از دو رکعت باشد با یک سلام کدام است؟

www.islamquest.net/fa/archive/question/fa10450


سپس بهانه‌ای شد و منبع‌های آن مطلب را پیگیری کردم؛

روایت را از «وسائل الشیعة» نقل کرده‌بود و آن هم از «مصباح المتهجّد» نقل کرده‌بود؛

ترجمه و برداشتی که در سایت اسلام‌کوئست آمده، درست است؛ زیرا در آن روایت هست: «فصلّ ثمان ركعات بتسليمتين»


امّا دربارهٔ «العروة الوثقی» نکته‌ای هست که ذکر می‌کنم:

در «عروه» چنین فرموده:

«(مسألة ٦): النوافل كلها ركعتان لا يجوز الزيادة عليهما ولا النقيصة إلا في صلاة الأعرابي، والوتر.»


حضرت آقای سیستانی(مدّ ظلّه العالي) بر این مسئله، دو تعلیقه دارند:

«۱. ( ﻻ ﻳﺠﻮﺯ ﺍﻟﺰﻳﺎﺩﺓ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﻭ ﻻ ﺍﻟﻨﻘﻴﺼﺔ ): ﺗﻘﺪﻡ ﺍﻧﻪ ﻻ ﻳﺒﻌﺪ ﺟﻮﺍﺯ ﺍﻻﺗﻴﺎﻥ ﺑﺎﻟﻮﺗﺮ ﻣﺘﺼﻠﺔ ﺑﺎﻟﺸﻔﻊ.

۲. ( ﺇﻻ ﻓﻲ ﺻﻼﺓ ﺍﻻﻋﺮﺍﺑﻲ ) : ﺑﻨﺎﺀً ﻋﻠﻰ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺘﻬﺎ.»


تعلیقهٔ دوم مُشعر به این است که سند روایت، نزد معظّم‌له ضعیف است و چون ایشان، «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» را قبول ندارند، نمازها و دعاهای ضعیف‌السند را «مشروع(مستحبّ شرعاً)» نمی‌دانند و مقلّدان ایشان باید «رجاءً(به امید مطلوبیّت)» آنها را انجام‌دهند.

به همین نکته، در مسئلهٔ ۱۹ رسالهٔ توضیح‌المسائل جامع(ص ۴۹ نسخهٔ pdf) تصریح شده‌است که چون مهمّ است، اینجا می‌آورم:


«مسأله ۱۹. بسیاری از مستحبّاتی كه در این رساله ذكر شده مستحب بودن آنها بر پایه قاعده‌ای به نام «تسامح در ادلّه سُنَن» می‌باشد و چون این قاعده در نزد ما ثابت نشده بنابراین در صورتی که مکلّف بخواهد آن‌ها را انجام دهد، لازم است رجاءً و به امید آنكه مطلوب باشد، بجا آورد و حكم در بسیاری از مكروهات نیز چنین است و آنها را رجاءً و به امید آنكه مطلوب باشد ترک نماید.»

رسالهٔ توضیح‌المسائل جامع


نکتهٔ مهمّ برای مقلّدان معظّم‌له:

امروزه کتاب «مفاتیح‌الجنان» در دسترس همهٔ مردم است و منبع دعایی آنان به شمار می‌رود؛ تا جایی که به شوخی می‌توان گفت: «بسیاری از مؤمنان، از شیخ عبّاس قمی(ره) تقلید می‌کنند!»

در حالی که باید دقّت‌کرد که استنادات شیخ عبّاس قمی(ره) در مفاتیح‌الجنان، در هر مورد نیاز به بررسی جداگانه دارد؛ یعنی از مطالب معتبر تا ضعیف در آن پیدا می‌شود؛ زیرا ظاهراً ایشان، قائل به «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» بوده‌است.

برخی از علماء «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» را پذیرفته و بر اساس «اخبار من بلغ»، با هر حدیث ضعیفی، «مستحبّات و مکروهات» را به شارع منتسب می‌کنند.

برخی از مراجع معظّم تقلید(از جمله حضرت آقای سیستانی) در آغاز رسالهٔ خویش نسبت به اینکه «مستحبّات و مکروهات مذکور در رساله(مثلاً مستحبّات مذکور در وضوء و نماز و روزه و ...)، باید رجاءً انجام شود.» تصریح کرده‌اند؛

با این تصریح، ادعیه و اعمالی که در کتاب‌هایی مانند «مفاتیح» آمده، تکلیفشان روشن است!!

از این‌رو، مقلّدان ایشان حقّ ندارند «مستحبّات و ادعیهٔ ضعیف‌السند مفاتیح و ...» را به قصد ورود و استحباب شرعی انجام دهند و باید رجاءً به‌جا بیاورند.


برای نمونه و ثمرهٔ نکته‌ای که گفته‌شد، به این مسئله که به اعمال شب ۲۳ ماه مبارک رمضان نیز مربوط می‌شود، توجّه‌کنید:


«مسأله ۴۴۹. كسی كه غسل جنابت كرده، نباید برای نماز وضو بگیرد و با غسل‌های واجبِ دیگر (غیر از غسل استحاضه متوسّطه) و با غسل‌های مستحب كه استحباب آن ثابت است و در مسأله (463) می‌آید نیز می‌تواند بدون وضو، نماز بخواند، هرچند احتیاط مستحب آن است كه وضو هم بگیرد.»


اگر به اعمال این شب در کتاب «مفاتیح» بنگرید، غسلی را در آغاز شب و غسل دیگری را در پایان شب، مستحبّ شمرده‌است؛


غسل نخست، طبق نظر حضرت آقای سیستانی، مشروع(شرعاً مستحبّ) است و کفایت از وضو می‌کند؛

ولی استحباب شرعی غسل آخر شب، از نظر معظّم‌له ثابت نشده؛ پس مقلّد ایشان نمی‌تواند غسل آخر شب را به نیّتِ مستحبّ‌بودن انجام‌دهد(وگرنه مرتکب بدعت و کار حرام شده‌است!) و اگر رجاءً هم به‌جا بیاورد، کفایت از وضو نمی‌کند!


مستند آنچه گفته‌شد، از رسالهٔ توضیح‌المسائل جامع(با تلخیص):


«مسأله ۴۶۳. در شرع مقدّس اسلام غسل‌های مستحب زیاد است و از آن جمله است:

1.غسل جمعه: ...

2 تا 7. غسل شب اول و هفدهم و نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم و بیست و چهارم ماه رمضان.

8 و 9. غسل روز عید فطر و عید قربان و وقت آن از اذان صبح است تا غروب و بهتر آن است كه پیش از نماز عید به جا آورده شود. ...

شایان ذکر است غسل‌های مذکور به أدلّه معتبر، مستحب بودن آنها ثابت شده است.


مسأله ۴۶۴. فقهاء عظام رضوان الله تعالی علیهم موارد زیادی را جزء غسل‌های مستحبّی نقل فرموده‏‌اند كه از جمله آنها این چند غسل است:

1. غسل تمام شب‌های فرد ماه رمضان و غسل تمام شب‌های دهه آخر آن و غسل دیگری در آخر شب بیست و سوم آن. ...

شایان ذکر است، مستحب بودن این غسل‌ها ثابت نیست و كسی كه می‌خواهد آنها را انجام دهد باید به قصد رجاء به جا آورد.»


