وبلاگ آسمان 25

نگاشته‌های « محسن فصاحت » در نقد مشهورات، پیش‌بینی رؤیت هلال و استهلال ماهیانه، فقهی و اصولی، تفسیری و حدیثی و ...
وبلاگ آسمان 25

باسمه تعالی
نگاشته‌های خویش در نقد مشهورات، پیش‌بینی رؤیت هلال و استهلال ماهیانه، فقهی و اصولی، تفسیری و حدیثی و ... را در این وبلاگ منتشر می‌کنم.

ادمینِ محترم، خلاصۀ مطالب وبلاگ را با اجازه و هماهنگی بنده، در کانال پیام‌رسان‌های منتخب (که لینکشان در بخش پیوندها آمده) بازنشر می‌کند.

***
برای ارتباط با من، به آدرس aasemaan25@gmail.com ایمیل بزنید؛
یا در صفحهٔ مستقلّ «درباره من(بیوگرافی) و راه تماس» برایم پیام بگذارید؛
البتّه پیام‌ها و نظرات این وبلاگ را دیر به دیر می‌خوانم.

بایگانی
آخرین نظرات

وبلاگ آسمان 25

نگاشته‌های « محسن فصاحت » در نقد مشهورات، پیش‌بینی رؤیت هلال و استهلال ماهیانه، فقهی و اصولی، تفسیری و حدیثی و ...

دایه، دلسوز و مادر، خواب!

در آپدیت جدید تلگرام، از امکان «کانال پخش» رونمایی شد؛ امکانی که در وضعیّت فرهنگی کنونی کشور، ضررهایش بیش از منافع آن است.

در اینجا به امکانِ کم‌سود و پُرضررِ «روبات» نمی‌پردازم، جز اینکه تلگرام وعده داده که «کانال پخش» را برای روبات‌ها نیز راه‌اندازی خواهدکرد! و آنگاه که وعده‌اش محقّق شود، سوءاستفاده از این دو امکان، خیلی بیشتر خواهدشد.


مدّتی پیش‌تر شاهد رشدِ قارچ‌گونهٔ گروه‌های مستهجن و ضدّ فرهنگی بودیم که «لینک دعوت» خود را در تلگرام و حتّی فضای اینترنت، به اشتراک می‌گذاشتند و هر کس، حتّی آن که مدیر گروه هم شماره‌اش را نداشت، وارد گروه می‌شد!

برخوردهای فرهنگی با این پدیده آغاز شد؛ برخی افراد که در گروه‌ها عضو می‌شدند، نسبت به محتواهای ارسالی واکنش نشان می‌دادند و با تذکّر و یادآوری قانون جرایم رایانه‌ای، فعّالیّت برخی گروه‌ها را کمرنگ یا متوقّف می‌کردند؛ البتّه، هر گروه نیز، بیش از 200 نفر را نمی‌توانست پوشش دهد.


تلگرام، دلسوزانه(!) برای جبرانِ این دو نقیصه، امکان جدیدش را ارائه داد: «کانال پخش»!

کانال پخشِ عمومی می‌تواند Username و لینکی داشته‌باشد که هر کسی وارد آن شود و این بار، محدودیّتی برای تعداد اعضا وجود ندارد!! یعنی هر محتوای ارسالی می‌تواند یکباره به‌دستِ بی‌نهایت از افراد برسد.

همچنین افراد عضو در کانال، نمی‌توانند هیچ تذکّر و پیامی ارسال‌کنند و فقط گیرندهٔ محتوا هستند! و البتّه می‌توانند با کپی یا فورواردِ هر محتوا، به پخشِ سریع‌ترِ آن یاری رسانند!!


امکانِ نمایشگرِ تعداد بارهای خوانده‌شدنِ هر محتوا(چه در همان کانال و چه کپی‌های فرستاده‌شدهٔ آن به جاهای دیگر) نیز، به ایجادِ سونامی‌های فرهنگی و اجتماعی، و پخش تصاعدی برخی محتواها کمک می‌کند.


هر کانال پخش، می‌تواند بیش از یک مدیر داشته‌باشد تا در ساعات غیبتِ یکی، دیگری به ارسال محتوا بپردازد و هنگامی که در آیندهٔ نزدیک، کانال پخش در اختیار روبات‌ها قرار گیرد، می‌توانیم شاهد فعّالیّت ۲۴ساعتهٔ آنها باشیم!


اکنون تنها می‌توان به نظاره نشست و سنجید که «تأخیرِ فاز» مسئولان فرهنگی چقدر است و تا چند ماه پس از امروز، به این مشکلات پی خواهندبرد؟!

التماس دعا

۰ نظر ۰۲ مهر ۹۴ ، ۱۷:۵۹
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

پیش‌بینی رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی الحجّة الحرام 1436 قمری در غروب یکشنبه 22 و دوشنبه 23 و سه‌شنبه 24 شهریور ماه 1394

برای مطالعه مبانی فقهی مربوط به «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق»، خواندن مطلب زیر پیشنهاد می‌شود:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Royat-Helal-Ofoq

برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند.

به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری، در غروب یکشنبه 22 شهریور 1394 شمسی برابر با 13 سپتامبر 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 در 22 شهریور 1394 - عوده


دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری، در غروب دوشنبه 23 شهریور 1394 شمسی برابر با 14 سپتامبر 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 در 23 شهریور 1394 - عوده
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


سه) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری، در غروب دوشنبه 23 شهریور 1394 شمسی برابر با 14 سپتامبر 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 در 23 شهریور 1394 - یالوپ


چهار) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری، در غروب سه‌شنبه 24 شهریور 1394 شمسی برابر با 15 سپتامبر 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌حجه 1436 در 24 شهریور 1394 - یالوپ
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


نتیجه‌گیری:

1. با توجّه به نقشه‌های رؤیت‌پذیری، کشورهای ایران و عراق و عربستان در آغاز این ماه قمری، تقریباً هم‌افق هستند. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد احتمال رؤیت هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری در غروب یکشنبه 22 شهریور 1394 شمسی برابر با 28 ذی‌قعده 1436 قمری، در این سه کشور حتّی با ابزار و چشم مسلّح، ناممکن است؛ گزارش استهلال‌های انجام‌شده در استان‌های خراسان نیز، این پیش‌بینی را تأیید می‌کند:

http://www.estehlal.ir/?_=YToyOntzOjM6InVzciI7czoxMToibmV3cy9kZXRhaWwiO3M6MzoibmlkIjtzOjM6IjMzNCI7fQ


2. رؤیت هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری در غروب دوشنبه 23 شهریور 1394 شمسی برابر با 29 ذی‌قعده 1436 قمری و 14 سپتامبر 2015 میلادی، با چشم مسلّح ممکن است و از آنجا که در این روز، ماه در اوج مداری خویش و در دورترین فاصله از زمین است، در صورتی که شرایط جوّی مساعد و هوا صاف باشد، رؤیت آن با چشم غیر مسلّح به‌سختی ممکن است و به شکل هلالی ضعیف دیده خواهدشد.

از این‌رو، بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم مسلّح» را کافی می‌دانند، سه‌شنبه 24 شهریور 1394 شمسی روز اوّل ماه ذی‌حجه 1436 قمری خواهدبود؛ و بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح» را لازم می‌دانند، بهتر است منتظر گزارش‌های استهلال بمانیم.


3.  هلال ماه ذی‌حجه 1436 قمری در غروب سه‌شنبه 24 شهریور 1394 شمسی، به راحتی با چشم غیر مسلّح دیده خواهدشد.