التماس دعا

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۴ ، ۱۹:۳۳
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

سند قرآن به سر گرفتن در شب قدر و چگونگی دعا خواندن


با سلام!
با یکی از دوستان در تلگرام بحثی داشتم كه نتيجه‌اش را اينجا مي‌نگارم.

ابتدا پیام زیر را كه در گروه‌های برنامه‌های اجتماعی در حال پخش است، بخوانيد:


*** آغاز آن پيام ***

«مراسم به سر گذاشتن قرآن سند ندارد؟!»


استاد بهاءالدین خرمشاهی را عموم اهل قرآن و قرآن‌پژوهان می‌شناسند و با عقاید او آشنا هستند. ایشان به مطلب مهمّی اشاره می‌کنند که امروزه در کشور، يكي از مراسم مذهبی پرتبلیغ و پرتکرار در صدا و سیما و مساجد و حسینه‌ها در شب قدر است. بنده صرفاً از ایشان نقل قول می‌کنم:


«اشکالات شرعی و عقلی قرآن بر سر گذاشتن در شب‌های قدر»


یکی از اعمال معمول در شب‌های مبارک قدر، قرار دادن قرآن بر سر و خواندن این دعا است:

«اللّهمّ بحقّ هذا القرآن و بحقّ من أرسلته به و بحقّ کلّ مؤمن مدحته فیه و بحقّک علیهم، فلا أحد أعرف بحقّک منک»؛ یعنی: «خدایا! به حقّ این قرآن و به حقّ کسی که به وسیله او آن را فرستادی، و به حقّ هر مؤمنی که در قرآن او را ستودی و به حقّ تو بر آنها، که هیچ‌کس جز خودت به آن آشنا نیست!»

پس ده مرتبه بگوید: «بک یا الله» ده مرتبه: «بمحمّد» ده مرتبه «بعلیّ» ده مرتب:ه «بفاطمة» ده مرتبه: «بالحسن» ده مرتبه: «بالحسین» ... تا ده مرتبه: «بالحجّة».


با وجودی که این مراسم و دعا هم از نظر سند و هم از نظر محتوا، دارای اشکالات عدیده‌ای است، در همه مراسم شب‌های احیا خوانده می‌شود و حتّی از مهمّ‌ترین بخش‌ها و از ضروریّات مراسم شب‌های قدر به حساب می‌آید.


1- آقا شیخ عبّاس قمی این مراسم و دعا را در کتاب «مفاتیح الجنان» بدون ذکر هیچ سندی آورده است. ایشان حتّی این دعا را توصیه هیچ امامی هم ندانسته و مشخّص نمی‌کند که به چه دلیل شرعی یا عقلی، این مراسم از اعمال مشترک همه شب‌های قدر است و چه چیزی باعث شده است که ایشان آن را به مؤمنین توصیه کنند.


2- تحقیق در سند این دعا، ما را تنها به دو کتاب «اقبال سید بن طاووس» و «بحار الانوار مرحوم مجلسی» هدایت کرد. در هر دو کتاب، عیناً یک عبارت آمده بود. تقدّم زمانی سید بن طاووس بر مجلسی و اشتراک عبارت هر دو، مشخّص می‌کند که احتمالاً مرحوم مجلسی آن را از سید بن طاووس نقل کرده است.


3- سید بن طاووس این دعا را از کتاب غیر معتبری به نام «اغاثة الداعی» نقل کرده و به امام صادق(ع) هم نسبت داده است. در این کتاب، هیچ سلسله سندی برای این انتساب ذکر نشده است. یعنی نویسنده کتاب مشخّص نکرده است که چه کسانی این دعا را از امام صادق(ع) برای او نقل کرده اند یا ایشان آن را از چه کتابی اقتباس کرده است.


4- بنا بر آنچه گفته شد، سند این دعا از نظر علمای رجال، مرسل و بی‌اعتبار است. شاید به همین جهت، صاحب کتاب «مفاتیح» از انتساب این مراسم و دعا به امام صادق(ع) خودداری کرده است. شاید ایشان اگر می‌دانست روزی این دعا جزء ضروریّات مراسم شیعیان می‌شود و برای عوامّ و خواصّ تا این حدّ اهمّیّت پیدا می‌کند که با آداب و روضه‌خوانی خاصّ برای هر یک از ائمّه، این مراسم انجام می‌گیرد، آن را اصلاً در کتاب خود نقل نمی‌کرد!


5- البتّه دعا اگر مضمون درستی داشته باشد، نیازی به سند ندارد. نکته اساسی این است که مضمون این دعا، تناسب چندانی با ادعیه اصیل اهل‌بیت(ع) ندارد. نه مطلب مهمّی در عبارت آن وجود دارد و نه با توحید و ادب توحیدی که در ادعیه امامان شیعه(ع) موج می‌زند، تناسب دارد. مقایسه دعای کمیل امام علی(ع)، عرفه امام حسین(ع)، ابوحمزه امام سجّاد(ع) با این دعا، به خوبی تفاوت دعای ائمّه(ع) با دعاها و مراسم ساختگی مثل این دعا را به خوبی مشخص می‌کند. به نظر می‌رسد که این مراسم و این دعا، ساخته رمّالان و دعانویسان صوفی‌مسلکی باشد که سال‌ها بعد از غیبت امام زمان(عج) آن را این‌گونه تنظیم کرده باشند؛ چون:


6- ائمّه(ع) در هیچ‌جا نام خود را در ردیف نام پیامبر(ص) قرار نمی‌دهند؛ چه رسد به اینکه آن را در عرض نام خدا قرار دهند و توصیه کنند به همان میزان که نام خدا را صدا می‌زنید، ده بار نیز نام پیامبر(ص) و ده بار نیز نام تک‌تک ائمّه(ع) را صدا بزنید و خدا را به آنان قسم دهيد.


7- ائمّه(ع) در دعاها، نام ائمّه بعد از خود را ذکر نمی‌کرده‌اند. این دعا چگونه می‌تواند از امام صادق(ع) باشد؟ در حالی که بزرگ‌ترین شاگرد امام صادق(ع) یعنی «زرارة بن اعین» نام امام بعد از استاد خود(امام صادق) را نمی‌دانست و بعد از وفات امام صادق(ع) فرزند خود را به مدینه فرستاد تا جانشین او را بشناسد!


*** پايان آن پيام ***



حقیر، ضمن پذیرش اصل اشکال و ضعف سندی، به برخي اشتباهات استاد خرّمشاهي، به‌ويژه بندهاي 5 تا 7 پاسخ‌هایی دادم.


سپس جست‌وجوی اینترنتی کردم؛ یکی دو مطلب یافتم که گرچه روایاتی را آورده‌بود، منهج علمی نداشت و در صدد ماست‌مالی‌کردن بود!


پاسخ جناب آقای «دکتر محسن کدیور»، علمی بود که غیر از بند ۸ و فارغ از بندهای ۹ و ۱۰ و ۱۱ نتیجه‌گیری(که باید دربارهٔ آنها تحقیق‌کنم)، بقیّه‌اش پذیرفتنی می‌نماید.
آن را اينجا مي‌آورم و پس از آن، نکاتی را که به نظرم می‌رسد، عرض مي‌كنم.


*** آغاز پاسخ دكتر كديور ***

نوشتاری از دکتر محسن کدیور:

پرسش: آیا دعاهای نشر قرآن و قرآن به سر شب قدر را ائمه تعلیم داده اند؟ سند آنها معتبر است؟ با قرآن سازگار است؟

پاسخ:

اول. قدیمی ترین کتابی که دعای مذکور در آن نقل شده است امالی شیخ طوسی (م ۴۶۰) است:


أبو محمد الفحام، قال: حدثنی أبو الحسن محمد بن أحمدالهاشمی المنصوری بسر من رأى، قال: حدثنا أبو السرى سهل بن یعقوب بن إسحاق مؤذن المسجد المعلق بصف شنیف بسر من رأى سنه ثمان وتسعین ومائتین، قال: حدثنا الحسن بن عبد الله بن مطهر، عن محمد بن سلیمان الدیلمی، عن أبیه، قال: جاء رجل إلى سیدنا الصادق (علیه السلام)، فقال له: یا سیدی، أشکو إلیک دینا رکبنی وسلطانا غشمنی، وأرید أن تعلمنی دعاء اغتنم به غنیمه أقضی بها دینی وأکفی بها ظلم سلطانی. فقال: إذا جنک اللیل، فمل رکعتین، اقرأ فی الأولى منهما الحمد وایه الکرسی، وفی الرکعه الثانیه الحمد واخر الحشر ” لو أنزلنا هذا القرآن على جبل ” إلى خاتمه السوره، ثم خذ المصحف فدعه على رأسک وقل ” بهذا القرآن وبحق من أرسلته به، وبحق کل مؤمن مدحته فیه، وبحقک علیهم، فلا أحد أعرف بحقک منک بک یا الله ” عشر مرات، ثم تقول ” یا محمد ” عشر مرات ” یا علی ” عشر مرات ” یا فاطمه ” عشر مرات ” یا حسن ” عشر مرات ” یا حسین ” عشر مرات ” یا علی بن الحسین ” عشر مرات ” یا محمد بن علی ” عشر مرات ” یاجعفر بن محمد ” عشر مرات ” یا موسى بن جعفر ” عشر مرات ” یا علی بن موسى ” عشر مرات ” یا محمد بن علی ” عشر مرات ” یا علی بن محمد ” عشر مرات ” یا حسین بن علی ” عشر مرات ” یا حجه ” عشر مرات. ثم تسأل الله (تعالى) حاجتک. قال: فمضى الرجل وعاد إلیه بعد مده، قد قضى دینه، وصلح له سلطانه، وعظم یساره. (الأمالی – الشیخ الطوسی – الصفحه ٢٩٢، حدیث ۵۷۶)


راویان طبقه اول ودوم روایت سلیمان بن عبدالله دیلمی و پسرش محمد بن سلمیان دیلمی هستند. هر دو از غالیان کذاب هستند، نجاشی: «محمد بن سلیمان بن عبد الله الدیلمی: ضعیف جدا، لا یعول علیه فی شئ» آیت الله خویی: «أن محمد بن سلیمان، هذا لا یعمل بروایته لتضعیف النجاشی والشیخ المؤید بتضعیف ابن الغضائری. وکلا طریقی الشیخ ضعیف، أحدهما بأبی المفضل، والآخر بإبراهیم بن إسحاق النهاوندی.» (معجم رجال الحدیث ج ۱۷ ص ۱۳۵-۱۳۹)
به همین دلیل شیخ این روایت جدّا ضعیف را در کتاب دعایی اصلی خود یعنی مصباح المتهجد در اعمال شب قدر نقل نکرده است.

روایت فوق عینا در کتاب امالی ابن الشیخ ص ۱۸۳ هم نقل شده است. قطب راوندی (م ۵۷۳) در کتاب دعوات خود بدون ذکر نام امام مشخص روایت فوق را بدون سند نقل کرده است. طبرسی (قرن ۶) در مکارم الاخلاق باز بدون سند همین مضمون را از امام رضا (ع) نقل کرده است.


دوم. دیگر کسی که این روایت را در آثار خود نقل کرده است جناب سید بن طاووس (علی بن موسی بن جعفر م ۶۶۴) است. ایشان این روایت را در کتاب اغاثه الداعی، جمال الاسبوع و اقبال الاعمال نقل کرده است. کتاب اغاثه الداعی در دست نیست.

شیخ آقا بزرگ طهرانی در الذریعه (ج ۲ ص ۲۴۹)  کتاب اغاثه الداعی را اینگونه معرفی کرده است: «(۹۹۹: إغاثه الداعی) للسید رضی الدین علی بن موسى بن طاوس الحسنی الحلی المتوفى سنه ۶۶۴، یحیل إلیه فی مواضع من کتابه  الاقبال، منها فی شهر رمضان عمل لیله القدر.» آشنایی با تعبیرات شیخ آقا بزرگ  در دائره المعارف خود نشان می دهد که ایشان نیز این کتاب را مشاهده نکرده است. در حد اطلاع من این کتاب به زمان ما نرسیده است.


روایت در جمال السبوع (ص ۸۱) فاقد سند است.


اتان کلبرگ در کتاب کتابخانه سید بن طاووس کتاب یادشده را اینگونه معرفی کرده است: «۱۶. کتاب اغاثه الداعی واعانه الساعی: ذریعه ج۲ ص ۲۴۹ ش ۹۹۹؛ اقبال ۱۸۷ و ۴۱۸؛  مهج الدعوات ۱۰۳ ، ۱۴۵، ۲۹۴ ، ۳۲۱-۳۲۰ . مورد نقل شده در اقبال مشتمل بر دو دعا معروف به ” دعاء المصحف الشریف ” است . این دعا در وقتى که قرآن بر سر گذاشته شده خوانده مى شود . در مهج ۲۹۴ ، کتاب اغاثه به عنوان کتابی که مشتمل بر دعاهایى با انشاء حضرت مهدى  (عج) است توصیف شده است.»

A Medieval Muslim scholar at work: Ibn Tawus and his library/ ‎by Etan Kohlberg, Leiden: ‎E. J. Brill, ‎۱۹۹۲, chapter two: works of Ibn Tawus
ترجمه فارسی ص ۶۷

مهمترین کتاب دعایی سید بن طاووس اقبال است. نام کامل این کتاب «کتاب المضمار السباق واللحاق بصوم شهراطلاق الأرزاق وعتاق الأعناق»، و «کتاب الاقبال بالاعمال الحسنه فیما نذکره مما یعمل میقاتا واحدا کل سنه» می باشد اولی درباره اعمال ماه مبارک رمضان و دومی اعمال دیگر ماههای سال است. هر دو کتاب به نام واحد «اقبال الاعمال» در سه مجلد منتشر شده است. بنابراین الاقبال بالاعمال الحسنه کتابی مجزا از کتاب اقبال الاعمال نیست. روایات مورد بحث در صفحات ۳۴۶ و ۳۴۷ جلد اول نقل شده است.

سید بن طاووس مجموعا سه روایت در این زمینه از سه امام نقل کرده است:


روایت اول: ذکر نشر المصحف الشریف ودعائه: رویناه بإسنادنا إلى حریز بن عبد الله السجستانی، عن أبی جعفر علیه السلام قال: تأخذ المصحف فی ثلاث لیال من شهر رمضان، فتنشره وتضعه بین یدیک وتقول: اللهم إنی أسألک بکتابک المنزل، وما فیه وفیه اسمک الأکبر، وأسماؤک الحسنى وما یخاف ویرجى، أن تجعلنی من عتقائک من النار، وتدعو بما بدا لک من حاجه.