التماس دعا


پس‌نوشت یکم: (افزوده‌شده در تاریخ 1 مهر 1394)
سایت رسمی دفتر حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه) سه‌شنبه 24 شهریور 1394 را اوّل ذی‌حجّة 1436 قمری اعلام کرد؛ البتّه ظاهراً و طبق شنیده‌ها، رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح در نزد ایشان، تنها برای نیمه پایینی ایران احراز شده‌است.
طبق مبانی فقهی معظّم‌له، «اطمینان به امکان رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح» هم کافی است، ولو اینکه به دلیل وجود ابر یا گرد و غبار شدید، کسی نتواند هلال را ببیند؛ طبق محاسبات نجومی(که نقشه‌های آن در بالا آورده شده)، این امکان تقریباً در سراسر ایران(مگر شهرهایی از استان‌های خراسان و آذربایجان که نزدیک مرزهای بالایی کشور هستند) وجود داشته‌است؛ از این‌رو، کسی که این محاسبات برایش اطمینان‌آور است، می‌تواند امروز چهارشنبه 1 مهرماه 1394 را 9 ذی‌حجّه 1436 قمری و روز عرفه بداند و فردا پنجشنبه 2 مهر 1394 را عید سعید قربان بشمارد.
۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۲۰
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

ویژگی‌های امامت در بیان امام علیّ بن موسی الرضا(ع)


با سلام و عرض تبریکِ خجسته زادروزِ امام رئوف، عليّ بن موسی الرضا(علیهما السلام)، نقل شده که ایشان دربارهٔ عظمت و ویژگی‌های امامت فرمودند:


«إنّ الإمامة أسّ الإسلام النامي و فرعه السامي؛ بالإمام تمام الصلاة و الزكاة و الصيام و الحجّ و الجهاد و...

الإمام كالشمس الطالعة المجلّلة بنورها للعالم و هي في الأفق بحيث لا تنالها الأيدي و الأبصار...

الإمام المطهّر من الذنوب و المبرّأ عن العيوب؛ المخصوص بالعلم...


الإمام واحد دهره؛ لا يدانيه أحد و لا يعادله عالم و لا يوجد منه بدل و لا له مثل و لا نظير؛ مخصوص بالفضل كلّه من غير طلب منه له و لا ٱكتساب؛ بل ٱختصاص من المفضل الوهّاب.

فمن ذا الّذي يبلغ معرفة الإمام أو يمكنه ٱختياره؟! هيهات! هيهات!...


فكيف لهم بٱختيار الإمام؟! و الإمام عالم لا يجهل و راع لا ينكل؛ معدن القدس و الطهارة و النسك و الزهادة و العلم و العبادة.»

الکافی، ج1، ص 200 - 202


«همانا امامت، ریشهٔ زایندهٔ [درخت] اسلام و شاخهٔ افراشتهٔ آن است؛ کامل‌شدنِ نماز و زکات و روزه و حجّ و جهاد و ... به سبب امام است...

امام مانند خورشيدِ برآمده [در پهنهٔ آسمان] و فراگیرندهٔ جهان با نور خویش است؛ در حالی که خود در افق است، به گونه‌اى كه دست‌ها و ديدگان به آن نمی‌رسد...

امام از گناهان پاک و از عيب‌ها بركنار است؛ [و] به دانش، ویژه است...


امام، یگانهٔ روزگار خویش است؛ کسی به پای او نمی‌رسد و دانشمندی با او برابری نمی‌کند و جایگزینی برایش یافت نمی‌شود و برای او، همانند و همتایی نیست! به همهٔ فضيلت، ویژگی‌یافته است، بدون درخواست و به‌دست‌آوردنی از سوی او؛ بلكه [همهٔ فضائلش] ویژگی [داده‌شده] از سوی [خدای] نیکی‌دهِ بخشنده است.

پس چه کسی است که به شناخت [کامل] امام برسد یا بتواند [به دلخواه خویش] او را برگزیند؟! هیهات! هیهات! [که چنین نیست و نصب امام با خداست!]...


پس چگونه حقّ برگزیدنِ امام برای آنان(مردم) باشد؟! در حالی كه امام، دانایى است كه نادانى نمی‌کند و نگاهبانى است كه [نمی‌ترسد و] عقب‌نشينى نمی‌کند؛ [امام] كانونِ پاكى و پاکیزگی و بندگی و پارسایی و دانش و خداپرستی است.»


التماس دعا


۰ نظر ۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۲۶
محسن فصاحت ( آسمان 25 )
نتیجهٔ گزارش‌های استهلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری

بنده، دو سه روز پیش از آغاز ماه قمری جدید، مطلبی در همین وبلاگ نوشتم و با توجّه به نقشه‌های رؤیت‌پذیری هلال گفتم که ماه شوّال 30 روزه و دوشنبه 26 مرداد 1394 شمسی روز اوّل ماه ذی‌قعده 1436 قمری خواهدبود.
برای خواندن آن مطلب، اینجا را ببینید:

در شامگاه شنبه 24 مرداد، گروه‌های متعدّدی به استهلال پرداختند؛ در اینجا به گزارش‌های مهمّ اشاره و نتیجه‌گیری می‌کنم:

19 گروه در شهرهای مختلف استان‌های خراسان به رصد هلال پرداختند؛ امّا هیچ‌کدام موفّق به رؤیت هلال، حتّی با چشم مسلّح نشدند:

9 گروه در شهرهای اهواز، اصفهان، لنجان، دهاقان، برخوار، قادرآباد، شهرضا، خمینی‌شهر و تهران به استهلال پرداختند؛ امّا هیچ‌کدام موفّق به رؤیت هلال، حتّی با چشم مسلّح نشدند:

تنها گزارش استهلالی که موفّق به رؤیت هلال با چشم مسلّح شده، مربوط به گروهی در شهر اصفهان است:


بررسی:
همین «تنها گزارش» هم چند مشکل دارد:

۱. رؤیت، رؤیت شامگاهی مقارن با غروب آفتاب یا پس از آن نبوده و «رؤیت روزگاهی در ساعت 18:14 با چشم مسلّح بوده‌است» که طبق نظر برخی مراجع، «رؤیت روزگاهی و پیش از غروب آفتاب» کافی نیست!
چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، در همان روز، گزارش‌های متعدّدی از گروه‌های دیگر رسیده که شامگاهان و مقارن با غروب آفتاب یا پس از آن، «هلال با چشم مسلّح هم رؤیت نشده‌است!»

۲. همین گزارش، ظاهراً مبتلا به معارض است؛ چون در همان مکان و همان گروه، دیگران نتوانسته‌اند ببینند! همان گزارشگر می‌گوید:

«... زمانی که از ایشان شکل هلال را پرسیدم تقریبا با آن چیزی که بنده دیده بودم یکسان بود ایشان هلالی پیوسته از ساعت 9 الی 11 دیده اند که به گفته ایشان هم هلال سوسو میزد. در کل بنده حدودا به مدت 3 دقیقه و آقای لاله زار به مدت 2 دقیقه هلال را رویت کردیم.
پس از ما دیگر اعضای گروه اقدام به رویت کردند که متاسفانه هیچ یک آنها موفق به رویت نشدند، قصد داشتیم که از هلال به وسیله تلسکوپ 14 اینچ رصدخانه عکاسی کنیم که به علت تمام شدن باطری، این امر میسر نشد.»

۳. به فرض شناخت آن دو نفر و عادل‌دانستنِ آنان و نهایتاً با فرض پذیرش این گزارش،
بنا بر نظر مقام معظّم رهبری که «رؤیت هلال با چشم مسلّح» را کافی می‌دانند و «رؤیت هلال پیش از غروب آفتاب» را هم کافی می‌دانند، از آنجا که معظّم‌له قائل به «اشتراط اتّحاد افق» هستند و «اشتراک در شب» را کافی نمی‌دانند، اعلام کشوری یکشنبه 25 مرداد 1394 به عنوان روز اوّل ماه ذی‌قعده در شهرهای بالاتر از نقطهٔ گزارش(اصفهان) یعنی برای نیمهٔ بالایی کشور، مشکل است.

امّا در شامگاه یکشنبه 25 مرداد، با اینکه 30 روز از ماه شوّال گذشته‌بود و حتّی بدون استهلال، دوشنبه اوّل ماه می‌شد، استهلالی انجام شده‌است؛ جناب آقای «سیّدرضا اصفهانی» در وبلاگ خویش چنین گزارش می‌دهد:

«غروب یکشنبه به همراه جناب حجت الاسلام و المسلمین موحد نژاد، مسئول کمیته علمی ستاد استهلال دفتر رهبر معظم انقلاب و تعدادی از اعضای دفتر استفتاءات دفتر رهبر معظم انقلاب برای استهلال، به رصدخانه امام علی علیه السلام مرکز نجوم آیت الله العظمی سیستانی مراجعه شد.
در این برنامه که جناب حجت الاسلام و المسلمین نجف و فرزندشان ریاست مرکز نجوم هم حضور داشته و رصد را انجام می‌دادند؛ از لحظه ورود به محل رصد در ساعت 19:45 دقیقه بلافاصله هلال از درون دوربین دوچشمی مشاهده گردید. 
حدود ساعت 20 هم با چشم غیر مسلح رؤیت گردید. در پایان برنامه و بعد از اقامه نماز جماعت در سالن اجتماعات رصدخانه، گروه فوق برای برنامه رصد شبانه و صرف شام به منطقه وسف بعد از روستای فردو رفتند.
برای رصد فجر کاذب و صادق، حدود ساعت 2:45 دقیقه از منطقه بیتوته شبانه، به 30 کیلومتری قم در مسیر جاده قدیم کاشان عزیمت گردید. 
سفیدی نور فجر کاذب به راحتی بالای افق قابل تشخیص بود.
بعد از اطمینان از طلوع فجر صادق و اذان صبح و اقامه نماز صبح همگی به قم مراجعت نموده و صبحانه در محل دفتر رهبر معظم انقلاب صرف شد.»
منبع:       http://kebrya.blog.ir/1394/05/26


با آنکه گزارش‌های متعدّد استهلال در سایت‌ها ثبت شده و طبق همین مطلب اخیر، «حجت الاسلام و المسلمین موحد نژاد، مسئول کمیته علمی ستاد استهلال دفتر رهبر معظم انقلاب و تعدادی از اعضای دفتر استفتاءات دفتر رهبر معظم انقلاب» در استهلال روز یکشنبه در «رصدخانه امام علی علیه السلام مرکز نجوم آیت الله العظمی سیستانی» حضور داشته‌اند،
متأسّفانه پس از گذشت 10 روز از آغاز ماه ذی‌قعده، «هنوز گزارش استهلال ماه ذی‌قعده ۱۴۳۶ قمری، در بخش استهلال ماهانهٔ پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر مقام معظّم رهبری گذاشته نشده» و نفیاً یا اثباتاً نظری داده نشده‌است.

فقط از طریق دوستان موثّق نقل شده که حجت‌الاسلام و المسلمین «اسد قصیر» از وکلای شرعی مقام معظم رهبری، در برنامه «احکام الاسلام» که از شبکه «الکوثر» پخش شده، اعلام کرده‌است:
«هلال شب اول ماه ذی‌القعده جاری، نزد حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به ثبوت نرسید؛ فلذا مناسبت‌های مذهبی این ماه، از جمله میلاد امام رضا علیه‌السلام و روز زیارت مخصوصه آن حضرت، با یک روز تأخیر برگزار می‌شود.»

با این همه، اقدامی از طریق رسانهٔ ملّی برای خبررسانی به مردم و اصلاح تقویم رسمی کشور، انجام نشد!
اثر این مسئله، تنها در برگزاری مناسبت‌های مذهبی نیست؛ بلکه چون ماه ذی‌قعده، جزء ماه‌های حرام است و طبق «مادّهٔ 555 قانون مجازات اسلامی» بحث تغلیظ و افزایش دیه در ماه‌های حرام مطرح است، شایسته بود نسبت به اطّلاع‌رسانی و تصحیح، اقدام مناسبی صورت می‌گرفت.

چنانچه در روزهای آینده، نظر رسمی مقام معظّم رهبری دربارهٔ نتیجهٔ استهلال ماه ذی‌قعده، در بخش «استهلال ماهانهٔ سایت ایشان» بارگذاری شود، نقل قول و بررسی آن در ذیل همین مطلب، تحت عنوان «پس‌نوشت» انجام خواهدشد.

التماس دعا


پس‌نوشت یکم: (افزوده‌شده در تاریخ 23 شهریور 1394)
تا این تاریخ و پس از گذشتن حدود یک ماه، متأسّفانه هنوز هم، گزارش استهلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری، در بخش «استهلال ماهانهٔ پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر مقام معظّم رهبری» بارگذاری نشده‌است.

پس‌نوشت دوم: (افزوده‌شده در تاریخ 1 مهر 1394)
تا این تاریخ و پس از گذشتن بیش از یک ماه، متأسّفانه گزارش استهلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری، در بخش «استهلال ماهانهٔ پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر مقام معظّم رهبری» بارگذاری نشده و ظاهراً در آینده هم بارگذاری نخواهدشد؛ زیرا با خالی‌گذاشتنِ ردیف ماه ذی‌قعده، گزارش استهلال ماه ذی‌حجّة 1436 قمری در آن پایگاه بارگذاری شده و در آغاز آن آمده‌است:
«مشخصات نجومی هلال در شامگاه دوشنبه 23 شهریور ماه 1394 (تهران - 30 ذى القعده 1436)»
این عبارت، بیانگرِ آن است که از نظر آن پایگاه، ذی‌قعده 30 روزه بوده و آغاز آن هم مطابق تقویم رسمی کشور از 25 مرداد 1394 بوده و اصلاحی انجام نشده‌است. از آنجا که ماه شوّال 1436 قمری، طبق تقویم رسمی کشور و نیز گزارش استهلال موجود در همان پایگاه، از شنبه 27 تیرماه 1394 آغاز و 29 روزه قلمداد شده، خوب بود گزارش استهلال ماه ذی‌قعده بارگذاری می‌شد تا مشخّص شود ثبوت اوّل ماه ذی‌قعده به استناد حکم حاکم بوده یا رؤیت هلال یا شهادت عدول؟

۱ نظر ۰۴ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۳۶
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

انگیزه‌های الهی برای جعل و ثبت دو تاریخِ بی‌پایه! خلاصۀ پژوهشی دربارۀ تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمۀ معصومه(س)

دیروز 25 مرداد 1394 برابر با 30 شوّال 1436 قمری بود؛ البتّه رسانه‌ها و بیشترِ مردم، بدون استهلال و رجوع به کارشناسان و مراجع، تنها به تقلید از «تقویم رسمی کشور» آن را اوّل ذی‌قعده شمردند و مناسبت درج‌شده در تقویم مصوّبِ «شورای فرهنگ عمومی» یعنی «ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها(173 هـ ق) و روز دختران» را به همدیگر تبریک گفتند.

این نوشتار، خلاصه پژوهشی* را ارائه می‌کند تا نشان دهد تاریخ ولادت و وفات حضرت معصومه(س) مشخّص نیست و آنچه مشهور و ثبت شده، یک ادّعای بی‌پایه است که حتّی «سندی ضعیف» هم برای آن وجود ندارد! و بلکه طبق نقلی از «حضرت آیت‌الله نجفی‌مرعشی(ره)» و به تصریح «حضرت آیت‌الله العظمی شبیری‌زنجانی(مدّ ظلّه)» تنها یک جعل تاریخی است!!



*******
اشاره

پیشینه بحث درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه(س) به بیش از نیم‌قرن پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌رسد؛ امری که به جز ادّعایی بی‌سند، نتیجه‌ای در پی نداشت و بیش از یک دهه پس از پیروزی نیز مسکوت مانده بود؛ امّا از حدود پانزده سال پیش، دوباره این ادّعا مطرح شد و با گسترش آن، به هر دلیل، مبنای بزرگداشت این بانوی والاتبار و ارجمند قرار گرفت و به اصل ادّعا نیز بسی پر و بال داده شد و در نوشته‌های عمومی و نوعاً ضعیف تکرار شد!

جناب آیت‌الله استادی(دامت برکاته) نیز، در دو مرحله، هم‌راستا با آنچه در این مقاله بررسی و تأکید شده، پیش‌گام بوده‌اند و با دقّت عالمانه خود بر بی‌اعتباری منبع اصلی این سندسازی تأکید کرده‌اند: یک دهه پیش، به مناسبت کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و دو دهه پیش، در ضمن مقاله‌ای که در شرح حال و مصادر شرح حال حضرت عبدالعظیم(ع) نگاشته‌اند. اینک نگارنده با افزودن نظر جناب ایشان به مقاله و اندکی تغییر، آن را در ده محور پیش روی خوانندگان گرامی می‌گذارد.