اگرچه حریز موثق است، اما در اقبال سند ابن طاووس تا حریز نقل نشده است. کتاب اغاثه نیز به زمان ما نرسیده است. روایت تا دستیابی به سند اغاثه مرسل است. مضمون آن لابأس به است. مناقشه ای در عمل به آن نیست.

روایت دوم: ذکر دعاء آخر للمصحف الشریف: ذکرنا إسناده وحدیثه فی کتاب إغاثه الداعی، ونذکر هاهنا المراد منه، وهو عن مولانا الصادق صلوات الله علیه، قال: خذ المصحف فدعه على رأسک وقل: اللهم بحق هذا القرآن، وبحق من أرسلته به، وبحق کل مؤمن مدحته فیه، وبحقک علیهم فلا أحد أعرف بحقک منک، بک یا الله – عشر مرات. ثم تقول: بمحمد – عشر مرات، بعلی – عشر مرات، بفاطمه – عشر مرات، بالحسن – عشر مرات، بالحسین – عشر مرات، بعلی ابن الحسین – عشر مرات، بمحمد بن علی – عشر مرات، بجعفر بن محمد – عشر مرات، بموسى بن جعفر – عشر مرات، بعلی بن موسى – عشر مرات، بمحمد ابن علی – عشر مرات، بعلی بن محمد – عشر مرات، بالحسن بن علی – عشر مرات، بالحجه – عشر مرات. وتسأل حاجتک، وذکر فی حدیثه إجابه الداعی وقضاء حوائجه.

اسناد این حدیث در اقبال ذکر نشده است. کتاب اغاثه نیز انچنانکه گذشت به دوران ما نرسیده است. این روایت عینا همان است که شیخ در امالی خود از سلیمان بن عبدالله دیلمی از امام صادق (ع) نقل کرده است و ضعف جدی آن به دلیل کذاب و غالی بودن طبقه‌ی اول و دوم روات آن گذشت.

روایت سوم: ذکر دعاء آخر للمصحف الشریف: ذکرناه بإسنادنا إلیه فی کتاب إغاثه الداعی عن علی بن یقطین رحمه الله، عن مولانا موسى بن جعفر صلوات الله علیهما یقول فیه: خذ المصحف فی یدک وارفعه فوق رأسک وقل: اللهم بحق هذا القرآن، وبحق من أرسلته إلى خلقک، وبکل آیه هی فیه، وبحق کل مؤمن مدحته فیه، وبحقه علیک ولا أحد أعرف بحقه منک. یا سیدی یا سیدی یا سیدی، یا الله یا الله یا الله – عشر مرات، وبحق محمد – عشر مرات، وبحق کل إمام – وتعدهم حتى تنتهی إلى إمام زمانک عشر مرات. فإنک لا تقوم من موضعک حتى یقضى لک حاجتک، وتیسر لک أمرک.

علی بن یقطین موثق است. کتاب اغاثه در دسترس نیست. روایت در کتاب اقبال مرسله محسوب می شود. فاصله سید بن طاووس تا جناب علی بن یقطین بیش از چهار قرن است.
ضمنا مجلسی در بحار روایات اقبال سید بن طاووس را نقل کرده است.

نتیجه:


یک. دعای نشر قرآن منتسب به امام باقر (ع) اگر چه سند آن در دست نیست، اما به لحاظ مضمون لابأس به و قابل عمل است.

دو. دعای قرآن به سر مسندا تنها از جانب شیخ طوسی (قرن ۵) در کتاب امالیش نقل شده است.

سه. سید بن طاووس اگرچه گفته است سند خود را در کتاب اغاثه الداعی آورده است، اما این کتاب به زمان ما نرسیده است.

چهار. روایات قرآن به سر و توسلات ذیل آن از قطب راوندی در دعوات، طبرسی مکارم الاخلاق، و سید بن طاووس در جمال الاسبوع و اقبال الاعمال مرسلا به امام صادق، امام کاظم و امام رضا (علیهم السلام) نسبت داده شده است.

پنج. تنها روایت مسند که همان نقل امالی شیخ طوسی باشد و به امام صادق (ع) نسبت داده شده است روات طبقه اول و دوم آن غلات کذاب هستند و روایت جدا ضعیف است و به هیچیک از روایات محمد بن سلیمان دیلمی به تصریح نجاشی اعتنایی نیست.

شش. احتمال اینکه روایات مرسل همگی گرته برداری از همین روایت جعلی به غایت ضعیف باشد بسیار قوی است.

هفت. عدم نقل این روایت در قدیمی ترین و معتبرترین منبع دعایی شیعه یعنی کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی بر تضعیف این روایت جعلی می افزاید.

هشت. بسیار مستبعد است که امام جعفر صادق (ع) به اصحابش فرموده باشد در شب قدر بجای خواندن خدایی که از رگ گردن به شما نزدیکتر است، برای برآوردن حاجتتان ده بار بگویید الهی بجعفر بن محمد!

نُه. اصحاب طراز اول هر یک از ائمه بعد از امام ششم از امام بعدی خبر نداشتند و به همین دلیل فرق فراوانی از قبیل واقفیه و فطحیه و غیر ایشان در میان اصحاب ائمه پدیدار شد. یقینا در زمان امام صادق (ع) اسم شش امام بعدی غیر از امام کاظم (ع) بر زبان ایشان رانده نشده است و اصحاب ایشان از نام ائمه‌ی بعدی اطلاع نداشته اند.

ده. پیامبر(ص) اسامی ائمه‌ی اثنی عشر غیر از علی بن ابی طالب (ع) را یقینا اعلام نفرموده اند اینگونه روایات همانند روایات خلفای راشدین همگی در ازمنه‌ی بعدی ساخته و به پیامبر (ص) نسبت داده شده است. بحث از عدد ۱۲ و مهدی موعود موضوع دیگری است که حتی اهل سنت نیز مستفیضا نقل کرده اند.

یازده. هیچ امامی جز به نام امام بعد از خود تصریح نکرده است. روایات مخالف این معنی بعدا ساخته و به ساحت ائمه نسبت داده شده اند.

والحمدلله
۲ شهریور ۱۳۹۲
محسن کدیور

http://kadivar.com/?p=12442

*** پايان پاسخ دكتر كديور ***



امّا نکاتی که به نظر من می‌رسد:

۱. امروزه کتاب «مفاتیح‌الجنان» در دسترس همهٔ مردم است و منبع دعایی آنان به شمار می‌رود؛ تا جایی که به شوخی می‌توان گفت: «بسیاری از مؤمنان، از شیخ عبّاس قمی(ره) تقلید می‌کنند!»
در حالی که باید دقّت‌کرد که استنادات شیخ عبّاس قمی(ره) در مفاتیح‌الجنان، در هر مورد نیاز به بررسی جداگانه دارد؛ یعنی از مطالب معتبر تا ضعیف در آن پیدا می‌شود؛ زیرا ظاهراً ایشان، قائل به «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» بوده‌است.


برخی از علماء «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» را پذیرفته و بر اساس «اخبار من بلغ»، با هر حدیث ضعیفی، «مستحبّات و مکروهات» را به شارع منتسب می‌کنند.


بنده، قبلاً در بحث بدعت لیلة الرغائب، اجمالاً به بی‌اعتباری «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» از دیدگاه برخی علماء اشاره کرده‌ام؛ برای مطالعه و آگاهی از نظرات ایشان، به آدرس زیر، بخش‌های پایانی مطلب بنگرید:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Raghaeb

۲. برخی از مراجع معظّم تقلید در آغاز رسالهٔ خویش نسبت به اینکه «مستحبّات و مکروهات مذکور در رساله(مثلاً مستحبّات مذکور در وضوء و نماز و روزه و ...)، باید رجاءً انجام شود.» تصریح کرده‌اند؛ دیگر، ادعیه و اعمالی که در کتاب‌هایی مانند مفاتیح آمده، تکلیفشان روشن است!


از این‌رو، هر مکلّفی موظّف است نظر مرجع تقلیدش را دربارهٔ آن «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» بداند و اگر مرجعش آن را نمی‌پذیرد، حقّ ندارد «مستحبّات و ادعیهٔ مفاتیح و ...» را به قصد ورود و استحباب شرعی انجام دهد و باید رجاءً به‌جا بیاورد.

۳. به نظرم، امروزه با گسترش ابزارها و رسانه‌های مدرن و در اختیار قرارگرفتن کتاب‌ها و رایانه‌ها و سادگی جست‌وجوها، فاصلهٔ میان «عوامّ» و «خواصّ» کم شده و اگر به دنبال «تبیین روشمند و عقلانی دین» نباشیم، هر روز از مؤمنان واقعی کم و به این دو گروه افزوده می‌شود:

الف) تحصیل‌کردگانِ متمایل به غرب و روشنفکری که از «شریعت» گریزان می‌شوند و رو به سوی «معنویّت» می‌برند.

ب) متعصّبان دینی و متنسّکان قشری‌نگر که «افراطیان و وهّابیّتِ شیعی» را رقم خواهندزد.

به این هنگامه، باید فرصت‌طلبی و هجمهٔ دشمنان اسلام و مذهب تشیّع را نیز افزود!

از این‌رو، نظر بی‌ارزش و فعلی من این است که «قواعد رجالی و شرایط حجّیّت خبر واحد» در همهٔ منقولات(حدیثی فقهی، دعائی، کلامی، تاریخی و حتّی غیرحدیثی) باید رعایت شود و نهایت دقّت و سخت‌گیری به عمل آید و بايد بکوشیم از «قاعدهٔ تسامح» بپرهیزیم و هر مطلبی را به شارع نسبت ندهیم.

۴. به نظرم با کمی فرهنگ‌سازی و آگاه‌کردن مردم از مباحث «قصد ورود در دین» و «عملِ رجاءً» می‌توان مشکل را تا اندازه‌ای حلّ‌کرد؛

مثلاً حتّی دربارهٔ همان اعمال مفاتیح و قرآن سر گرفتن و ...، همه را رجاءً و از زبان خودمان می‌گوییم و دعا می‌کنیم و نیازی نیست مردم را از تراث دعایی، محروم کنیم؛ فقط کافی است آگاهشان کنیم به «انتساب به شارع» و «وجود مشکلات تاریخی نقل حدیث و جاعلان و ...».

این‌گونه به محض پاسخ نگرفتن از برخی ادعیه، مردم نیز کمتر به خدا و دین بدبین می‌شوند(البتّه جدا از پاسخ‌های مصلحت خداوند در عدم استجابت و ...).


در همین‌باره، مدّت‌ها پیش با یکی از دوستان، بحثی دربارهٔ «دعای توسّل» داشتم که گرچه بخشی از آن تکراری است، شاید بخش دیگرش مفید باشد:


دربارهٔ دعای توسّل و سند دیگر دعاها:

۱. ما بحثی در مشروع‌بودنِ توسّل به اهل‌بیت(ع) نداریم؛ اگر کسی در این‌باره شبهه دارد، به پاسخ‌های داده‌شده به وهّابیّت رجوع‌کند.

۲. بحثی هم در مشروع‌بودنِ دعا به درگاه الهی نداریم؛ آیهٔ قرآن و روایات به ما دستور می‌دهند که به درگاه خدا دعا کنیم و حاجات دنیوی و اخروی را از خدا بخواهیم.

۳. برخی از فقهاء دربارهٔ مستحبّات و دعاها قائل به سخت‌گیری در سند نیستند و «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» را قبول دارند؛


البتّه برخی دیگر هم مانند آیات عظام خوئی، تبریزی، سیستانی، وحیدخراسانی و سبحانی، این قاعده را قبول ندارند و می‌گویند دعاها و نمازهایی که سندشان ضعیف است، به قصد ورود و استحباب شرعی انجام نشود؛ یعنی نه به عنوان اینکه «این دعا، وارد شده و دستور دین است و من فلان دعای مستحبّیِ رسیده از پیامبر(ص) را می‌خوانم و مثلاً ثواب صد حجّ هم از خدا طلبکارم!!»

بلکه می‌گویند این دعاها رجاءً خوانده شود؛ یعنی به عنوان اینکه دعا خوب است و من دعا می‌کنم و امید می‌برم ثوابی به من داده شود، هر قدر که می‌خواهدباشد!

۴. سند دعای توسّل هم ضعیف است؛ امّا فرض کنید می‌خواهم با خدا سخن بگویم و دعا کنم؛

یک‌بار از زبان خودم می‌گویم: «خدایا به من کمک کن!»

بار دیگر الهی‌نامهٔ خواجه عبدالله انصاری به زبان فارسی را می‌بینم که با چه عبارات زیباتری دعا کرده و با عباراتِ آن، خدا را می‌خوانم؛

بار دیگر می‌فهمم که عالِم بزرگی مانند خواجه نصیرالدین طوسی(ره) با عبارات عربی زیبا، دعایی از خودش ساخته و با عباراتِ آن، خدا را می‌خوانم؛

بار دیگر می‌بینم که عالِم بزرگواری مانند سید ابن‌طاووس(ره) در کتابش دعایی را نقل کرده و به امام معصوم(ع) نسبت داده؛ با اینکه می‌بینم سندش ضعیف است؛ ولی به هر حال احتمال دارد منسوب به آن امام(ع) باشد و با عباراتِ آن، خدا را می‌خوانم؛

مورد اخیر را هم رجاءً خوانده‌ام و روشن است که در همهٔ این موارد اشکالی نیست.

۵. مشکل جایی پیدا می‌شود که کسی یک دعای ضعیف‌السند را نه در مقام دعا، بلکه در مقام کشف آموزه‌های دین به کار ببرد!

برای مثال، فرض کنید سند دعای ندبه ضعیف باشد؛ با توضیحی که داده شد، شما می‌توانید آن را برای ندبه و گریه و زاری در فراق امام زمان(عج) بخوانید؛

امّا حقّ ندارید از مطالب دعا، گزاره‌های دینی استنباط کنید و مثلاً

با استناد به این فراز «أین مُحیی مَعالِمِ الدین؟» بگویید: «دین ما می‌گوید یا ائمّه(ع) گفته‌اند که امام زمان(عج) پس از ظهورش، نشانه‌های دین را زنده می‌کند!»

یا با استناد به فراز «أبِرَضوَی أم غیرها...» بگویید: «امام زمان(عج) در رضوی زندگی می‌کند!»