1. افتخار ایرانیان

سرزمین پهناور ایران از دیرباز، مهد تشیّع و دوستداران اهل‌بیت(ع) بوده‌است. وجود مرقد مطهّر هشتمین خورشید امامت، حضرت علیّ بن موسی الرضا(ع) مایه برکت و فخر ایرانیان مسلمان، اعمّ از شیعه و سنّی بوده و هست. امروز، کمتر کشوری است که در آن، نام «قم» -که یادآور نام مبارک حضرت فاطمه معصومه(س) است- شنیده نشده‌باشد. قم خانه اهل‌بیت(ع) و از همان قرن دوم، مورد توجّه ائمّه طاهرین(ع) بوده‌است؛ امّا همان‌گونه که برخی روایات نیز نشان می‌دهد، نقطه عطف این حقیقت، وجود قبر مطهّر دختر والامقام و سراسر جلالتِ موسی بن جعفر(ع) است که بیش از 1200 سال است خورشید بی‌همتای این شهر است و هر روز، هزاران دل مشتاق را از دور و نزدیک ،روانه آستانه‌بوسی خود می‌کند. سلام خدا و فرشتگان و همه اولیای خدا، بر این بانو و بر دیگر بانوان اهل‌بیت(ع) که در کنار ایشان خفته و مایه برکت و رحمت‌اند.


2. کاستی منابع تاریخی

همواره ثبت و ضبط تاریخ ولادت و شهادت حضرات معصومان(ع)، به‌رغم محدودیّت‌های موجود، مورد توجّه و اهتمام مسلمین به ویژه شیعیان و نسب‌شناسان بوده‌است؛ امّا متأسّفانه این اهتمام و تلاش، حتّی درباره معصومان(ع) همواره مقرون به موفّقیّت و سلامت از خطا نبوده‌است؛ چه رسد به سایر نوادگان اهل‌بیت(ع) که انگیزه و زمینه کمتر و محدودیّت‌های بیشتری در ثبت و ضبط آن وجود داشته‌است.

ذکر سال احتمالی وفات حضرت معصومه(س) (سال 201 یا حدّاکثر 202 هجری)[1] را نیز باید مرهون سفر ایشان به ایران برای دیدار برادر خود، امام رضا(ع) و بیماری احتمالی و رحلت ایشان در قم دانست که نقطه عطف بزرگی در زندگی اجتماعی ایشان و توجّه مردم، به‌ویژه مردم قم پدید آورد و خبر آن، سینه به سینه از طریق مشایخ قم، حدود 170 سال ماند تا به دستور «صاحب بن عباد» در کتاب «تاریخ قم» ثبت شد؛ وگرنه همانند قریب به اتّفاق سایر فرزندان امامان(ع)، سال احتمالی وفات ایشان نیز در تاریخ گم شده‌بود؛ چه رسد به ماه و روز آن! و چه رسد به تاریخ ولادت!! آن هم از یک بانوی مستوره که عوامل بیشتری برای عدم ثبت آن، در آن روزگاران وجود داشته‌است. وقتی درباره تاریخ ولادت و حتّی شهادت حضرت رضا(ع) با آن جایگاه و شهرت میان مسلمین، هر کدام تا پنج سال اختلاف است، درباره شخصیّت و زندگی حضرت معصومه(س) از جمله ولادت و رحلت ایشان، جای شگفتی نیست که آگاهی اندکی داشته‌باشیم و یا در برخی موارد، هیچ اطّلاعی نداشته‌باشیم.


3. تلاش‌های بی‌نتیجه برای تعیین تاریخ

جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) و محدود بودن آگاهی‌ها درباره زندگی آن بزرگوار در منابع رایج، از دیرباز این پرسش را فراهم ساخت که آیا با بررسی بیشتر می‌توان تاریخی برای ولادت و رحلت ایشان یافت؟ از حدود نود سال پیش، تلاش‌هایی صورت گرفت و حتّی «حاج سیّدمحمّدباقر متولّی‌باشی(سالار التولیة)» -که عالمی بانفوذ و مقتدر در قم بوده و از دوره قاجاریّه تا سال 1320 ش، بیش از چهل سال تولیت آستانه مقدّسه را بر عهده داشته- برای کسی که در این‌باره سندی پیدا کند، جایزه کلانی قرار داد و پیداست این امر می‌توانست انگیزه جست‌وجو را دوچندان کند و این در حالی بود که در هیچ‌یک از منابع در دسترس، ذکری از روز و ماه و حتّی سال ولادت و رحلت حضرت نیامده بود!
بعدها به مرور، در برخی نوشته‌ها درباره زندگی حضرت، همین ادّعا که در آن دوره ردّ شده‌بود، دوباره مطرح شد و رونق گرفت که تاریخ ولادت و رحلت حضرت به‌دست آمده‌است! به استناد اینکه آقای «شیخ جواد مجتهد» در مسافرت حجّ، در کتابخانه مدینه[2] با زحمت زیاد، در دو کتاب «نزهة الأبرار فی نسب أولاد الأئمّة الأطهار» و «لواقح الأنوار فی طبقات الأخیار» آن را یافته‌است: ولادت در اوّل ذی‌القعده سال 173 ق و وفات در 10 ربیع‌الثانی سال 201 ق.

برخی نیز، فقط یکی از این دو را نقل کرده‌اند؛ چنان‌که «میرزا ابوطالب» مشهور به «بیوک‌آقا واعظ تبریزی» در کتاب «وسیلة المعصومیّة» خود که جزء نخستین کتاب‌هایی است که درباره زندگی حضرت نوشته شده، از «نزهة الأبرار» نقل کرده‌است و «ریاحین الشریعة» در مقام نقد ذکر تاریخ، گفته‌است که برخی به «لواقح الأنوار» نسبت داده‌اند؛ و این‌گونه این دو نسبت، منشأ تکرار در نوشته‌های بعدی شد!

البتّه در نقل آقای «علی‌اصغر فقیهی» -که فردی فرهنگی و از قم‌شناسان در سال‌های اخیر بود و چند سال پیش درگذشت- آمده‌است که پس از تعیین جایزه، به‌رغم تفحّص زیاد، نتیجه‌ای به‌دست نیامد، جز اینکه آقای «شیخ جواد مجتهد» جزوه‌ای در این زمینه چاپ کرد[3] مبنی بر اینکه در سفر حجّ، پس از انجام مناسک و تشرّف به مدینه، در کتابخانه‌ای کتابی دید که ورقه‌های اوّل آن کنده شده‌بوده و در نتیجه، نه نام کتاب معلوم بوده و نه نام نویسنده!! در آن کتاب، نوشته شده بوده‌است که تاریخ ولادت حضرت معصومه(س) در «غرّه ذی‌القعدة الحرام سنة ثلاث و ثمانین و مئة بعد الهجرة النبویّة»(یعنی سال 183 ق) بوده‌است. آقای «فقیهی» اشاره می‌کند که چون این ادّعا مستند و قابل قبول نبود، جایزه‌ای نصیبِ نویسنده آن نشد! ایشان تصریح می‌کند که خود وی، ذکر تاریخ را در هیچ‌یک از منابع مورد بحث ندیده‌است.[4] در ادامه، در تکمیل گزارش ماجرا، روایت دقیق‌تری را پیش رو خواهیم‌گذاشت.

به هر حال، این داستان در ادامه، پر و بال داده‌شد و در نوع کتاب‌ها و مقالات فارسی و غیر فارسی بسیاری -که درباره حضرت نوشته شده- تکرار شد! ادّعای سال 183 طبعاً با نقد دیگران مواجه شد و برخی رحلت را 12 ربیع‌الثانی ذکر کردند و حتّی پاره‌ای 8 شعبان را نیز مطرح ساخته‌اند؛ با این ادّعا که در رساله‌ای از «شیخ حرّ عاملی» به نام رساله «العربیّة العلویّة» چنین آمده‌است! برخی احتیاط کرده و نسبت را تا حدّ رساله «منسوب به عاملی» کاهش داده‌اند! حتّی گفته‌شد که ولادت حضرت «روز جمعه» بوده‌است! برخی نیز تصریح به «دوشنبه» کرده‌اند! و بعضی تلاش‌کردند نسخه‌های خطّی یادشده را در مدینه بیابند و نیافتند! و برخی نیز احتمال دادند به دست وهّابیان نابود شده‌باشد و یا در متن آن هنگام چاپ، دست برده شده‌باشد! در حالی که جاعل اصلی نیز، ادّعا نکرده که در کتاب خطّی دیده‌است. پاره‌ای نیز -که به گفته خود، از آغاز طلبگی در پی یافتن این تاریخ‌ها بوده‌اند- با تأویل و توجیه، خواب‌دیدنِ یکی از دوستانِ خود را شاهد درستیِ دهم ربیع شمرده‌اند! چنان‌که بعضی در جمع میان قول دهم و دوازدهم، پیشنهاد کردند هر سه روز بزرگ داشته‌شود!

نیز بر پایه همین تاریخ و با توجّه به اینکه در کتاب «تاریخ قم» آمده‌است که فاطمه معصومه(س) پس از 17 روز توقّف در قم رحلت‌کرد، 23 ربیع‌الأوّل «سال‌روز ورود آن حضرت به قم» اعلام شد و چند سالی است به همین مناسبت، مراسمی برپا می‌شود و نیز به مناسبت سال‌روز ولادت و ورود ایشان، تمبرهای یادبودی منتشر شد! چنان‌که بر همین اساس و با توجّه به اینکه 11 ذی‌قعده سال‌روز «ولادت حضرت رضا(ع)» است، دهه‌ای با عنوان «دهه کرامت»[5] نیز تعیین و معرّفی شد و چند سال پیش، به انگیزه تعیین یک روز در بزرگداشت «حضرت احمد بن موسی(شاه‌چراغ)» ششم ذی‌قعده برگزیده شد، به این دلیل که میانه اوّل تا یازدهم ذی‌قعده است! و گاه نیز، برخی مراکز آموزشی و یا غیر آن، به همین مناسبت، تعطیل اعلام شده‌است و از چند سال پیش(سال 1386)، این دو روز وارد «تقویم رسمی کشور» شد و حتّی «شورای عالی انقلاب فرهنگی» به همین مناسبت، اوّل ذی‌قعده را «روز دختران» اعلام کرد!

بسیاری از مردم علاقه‌مند به اهل‌بیت(ع) نیز این روزها را با گفتن تبریک یا تسلیت و شرکت در مجالسی که برپا می‌شود، گرامی می‌دارند و می‌دانیم اینها نوعاً برخاسته از علاقه و محبّتی است که جامعه ما به‌درستی، به خاندان پیامبر(ع) و آنچه به گونه‌ای به آن بزرگواران پیوند می‌خورد، دارد و از این‌رو، بسی درخور ستایش و سپاس‌گزاری است؛ امّا همه حقیقت، در انگیزه‌های پسندیده و به تعبیری «حُسن فاعلی» افراد محدود نمی‌شود. باید دید این ادّعا واقعیّت نیز دارد؟ و اگر کسی به هر انگیزه‌ای، به عمد یا خطا، ادّعایی کرده که واقعیّت ندارد، با چه توجیهی می‌توان با گفته یا عمل خود، بر آن صحّه گذاشت؟


4. ادّعای بی‌پایه با انگیزه‌ای غیر علمی

ادّعاهای یادشده درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه(س)، حتّی سال آن و مستنداتی که برای آن ذکر شده، هیچ‌یک واقعیّت ندارد، جز آنکه فاطمه معصومه(س) چنان‌که آوردیم، در سال 201 از مدینه حرکت کرده و 17 روز پایانی عمر شریف را در قم بوده و مردم این شهر را مشرّف به حضور خود ساخته و در همین سال یا پس از آن و ظاهراً پیش از شهادت حضرت رضا(ع) رحلت کرده‌است؛ و سایر تاریخ‌هایی که در تعیین ماه و روز ولادت و رحلت آن بانوی بزرگ گفته یا حدس زده شده، از این نظر با سایر ماه‌ها و روزهای سال فرقی ندارد و همه به یک اندازه، احتمال دارد.

سال ولادت نیز، حتّی به صورت احتمالی معلوم نیست و ذکر 183 یا حتّی 173 بی‌پایه است. نکته اصلی در بی‌پایگی این تاریخ‌ها نیز، این است که در هیچ‌کدام از دو منبع یادشده -که این تاریخ‌ها به ادّعای ناشیانه جاعل[6] در آنها آمده- چنین چیزی وجود ندارد! و جالب است که به هر دو کتاب، یک عبارت نسبت داده شده‌است! توضیح اینکه:

الف) «لواقح الأنوار فی طبقات الأخیار»[7] نوشته «شیخ عبدالوهّاب بن احمد شعرانی شافعی مدنی» متوفّای سال 937 ق و موضوع آن، «شرح حال مشایخ و بزرگان صوفیّه» است! و همان‌گونه که این بنده نگارنده بررسی کرده، نه تنها در آن حتّی نامی از فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) نیست؛ بلکه نامی از خود آن امام(ع) نیز نیامده‌است!! و اساساً آیا عرفاً پذیرفته است که در هیچ‌یک از منابع روایی و تاریخی شیعی، ذکری از تاریخ ولادت و وفات حضرت نشود؛ آن‌وقت در قرن دهم! در یک کتاب مربوط به بزرگان صوفیّه ذکر شود؟!! به نظر می‌رسد جاعل، هر انگیزه‌ای که داشته، در میان منابع موجود، سراغ عناوینی رفته که در دسترس نباشد یا کمتر در دسترس باشد و با این چاشنی که وی آن را در کتابخانه مدینه به صورت نسخه خطّی دیده، تلاش کرده آن را دور از دسترس معرّفی کند تا چه‌بسا دروغ خود را بیشتر باورپذیر کند و به هدف خود برسد، بی‌آنکه لازم باشد سندی جز ادّعای خود، پیش رو گذارد! و اینک که نسخه چاپ‌شده آن در اختیار است و هیچ اثری از نام آن بزرگوار در آن نیست، برخی مقاله‌نویسان را وا داشته که احتمال بدهند وهّابیان در کنار مظالم دیگر خود، این قسمت را حذف کرده‌اند! و یا آنها را از میان برده‌اند؛ زیرا هر چه در مدینه دنبال آن گشته‌اند، نیافته‌اند!

مرحوم «شیخ ذبیح‌الله محلّاتی» در کتاب «ریاحین الشریعة» -که درباره شرح حال بانوان نامدار شیعه نگاشته و آن را در سال 1335 ش به پایان برده- در شرح حال حضرت معصومه(س) به موضوع «جعل» اشاره کرده و پس از تصریح به اینکه مقاطع ولادت و وفات و سنّ ایشان معلوم نیست، نوشته‌است:

«و امّا آنچه را که بعضی، از جهت بعضی از اغراض، نسبت می‌دهند که فلانه مجتهد، در مدینه طیّبه، تعیین یوم وفات و تولّد آن مخدّره را استخراج از کتاب لواقح الأنوار کرده، بی‌اصل است؛ برای اینکه کتاب لواقح الأنوار در نظرِ این قاصر موجود است و اصلاً چنین مطلبی در او نیست! حقیر احتمال دادم شاید کتاب دیگری باشد؛ تا اینکه خدمت علّامه نسّابه دانشمند آقانجفی شهاب‌الدین تبریزی شرفیاب شدم؛ این مطلب را عنوان کردم؛ فرمودند: کسی که چنین جعلی کرده، من او را ملاقات کردم؛ معلوم شد غرضی داشته که ذکر آن مصلحت نیست؛ تجاوز الله عن زَلَلِه.»[8]

بنابراین، مرحوم «آیت‌الله سیّدشهاب‌الدین مرعشی‌نجفی»[9] با شخص جاعل دیدار کرده و به غرض شخصی او در این ادّعای خلاف واقع، پی می‌برد؛ امّا اینکه آیا انگیزه او دستیابی به همان جایزه «متولّی‌باشی» بوده‌است یا چیز دیگر، معلوم نیست.