مگر اینکه از دلیل عقلی یا نقلی معتبرِ دیگری، اینها را نتیجه گرفته‌باشید! زیرا فرض این بود که این دعا سندیّت ندارد؛ پس نمی‌توان با استناد به آن، مطلبی را به دین نسبت داد!

باز هم روشن است که اگر دعا یا زیارتی، سندش صحیح باشد، می‌تواند منبع استنباط گزاره‌ها باشد.

۶. پس اگر کسی که مرجع تقلیدش، «قاعدهٔ تسامح» را قبول ندارد، بگوید:

«فلان دعا را می‌خوانم به عنوان اینکه این دعا در دین ما آمده‌است و خواندنِ آن در فلان شب مستحبّ است و فلان قدر(صد حجّ) ثواب دارد.» همهٔ اینها اشکال دارد!

امّا اگر بگوید: «من می‌خواهم دعا کنم و با این عبارات زیبا -که شاید هم از زبان امام معصوم(ع) باشد- دعا می‌کنم!» اشکالی ندارد!

امّا یادمان نرود که برخی مراجع معظّم تقلید، آن قاعده را قبول دارند و مقلّدشان می‌تواند دعای با سند ضعیف را به نیّت ورود و استحباب شرعی بخواند؛

پس نمی‌توانیم نظریّهٔ خودمان را جار بزنیم و از همهٔ جامعه بخواهیم به آن عمل کند و هر کسی را که عمل نکرد، مسخره کنیم!


التماس دعا




پس‌نوشت یکم: (افزوده‌شده در تاریخ 18 تیرماه 1395)

یکی از خوانندگان ارجمند وبلاگ، جناب آقای «محمّدکریم باریک‌بین» پس از خواندن مطلب بالا، در ضمن پیامی، نقدی بر سخنان آقای خرّمشاهی را برای بنده فرستادند که مناسب است در اینجا نقل شود:


*** آغاز نقد ایشان ***

به نام خدا

در اینترنت از قول دانشمند محترم استاد بهاءالدین خرّمشاهی آمده که خواندن دعایِ «اللهمّ بحق هذا القرآن ...» و قرار دادن قرآن بر سر در شب‌های مبارک قدر اشکالات شرعی و عقلی دارد.

توضیحاً خواندن این دعا و قرآن بر سر گذاشتن نه تنها برای شب قدر بلکه برای قضاء حاجات، ادای دین، رفع گرفتاری و خلاصی از ظلم همراه دو رکعت نماز توصیه شده است. برای تعمّق بیشتر در این مسأله مراتب ذیلاً تقدیم می‌گردد.


1- استاد: سند این دعا از نظر علمای رجال مرسل و بی اعتبار است. 

«بررسی»: به نظر می‌رسد بجای علمای رجال، علمای درایه باید گفته شود. علی ایّ حالٍ این روایت به اختصار در امالی شیخ طوسی «ره» ص 292 مسنداً  نه مرسلاً از شیخ طوسی از استادش ابومحمد فحّام (استاد بودنِ فحّام --> بحار 59:1) از منصوری از سهل بن یعقوب از حسن بن عبدالله از محمد بن سلیمان دیلمی از پدرش از امام صادق «ع» همراه دو رکعت نماز نقل شده است. همچنان، رضی الدین سید ابن طاووس «ره» در کتاب اقبال ص 187 چاپ سنگی و 474 چاپ دارالحجة قم مسنداً با اسنادی که در کتاب دیگر خود «اغاثة الداعی» ذکر کرده از امام صادق «ع» و با مختصر تفاوت با اسناد خود از علی بن یقطین از امام کاظم «ع» همچنین در کتابِ دیگر خود «جمال الاسبوع» ص 110 آورده است و مرحوم مجلسی «ره» در بحارالانوار 146:95 و 112:89 مسنداً نقل نموده است. این مقدار توضیح برای مرسل نبودن روایت مورد بحث کافی است.


2- استاد: دعا از نظر محتوی دارای اشکالات عدیده‌ای است. 

«بررسی»: استاد مشخص نکرده اند که این اشکالات عدیده کدامند؟ اگر در روایت مزبور موضوعی خلافِ کتابُ الله یا بدعت و افترا و کذب و ... وجود داشت، باید ذکر می‌شد. و واضح است که قرار دادن قرآن در بالای سر نشانگرِ کمالِ احترام به آنست. و اینکه فرموده اند از نظر عقلی اشکال دارد با این تعبیر، عاقل بودنِ علما و راویان حدیث مزبور و همگیِ مؤمنین معتقد به آن زیر سئوال خواهد رفت. و این برداشت چیزی غیر از طغیان قلم نخواهد بود، زیرا اصولاً عقل بشرِ غیر معصوم در حوزه تشریع عبادات  و انشاء ادعیه کمیتش لنگ است و شاید دخالت کردنش به بیراهه بیانجامد و اگر خلاف عقلی بودن را به معصوم نسبت دهیم که «العیاذبالله» و معلومم نشد، عقل که «ما عُبِدَ به الْرَحْمان» است، چگونه اینجا مشکل‌ساز برای عبادت رحمان شده است؟


3- استاد: آقا شیخ عباس قمی در مفاتیح‌الجنان سندی برای این دعا ذکر نکرده اند. 

«بررسی»: آن مرحوم همواره رعایت اختصار را می‌نموده، لذا برای هیچ یک از 7 عملِ مشترک شب قدر سندی نیاورده، چرا که حجمِ کتاب زیاد می‌شد و برای اغلب استفاده‌کنندگان نیز فایده‌ای نخواهد داشت. و اگر کسی سند بخواهد به زادالمعاد، که مجلسی از امام صادق «ع» نقل کرده مراجعه کند.


4- استاد: سید ابن طاووس این دعا را از کتاب غیر معتبری به نام «اغاثة الداعی» نقل کرده است. 

«بررسی»: کتاب «اغاثة الداعی» تألیف خودِ سید ابن طاووس است و نامبرده در پاره‌ای از تألیفاتش مطالب را به اغاثة ارجاع می‌دهد. اقبال ص 187، مهج الدعوات، صص 103، 145، 294، 320، 321 و در ص 294 آورده: قد ذکرنا فی کتاب «إغاثة الداعی و إعانة الساعی»، عدّة دعوات لمولانا المهدیّ «عج» بنابراین کتاب اغاثة را از تألیفات ابن طاووس نشمردن حاکی از عدم غور و تفحص است. و در بحار نیز مکرّر ذکر کتاب اغاثة آمده است. 90: 227 و 231، 92: 390 و 408، 95: 146 و همچنین در مصباح کفعمی 309 و کتب دیگر.


5- استاد: مضمون این دعا تناسب چندانی با ادعیه اصیل اهل بیت علیهم السّلام ندارد. 