ب) ادّعای یافتن در کتاب «نزهة الأبرار فی نسب أولاد الأئمّة الأطهار»[10] نوشته «سیّدموسی موسوی برزنجی شافعی مدنی» موجب شگفتی بیشتر، و ناشیگری در آن آشکارتر است؛ زیرا اگر «لواقح الأنوار» مربوط به قرن دهم است، این کتاب -اگر وجود خارجی داشته‌باشد!- همان‌گونه که گفته «آقابزرگ تهرانی» نشان می‌دهد، کتابی چاپی است[11] و نیازی به نسخه خطّی نداشته‌است و جاعل نیز، ادّعای نسخه خطّی نکرده‌است. برخی نوشته‌اند که هر چه در کتابخانه‌های مدینه گشته‌اند، اثری از آن نیافته‌اند؛ چنان‌که ملاحظه فهرست صدها کتابخانه کنونی کشور نیز، نشان می‌دهد که اثری از نسخه چاپی این کتاب نیز، در دسترس نیست و «آقابزرگ تهرانی» نیز آن را ندیده‌است![12] همچنین پُرواضح است اگر به فرض نیز، در این کتاب چنین مطلبی آمده بود، چگونه می‌توانستیم از یک نویسنده ظاهراً معاصر، مطلبی تاریخی را بپذیریم که در هیچ‌یک از منابع ما نیامده‌است؟! «علّامه مجلسی» نیز به‌رغم آن همه اشرافی که بر روایات و زندگی اهل‌بیت(ع) دارد، در تمام موارد، به‌ویژه در «بحار الأنوار» به استناد منابع موجود، سخن می‌گوید و به‌رغم اهتمامی که به روایات و منابع آن دارد، مطلب بی‌سندی را نقل نکرده و هر جا از منبعی غیر قابل اعتماد مانند برخی نسخه‌های قدیمی نقل می‌کند، تصریح به عدم اعتماد خود می‌کند.

پس نکته اصلی، این است که در یکی از این دو کتاب که در دسترس است، اساساً سخنی در این‌باره وجود ندارد! نه اینکه هست ولی منبعش ضعیف و سست است و اعتبار ندارد!! و کتاب مورد ادّعای دیگر، کتابی است که هیچ‌کس تا کنون، آن را ندیده و تنها منبع وجود خارجی آن، ادّعای کتابچه‌ای بی‌اعتبار است که پر است از مطالب نادرست و نسبت‌های غیر واقعی که در ادامه، درباره آن سخن خواهیم‌گفت. از این‌رو، نسبت‌دادن اوّلیّه تاریخ ولادت و رحلت حضرت فاطمه معصومه(س) به این دو کتاب، جز یک جعل و نسبت ناشیانه به انگیزه‌ای غیر علمی، چیز دیگری نیست و نتیجه‌گیری‌های دیگر، مانند اندازه عمر شریف حضرت یا زمان ورود ایشان، بر پایه یک نسبت بی‌پایه است و پیداست دیگر بناهایی که بر این مبنا استوار شود، بی‌پایه خواهدبود؛ جز اصل تکریم و تجلیل آن بانوی والاتبار و پاک و ارجمند، که همواره امری پسندیده و مایه رضایت خداوند تعالی و اولیای دین(ع) است و نگارنده بر آن تأکید دارد و مایه افتخار و شرف می‌داند؛ به‌ویژه زیارت آن حضرت و توسّل به ذیل دامن پاک ایشان را، سلام الله علیها و علی آبائها.


5. سستی منبع جعل، در نگاه آیت‌الله استادی

چنان‌که گفتیم، نخستین مدّعی تاریخ ولادت و رحلت حضرت فاطمه معصومه(س)، کتابچه «نور الآفاق و شبهات لأهل النفاق» نوشته «حاج شیخ جواد شاه‌عبدالعظیمی» فرزند «حاج شیخ مهدی» و سبط «حاج ملّاعلی کنی» است. وی که به «شیخ جواد مجتهد»[13] و «شیخ جواد کنی» نیز معروف است، در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) به کارهای دینی مانند امامت جماعت و منبر رفتن اشتغال داشته‌است. او که در سال 1355 ق وفات کرده، این کتاب جیبی را در 120 صفحه، در سال 1334 ق منتشر کرده‌است. تنها مروری کوتاه بر چند صفحه از کتاب، نشان‌دهنده سستی و بی‌اعتباری آن است! وی در نقل ادّعایی خود، از دو کتاب «نزهة الأبرار» و «لواقح الأنوار» می‌نویسد:

«ولدت فاطمة بنت موسی بن جعفر فی مدینة المنوّرة غرّة ذوالقعدة الحرام سنة 173 ثلاث و سبعین و مئة بعد الهجرة النبویّة(ص) و توفّیت فی العاشر من ربیع‌الثانی فی سنة 201 احدی و مئتین. در روز جمعه غرّه ذوالقعدة الحرام در سنه یکصد و هفتاد و سه در مدینه طیّبه متولّد شد و در دهم ربیع‌الثانی در سنه 201 دویست و یک از هجرت، در بلده قم وفات فرمود.»

در این عبارت مورد ادّعا، کلمه «مدینة» باید «المدینة» و «ذوالقعدة» باید «ذی‌القعدة» باشد؛ کلمه «جمعه» و «بلده قم» نیز در ترجمه افزوده شده‌است! وی چند خطّ بعد می‌نویسد: «روز تولّد آن حضرت، با ولادت باسعادت حضرت رضا(ع) به موجب خبری که تولّد امام رضا(ع) هم در غرّه ذوالقعده می‌باشد، مطابق می‌شود.» در حالی که هیچ‌کسی نگفته‌است که ولادت امام رضا(ع) در اوّل ماه بوده‌است! بلکه تمام ماه‌های ذی‌القعده، ذی‌الحجّه و ربیع‌الأوّل که مرحوم «علّامه مجلسی» به عنوان گفته‌ها در تاریخ ولادت حضرت ذکر کرده، در این مشترک است که ولادت، روز یازدهم ماه بوده‌است.[14]

جناب «آیت‌الله استادی» در مقاله و به تعبیری، در رساله‌ای مبسوط که در سال 1372 ش در شرح زندگی حضرت عبدالعظیم(ع) و منابع آن منتشر کرده‌اند، پس از نقل اشاره مرحوم «شریف رازی» به ضعف نوشته‌های «شیخ جواد کنی» از جمله «نور الآفاق» می‌نویسند: «در کتاب نور الآفاق مطالب تازه‌ای دیده می‌شود که هر کدام، دلیلی بر بی‌اعتباری این کتاب می‌تواند باشد.» ایشان سپس پنج نمونه از مطالب تازه کتاب را -که دو مورد آن، تاریخ ولادت و وفات حضرت معصومه(س) و حضرت عبدالعظیم(ع) از منابعی است که اشاره کردیم- نقل می‌کنند و آنگاه می‌نویسند:

«نگارنده این رساله، پس از نگاه‌کردن کتاب نور الآفاق و آگاهی بر محتوای آن، به این نتیجه رسیده که مطالب تازه این کتاب، بی‌اساس و غیر معتبر است[15] و حمل بر صحّت آن، این است که این حاج شیخ جواد، در نقل مطالب به کسانی اعتماد می‌کرده است که قابل اعتماد نبوده‌اند و احیاناً از کتاب‌های جعلی و مخترع و مختلق، مطالبی را یاد می‌کرده‌اند؛ و مطالبی که از آن کتاب نقل شد، برای اهل فضل و اطّلاع می‌تواند بهترین گواه بر بی‌اعتباری آن کتاب باشد؛ و تاریخ تولّد و وفاتی که برای حضرت عبدالعظیم و حضرت معصومه در این کتاب یاد شده، بی‌اساس است و نباید به آن توجّه شود.»
ایشان سپس، با ابراز تأسّف اشاره می‌کنند که این تاریخ‌ها، از این کتاب به کتاب‌های دیگر -که برخی را نام برده‌اند- نفوذ کرده‌است![16]

«آیت‌الله استادی» به مناسبت کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم(ع) نیز که در سال 1382 برگزار شد، در پاسخ به پرسش از میزان اعتبار مطالبی که در کتاب «نور الآفاق» آمده، نوشته‌اند: «از کتاب‌هایی است که به هیچ‌وجه نمی‌توان به مطالب نقل‌شده در آن، اعتماد و استناد کرد.» و سپس به عنوان شاهد سخن خود، چند نمونه را ذکر کرده و نشان داده‌اند که نویسنده کتاب، چگونه با بی‌پروایی(تعبیر از نگارنده است و نه جناب ایشان) از پیش خود، مطالبی را به روایات افزوده‌است و نیز مطالب نادرست و مخالف واقع را به تاریخ و برخی منابع نسبت داده‌است و چگونه مطالب دیگران را با تحریف نقل کرده‌است!

«آیت‌الله استادی» همچنین درباره روزهایی که به عنوان روز ولادت و وفات حضرت عبدالعظیم(ع) ذکر می‌شود، نوشته‌اند: «تنها مدرک این دو تاریخ، همان کتاب نور الآفاق است که از دو کتاب ناشناخته دیگر نقل کرده‌است و به نظرِ یک محقّق یا مورّخ و یا محدّث، این قبیل نقل‌ها نمی‌تواند مورد استناد قرار گیرد.»[17] ذکر خصوص حضرت عبدالعظیم(ع)، به مناسبت موضوع کنگره بوده‌است و طبیعی است که سخن ایشان، چنان‌که در مقاله ایشان دیدیم، شامل تاریخ ساختگی ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه(س) نیز می‌شود.

افزون بر آنچه ما آوردیم، ملاحظه سخن و تأکید این استاد محترم نیز، به خوبی نشان می‌دهد که منبع سندسازی درباره تاریخ ولادت و رحلت حضرت فاطمه معصومه(س) و نیز حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، هیچ اعتباری ندارد و به هیچ‌رو نباید به آن اعتنا کرد و دیگران نیز، همه به پیروی از این منبع بی‌اعتبار و به تعبیر ما «منبع مجعول»، این تاریخ‌ها را تکرار کرده و گرد آن سخن گفته یا برنامه‌ریزی کرده‌اند.


6. تکرار ادّعا از زبان منابع دیگر، مانند «مستدرک سفینة البحار»

اصل استنادها، به دو منبع بی‌پایه یادشده است؛ آن هم به ادّعای کتابچه‌ای بی‌اعتبار و نویسنده‌ای که با حمل بر صحّت، می‌توان گفت دچار «اختلاط و مسامحه آشکار» بوده‌است؛ امّا برخی نویسندگان با برشمردن منابع دست دوم دیگر، تلاش کرده‌اند این ادّعای غیر مستند را استوار سازند! در حالی که منبع این دست‌نوشته‌ها نیز، همان نسبت نادرست اوّلیّه است که آن را با حسن ظنّ پذیرفته و نشر داده‌اند و بعضی توهّم کرده‌اند که ذکر تاریخ، منابع متعدّدی دارد! و گویا احتمال نیز نمی‌داده‌اند کسی در آغاز، این‌گونه دست به تاریخ‌سازی بزند!! و جالب آنکه برخی نویسندگان که راه را برای اثبات این ادّعا از طریق این دو کتاب بسته دیده‌اند، اعلام کرده‌اند که از این راه نمی‌توان به نتیجه رسید و به تاریخ ولادت و وفات حضرت دست‌یافت؛ امّا منابع کاملاً معتبر دیگری در اختیار است و آن، کتاب «مستدرک سفینة البحار» و ده‌ها(!) کتاب دیگر است!

مقصود از ده‌ها کتاب -که از برخی از آنها نام برده شده- کتاب‌های دست دوم و سومی است که در سال‌های بعد، بر اساس همان ادّعای بی‌پایه به ذکر تاریخ پرداخته‌اند و گاه جعلیّات دیگری را نیز افزوده‌اند. ارجاع به «عوالم العلوم مرحوم بحرانی» که در پاره‌ای نوشته‌ها آمده نیز، چنان‌که واضح است، ربطی به خود کتاب ندارد؛ بلکه «محقّق کتاب» با عنوان «استدراکات» بخشی را در اینجا افزوده و در پاورقی آن، با تصریح به اینکه در هیچ کتابی، تاریخ ولادت و وفات فاطمه معصومه(س) نیامده، اشاره به این می‌کند که کسی ادّعا کرده در دو کتاب «نزهة الأبرار» و «لواقح الأنوار» -که در یکی از کتابخانه‌های مدینه یافته- دیده‌است و می‌افزاید که به‌رغم تلاش‌های رسمی و غیر رسمی بعدی، کسی اثری از این دو کتاب به‌دست نیاورده‌است؛[18] یعنی همان ادّعایی که از نظر «محقّق کتاب» نیز امری ثابت‌شده نیست، در برخی نوشته‌ها -که گویا اهتمام و مسئولیّت اصلی خود را سندسازی برای امری بی‌پایه می‌دانند!- به گونه‌ای به کتاب «عوالم العلوم» ارجاع می‌شود که خواننده گمان می‌برد این تاریخ را «شیخ عبدالله بن نورالدین بحرانی» شاگرد «مجلسی» نیز آورده‌است!!

استناد به رساله «العربیّة العلویّة» از «شیخ حرّ عاملی» نیز -که برخی گفته‌اند هشتم شعبان را روز ولادت دانسته- سخنی بی‌پایه است که حتّی تناسب عنوان رساله با این جعل نیز، رعایت نشده‌است! موضوع این رساله کوتاه که نام کامل آن «العربیّة العلویّة و اللغة المرویّة» است، مسائلی از صرف و نحو و معانی و بیان و واژه‌شناسی قرآن و غیر قرآن است که جناب «عاملی» از روایات استفاده کرده‌است[19] و اساساً ربطی به تاریخ زندگی اهل‌بیت(ع) ندارد! و پیداست جاعلِ دیگر، آن را ندیده و احتمالاً با این گمان که کسی به آن دسترسی ندارد، ادّعای غیر واقعی خود را به آن نسبت داده‌است!

با این حال، درباره استناد به «مستدرک سفینة البحار» که پس از دو منبع یادشده، بیشتر مورد توجّه و استناد قرار گرفته و ممکن است کسانی -مانند برخی افرادی که به شرح زندگی حضرت معصومه(س) پرداخته‌اند- گمان برند این کتاب می‌تواند سند تاریخ‌های یادشده باشد، توضیح بیشتری می‌دهیم:

جناب «حاج شیخ عبّاس محدّث قمی»، حدیث‌شناسی بزرگ است که به‌رغم مشرب وسیع خود در نقل احادیث، در نقل و ترجمه روایات در چهارچوب موازین «نقل حدیث»، عالمی دقیق و سخت‌گیر است و حتّی به نسخه‌بدل‌های کلمات نیز اهتمام داشته‌است. وی که آوازه‌اش در میان عموم مردم، بیشتر به دلیل کتاب ارزشمند «مفاتیح الجنان» ایشان است و خود در همین کتاب نیز، از دست جاعلان شِکوه کرده و بر آنان تاخته، به انگیزه دسترسی راحت به موسوعه بزرگ حدیثی «بحار الأنوار» و گزیده‌نویسی آن، کتاب ارزشمند «سفینة البحار» را به صورت موضوعی و همراه پاره‌ای مطالب دیگر نگاشته‌است. در این میان، مرحوم «آیت‌الله شیخ علی نمازی‌شاهرودی» متولّد 1294 ش برابرِ 1333 ق -که از شاگردان «میرزامهدی اصفهانی» بوده و به پیروی استاد خود، رویکردی مخالف فلسفه و عرفان داشته و کتابی نیز در نقد و ردّ آن نوشته‌است- به گزینش‌های «محدّث قمی» بسنده نکرده و با افزودن موارد دیگری از کتاب «بحار» و غیر آن به‌ویژه منابع رجالی، به تکمیل و استدراک کار «محدّث قمی» پرداخته‌است. وی -که در سال 1364 ش برابرِ 1405 ق وفات یافته- در مقدّمه کتاب خاطرنشان می‌کند که هر جا از غیر «بحار الأنوار» مطلبی را بیفزاید، با تعبیر «أقول» مشخّص می‌کند. ایشان اشاره می‌کند که امام کاظم(ع) سه دختر به نام فاطمه داشته‌است: یکی فاطمه معصومه(س) و با اینکه در «بحار الأنوار» یا «سفینة البحار» سخنی از تاریخ ولادت و وفات آن حضرت نیامده، وی بدون افزودنِ «أقول» و بدون ذکر هیچ سندی، ولادت حضرت را به‌صورت جزمی، اوّل ذی‌القعده 173 ق می‌شمارد:

«فاطمة المعصومة المولودة فی غرّة ذی‌القعدة سنة 173.»