«بررسی»: اوّلاً مقایسهِ مقام صدورِ این دعای دو سطری که مقدمتاً برای استغاثه و درخواست حاجت و نیاز در شب قدر آمده با مقام صدورِ دعای ابوحمزه و دعای عرفه که در عرصه توحید و خودسازی انسان‌ها و عرفان ناب و... می‌باشد به قدری متمایز و متفاوت است که توقع مساوی بودن مضامین آن‌ها خلاف انتظار است. ثانیاً این دعای دو سطری در ایفاء نقش خودش چه کم و کسری دارد که ناهنجارش بدانیم؟ آیا شروع دعای مزبور با کلمه‌ی «اللّهم» مشعر به حقیقت توحید و وجود ذات باری تعالی نیست و آیا سوگند به قرآن مجید دالّ بر علوّ شأن قرآن نیست و تعبیر «مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِه» دلیل بر علوّ درجه پیامبر «ص» که تنها فرد حامل قرآن معرفی شده نمی‌باشد. همچنین تعبیر «کُلِّ مُؤمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیه» غیر از وجود صلحا و انبیاء عظام و سلسله جلیله «أُولوالْأمرِ» معصوم مذکور در آیه «أطیعوالله» و همچنین ممدوحین در آیه تطهیر می‌باشد. پس در این دعای کوتاه توجه به خداوند متعال و سوگند به بهترین مخلوقات عالمِ وجود مد نظر قرار گرفته و سپس طبق دستور امام معصوم «ع» بنده طرح حاجات می‌نماید. جای سؤال است که چه مضمون نا ملائم در این دعا مشاهده شده که تعبیر «ساختگی» بر آن اطلاق گردد. و از راویان والا مقام آن همچون شیخ طوسی و سید ابن طاووس و مجلسی و غیر هم ناخودآگاه به عنوان رمّال و دعانویس صوفی مسلک تعبیر کنیم.


6- استاد: ائمه در هیچ جا نام خود را در ردیف نام پیامبر «ص» قرار نمی‌دهند. تا چه رسد به اینکه آن را در عرض نام خدا قرار دهند. 

«بررسی»: مشاهده می‌فرمایید که در اغلب ادعیه وارده (صحیفه سجادیه و غیر آن) نام ائمه بلافاصله به نام پیامبر «ص» معطوف می‌گردد و در تشهّد نمازهای یومیّه خواندن «اللّهم صلّ علی محمّد و آلِ محمّد» جزو واجبات نماز است و نام ائمه در ردیف نام پیامبر قرار گرفته است و چون مقام، مقامِ سوگند است چه مانعی دارد که نام خدای متعال و پیامبر و ائمه را مانند آیه شریفه «أطیعوالله و ...» در ردیف یکدیگر قرار دهیم. و آنچه مسلّم است ردیف قرار دادن نام معصومین با خداوند در جهت الوهیّت شرک است. کما اینکه ردیف قرار دادن نام ائمه با پیامبر در جهت نبوّت کفر خواهد بود و آن‌ها تنها، جانشینان پیامبرند. خلاصه: حلّ این مباحث تنقیح مناط و امعان نظر بیشتری را می‌طلبد. و پاسخ به اشکال مساوی بودن تعداد سوگندها واضح و قابل ذکر نیست.


7- استاد: ائمه نام امامان بعد از خود را در دعاها ذکر نمی‌کردند. 

«بررسی»: برای تبیین این مسأله مراجعه شود به بحارالانوار 99: 244 دعای امام باقر «ع» و 99: 247 به نقل صدوق، دعایی که از جمیع ائمه علیهم السّلام در این مورد صدور یافته است. و به «البلد الامین»، چاپ اعلمی بیروت ص 227، دعای امام صادق «ع» و ص 499 دعای امام رضا «ع» و ص 503 دعای توسّل مرویّ از ائمه علیهم السّلام که در همگی آن‌ها اسامی ائمه بعد از خودشان تا امام دوازدهم را ذکر نموده‌اند و نیز به کمال‌الدین 1: 258، کفایة الاثر 145، احتجاج 1: 68، اعلام الوری 399، کشف الغمّه 2: 511 و اثبات الهداة 1: 293 مراجعه شود.


8- استاد: زراره نام امام بعد از استاد خود: امام صادق «ع» را نمی‌دانست. 

«بررسی»: صدوق «ره» در کمال‌الدین 1: 75 مسنداً از ابراهیم بن محمد همدانی نقل می‌کند که او گفت: به امام رضا «ع» گفتم: آیا زراره بعد از امام صادق «ع» پدر شما  را امام می‌دانست؟ فرمود: بلی. گفتم: پس چرا پسرش عبید را برای بررسی این امر فرستاده بود؟ فرمود: زراره پدرم را بر اساسِ نصّ امام صادق «ع» امام می‌دانست، پسرش را برای این فرستاد که آیا در مقابل مخالفین و کسانی که این حق را نمی‌شناسند جایز است تقیّه‌اش را بشکند و باطن خود را آشکار نماید.


و امّا روضه‌خوانی در لابه لای این دعا و مراسم و «گریز به صحنه‌های پر سوز و گداز مصائب معصومین» که مکان دیگری را می‌طلبد ساخته و پرداخته سلیقه‌های ابتکاری بعضی است و از جمله اموریست که شاعرِ آگاه خطاب به پیامبر عرض می‌کند:                                                         دیــن ترا در پــی آرایشند

در پـی آرایش و پیرایشند

بس که بدو بسته شده برگ و ساز

گر تو ببینی نشناسیش باز

ضمناً آنچه مسلّم است مقصود استاد از نشر مقاله‌ی مزبور چیزی جز اصلاح نبوده و نخواهد بود لکن اگر نشر این گونه مسائل موجب سستی عقاید مؤمنان و بدبینی مردم به شعائر دینی و تعطیل مستحبّات و تشویش اذهان عمومی گردد جبران و ترمیم آن لازم خواهد بود. امید است با توضیحات معروضه، جناب استاد از تجدید نظر در مبانی پیشین و اعلام آن دریغ نفرمایند.

والسلام علی من اتّبع الهدی

محمدکریم باریک بین

*** پایان نقد ایشان ***


ضمن سپاس از زحمات و لطف ایشان، دربارهٔ نقد ایشان گفتنی است:

نقل سخنان آقای خرّمشاهی در ابتدای این مطلب، به‌عنوان تأیید کاملِ آنها نیست و پس از پایان نقلش گفته‌ام:

«حقیر، ضمن پذیرش اصل اشکال و ضعف سندی، به برخي اشتباهات استاد خرّمشاهي، به‌ويژه بندهاي 5 تا 7 پاسخ‌هایی دادم.»

نقد جناب آقای باریک‌بین، جز در دو مورد، خوب است:


۱. اصل اشکال در «مرسل و بی‌اعتبار بودن» درست است.

آنچه آقای باریک‌بین در بررسی بند ۱ فرموده‌اند، در پاسخی که از جناب آقای کدیور در بالا نقل شد، ردّ شده‌است.

کتاب إغاثه به دست ما نرسیده و نقل جمال الأسبوع هم بدون سند است و آنچه در بحار ۱۴۶:۹۵ نقل شده، نقل مطالب اقبال سیّد بن طاووس(ره) است و آنچه در بحار ۱۱۲:۸۹ نقل شده، نقل مطالب امالی شیخ طوسی(ره) است؛

پس تنها نقل مسندی که در دست ماست و برای ما امکان قضاوتش وجود دارد، همان نقل امالی شیخ(ره) است که طبق پاسخ دکتر کدیور، روات طبقه اول و دوم آن غلات کذّاب هستند؛ پس روایت، ضعیف است.


۲. آنچه آقای باریک‌بین در بررسی بند ۶ فرموده‌اند، پاسخ قانع‌کننده‌ای نیست؛ چون منظور آقای خرّمشاهی، ذکر نامِ شخصی ائمّه(چنان‌که در آن دعا آمده) در ردیف نام پیامبر(ص) است و پاسخی که داده شده، عنوان کلّیِ «آل محمّد(ص)» است.

ادّعای آقای خرّمشاهی، در ارتکاز بنده هم، خوشایند نیست؛ ولی برای ردّش نیاز به جست‌وجو و یافتنِ حدیث صحیح‌السندی است که نام شخصی همهٔ ائمّه در کنار نام پیامبر ذکر شده‌باشد و بنده، فرصت این تحقیق را نداشته‌ام.


۳ نظر ۱۶ تیر ۹۴ ، ۲۳:۰۰
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

باسمه تعالی

برخی از فرض‌ها دربارهٔ حکم روزهٔ ماه مبارک رمضان و سفر:


پیش‌نوشت‌ها:

۱.در این بحث که بر اساس فتوای حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی (مدّ ظلّه) تنظیم شده، منظورمان «سفرهای معمولی» است و به «سفر حرام» و «کثیر السفر» و دیگر موارد چون بیماری یا ضرر و حرج کاری نداریم؛ برای برخی سفرهای خاصّ، باید به رساله رجوع‌کنید.


۲.«سفر شرعی» یعنی پیمودن مسافتی که ۸ فرسخ(حدود ۴۴ کیلومتر) باشد؛ پس اگر از وطن اوّلش به وطن دوم یا به جایی می‌رود که قصد اقامت ده روزه در آن دارد، باید مسافت رفتنش ۸ فرسخ باشد؛ در غیر این‌صورت، همین که مجموع مسافت طی‌شده ۸ فرسخ شود، کافی است(مثلاً از وطنش ۴ فرسخ بیرون برود و از همان مسیر ۴ فرسخی به وطنش برگردد؛ یا اینکه رفتش از مسیر ۳ فرسخی و برگشتش از مسیر ۵ فرسخی باشد).


۳.ابتدای «مسافت شرعی» آخرِ وطن(شهر یا روستا) است -که با گذشتن از آنجا، مسافر شمرده می‌شود- نه حدّ ترخّص که حدود ۱۳۵۰ متر دورتر است.

اگر جایی که می‌رود، وطن وی است، انتهای مسافت شرعی، اوّلِ آن بلد(شهر یا روستا) است؛ نه حدّ ترخّص آن بلد که حدود ۱۳۵۰ متر جلوتر است؛ و اگر جایی که می‌رود، وطنش نیست، انتهای مسافت شرعی، آخرین مقصد وی در آن بلد است؛ نه ورودی و اوّل آن بلد(برای نمونه، کسی که از قم به جماران می‌رود، فاصلهٔ ورودیِ جنوبی شهر تهران تا مقصدش در جماران را هم باید جزء مسافت سفرش حساب‌کند).



فرض یکم:

آقای حسینی، سحرگاهان و هنگامهٔ اذان صبح در وطن اوّل خویش است؛ روزه بر او واجب است و پیش از اذان صبح، نیّت روزه می‌کند و روزه می‌گیرد.


۱.اگر تا زوال(هنگامهٔ اذان ظهر) در داخل وطن(شهر یا روستا) باشد و سپس خارج شود، خروج وی دو گونه است:

الف) قصد سفر شرعی ندارد و می‌خواهد مسافتی کمتر از ۸ فرسخ را بپیماید. ← باید روزه‌اش را تمام کند و روزه‌اش صحیح است.

ب) قصد سفر شرعی دارد. ← بنا بر احتیاط واجب، باید روزه‌اش را تمام کند و اگر به این احتیاط واجب عمل‌کند، روزه‌اش صحیح است و قضا هم لازم نیست.

او پس از گذشتن از حدّ ترخّص، نمازش شکسته است؛ ولی روزه‌اش صحیح است.


۲.اگر آقای حسینی، پیش از زوال از وطنش خارج شود(حتّی اگر هنگام زوال، در میانهٔ راهِ آخر شهر تا حدّ ترخّص باشد):

الف) قصد سفر شرعی ندارد. ← روزه‌اش صحیح است و پس از گذشتن از حدّ ترخّص، نمی‌تواند چیزی بخورد.

ب) قصد سفر شرعی دارد. ← بنا بر احتیاط واجب، نمی‌تواند روزه بگیرد.

تا وقتی که از حدّ ترخّص خارج نشده، نمی‌تواند افطار کند و چیزی بخورد؛ وگرنه کفّارهٔ افطار عمدی به گردنش می‌آید.

وقتی از حدّ ترخّص گذشت، نمازش را «باید» شکسته بخواند؛ ولی روزه‌اش را «می‌تواند» افطار کند؛ حتّی اگر قصد داشته‌باشد و بداند که پیش از زوال به وطنش بر می‌گردد، باز هم «می‌تواند» افطار کند! زیرا مسافر است و نمی‌تواند نیّت روزه داشته‌باشد؛ ولی خوردن بر او واجب نیست! پس یا می‌خورد یا امساک می‌کند:

ب-۱) اگر چیزی خورد. ← گناهی بر او نیست و باید بعداً قضای آن روز را روزه بگیرد؛ حتّی اگر پس از پیمودن مسافت شرعی و پیش از زوال، به وطن اوّلش برگردد یا داخل وطن دومش شود.

ب-۲) امساک کرد. ← اگر پیش از زوال، به وطن اوّلش برگردد یا داخل وطن دومش(یا جایی که می‌خواهد ده روز آنجا بماند) شود، چون مبطلی انجام نداده، بنا بر احتیاط واجب باید نیّت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و روزه‌اش صحیح است.



فرض دوم:

آقای موسوی برای مهمانی افطاری شب گذشته، به شهر دوری(بیش از مسافت شرعی) رفته و می‌خواهد به وطنش برگردد. او سحرگاهان و هنگامهٔ اذان صبح در وطن خویش نیست؛ چون مسافر است، روزه بر او واجب نیست و نمی‌تواند نیّت روزه کند.

هنگامی که برای بازگشت به وطنش حرکت کرد، در راه یا چیزی می‌خورد یا امساک می‌کند:


۱.اگر چیزی خورد. ← گناهی بر او نیست و باید بعداً قضای آن روز را روزه بگیرد؛ حتّی اگر قصد داشته‌باشد و بداند که پیش از زوال به وطنش می‌رسد.

پس هر گاه(چه پیش از زوال و چه پس از آن) داخل وطنش شود، چون مبطلی انجام داده، نمی‌تواند آن روز را روزه بگیرد و باید بعداً قضای آن را به‌جا آورد.


۲.امساک کرد و به نزدیکی وطنش رسید:

الف) اگر پیش از زوال، داخل حدّ ترخّص شد؛ ولی هنگام زوال، در میانهٔ راهِ حدّ ترخّص تا اوّل شهر بود. ← حکمش مانند حالت «ج» است.

ب) اگر پیش از زوال، داخل شهر وطنش شود، چون مبطلی انجام نداده، بنا بر احتیاط واجب باید نیّت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و روزه‌اش صحیح است.

ج) اگر پس از زوال، داخل شهر وطنش شود. ← روزهٔ آن روز بر او واجب نیست؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب، روزه‌اش باطل است و باید بعداً قضای آن را به‌جا آورد.


التماس دعا

۰ نظر ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۶:۴۷
محسن فصاحت ( آسمان 25 )