و در ادامه، باز بدون ذکر تعبیر «أقول» می‌افزاید که نقل شده وفات حضرت در 12 ربیع‌الثانی سال 201 بوده‌است: «و نُقل أنّ فاطمة بنت مولانا الکاظم(علیه السلام) توفّیت فی 12 من ربیع‌الثانی سنة 201».[20]

و این باعث شده‌است بسیاری از کسانی که درباره تاریخ ولادت و وفات فاطمه معصومه(س) کتاب یا مقاله نوشته‌اند، این نوشته را تلقّی به قبول کرده و حتّی برخی به استناد اینکه ایشان تاریخ ولادت را به‌صورت جزمی بیان کرده، به آن دلگرمی بیشتری نشان داده‌اند! البتّه بعضی نویسندگان توجّه به این نکته داشته‌اند که مرحوم «نمازی» سندی برای سخن خود ذکر نکرده‌است و از این‌رو، نمی‌توان به صِرف آن استناد کرد.

امّا پیداست به هیچ‌روی نمی‌توان به استنادِ افزوده آقای «نمازی» حتّی به عنوان گفته‌ای ضعیف نیز، درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت سخن گفت. واضح است مستند ایشان، چیزی جز همان ادّعای بی‌پایه‌ای که برخی درباره دو کتاب «لواقح الأنوار» و «نزهة الأبرار» مطرح کرده‌اند، نیست. ایشان نه منبع و سندی ویژه داشته که به دست دیگران در قرن‌های گذشته نرسیده‌باشد و نه ادّعای پیوند با عوالم غیبی دارد. تنها ملاحظه چند صفحه از کتاب ایشان، نشان می‌دهد که چگونه علاوه بر ارجاعات به «بحار الأنوار» چاپ قدیم و جدید، منابع سایر مطالب خود را نیز ذکر می‌کند و جای شگفتی است که اینجا بدون هیچ سندی، به ذکر تاریخ می‌پردازد؛ و جالب آنکه ولادت را به‌صورت جزمی و وفات را به‌صورت غیر جزمی و به جای دهم، «دوازدهم» آورده‌است؛ با اینکه منبع همه، همان منبع بی‌پایه است! نیز پیداست بر خلاف گفته برخی -که به غیر مستند بودنِ این دو تاریخ اذعان دارند؛ امّا به شهرتِ آن بسنده کرده‌اند- شهرت برخاسته از این نقل‌های بی‌پایه، مایه اعتبار نمی‌شود و به واقع، ذکر چنین تاریخی از مصادیق واضحِ «ربّ شهرةٍ لا أصلَ لها» است.

آقای «نمازی» -که اهتمام ویژه‌ای به نشر و گسترش احادیث اهل‌بیت(ع) داشته- ادّعای یادشده را تلقّی به قبول کرده و گویا گمان نمی‌برده یک مؤمن به انگیزه‌های غیر علمی، دست به جعل تاریخ بزند! ایشان به جز وطنِ خود شاهرود، بقیّه دوران تحصیلات و تألیفات خود را در مشهد و نجف اشرف گذرانده‌است و در آن دوران، در قم حضور نداشته تا از نزدیک، شاهد انگیزه جعل باشد و به نقلی بی‌پایه اعتماد نکند و ظاهراً گفته «ریاحین الشریعة» را ندیده‌است که جاعل نیز، به جعل خود اذعان کرده‌است؛ و از «آیت‌الله نجفی‌مرعشی» نیز، ظاهراً جریان جعل را استفسار نکرده‌است.

امّا فقیه برجسته و استاد عالی‌مقام ما، «حضرت آیت‌الله آقای حاج سیّدموسی شبیری‌زنجانی(دام ظلّه)» که مراتب عالیه فقاهت و ورع و دقّت نظر ایشان، مورد اذعان قاطع حوزویان است و کمتر کسی را می‌توان در احاطه و دقّت فوق‌العاده در نقل مطالب و قضایا و احوال اشخاص و کتب، مانند ایشان یافت؛ بلکه تا آنجا که آگاهی داریم، معظّم‌له در این جهت، بی‌مانندند و «سیّدمحمّدباقر متولّی‌باشی(سالار التولیة)» در اوائل طلبگی ایشان از دنیا رفته[21]، ماجرای جعل را بازگو کرده‌اند:

«تاریخ ولادت و وفات حضرت معصومه(س) مجعول است. شخص جاعلی، تاریخ ولادت آن حضرت را سال 183 ذکر کرده‌است. آقای حاج شیخ علی نمازی حساب کرده‌بود که چون سال شهادت امام موسی بن جعفر(ع) 183 است و تا آن موقع، حضرت در زندان بود، چگونه ممکن است که حضرت معصومه(س) در این سال به دنیا آمده باشد؟! لذا گفته‌است که تصحیف شده و تاریخ درست، 173 است! دیگران هم این تاریخ را از آنجا نقل کرده‌اند. هر دو تاریخ، نادرست است و تاریخ ولادت، به دست ما نرسیده‌است. این تاریخ را یکی از جعّالین[22] که ویژگی‌هایش هم نقل شده، جعل کرده‌است.»

استاد معظّم افزوده‌اند: «داستان جعل، از این قرار است که مرحوم متولّی‌باشی اعلام می‌کند که اگر کسی تاریخ ولادت یا وفات حضرت معصومه(س) را پیدا کند، دستور می‌دهم که در آن روزها، بازار قم را تعطیل‌کنند. آدم کلّاشی ادّعا می‌کند که در فلان کتاب از کتابخانه مدینه، این تاریخ ذکر شده‌است. متولّی‌باشی آدم زرنگی بود! گفته بود که متولّی کتابخانه مدینه، با من آشناست؛ من آن کتاب را از کتابخانه می‌خواهم و چاپ می‌کنم! و به این شکل، مشت آن شخص باز می‌شود. متولّی‌باشی مسافرتی تاریخی به حجاز کرده‌بود و رجال آنجا را می‌شناخت.»[23] این، خود شاهدی دیگر بر سندسازی بی‌پایه است که استاد معظّم، از آن با تعبیرِ «کلّاشی» نام برده‌اند.

به هر حال، اگر بنا بر پذیرش ادّعای بی‌پایه یادشده باشد، همان گفته مدّعیِ دیدن در «لواقح الأنوار» و «نزهة الأبرار» نزدیک‌تر است تا پذیرش مطلب این کتاب که هیچ سندی برای آن نیاورده‌است! و واضح است که این ادّعای بی‌دلیل و بدون استناد در یک امر حسّی و تاریخی، در یک کتاب معاصر، اگر آن پیشینه را هم نداشت، حتّی در حدّ احتمال نیز، قابل اعتنا و پذیرش نبود؛ چه رسد به اینکه کتاب آقای «نمازی»، کتابچه بی‌اعتبار «نور الآفاق» را نیز در پرونده پیشینه مستقیم یا غیر مستقیم خود دارد و اطمینان داریم مستندی جز آن ندارد و گنجاندن در یک مجموعه حدیثی نیز، اگر مایه ضعف خودِ کتاب نشود، بی‌شکّ مایه اعتباربخشی به مطلب نمی‌شود!


7. استناد به قاعده تسامح

برخی که مواجه با ضعف یا بی‌پایگی اصل ادّعا شده‌اند، بی‌توجّه به قلمرو و معنای قاعده «تسامح در ادلّه سنن»، خواسته‌اند به کمک این قاعده، ادّعای ولادت و وفات در تاریخ‌های یادشده را قابل قبول سازند![24] در حالی که قاعده تسامح، به هر یک از چند معنایی که گفته‌شده باشد[25]، در جایی جاری است که روایتی هر چند ضعیف و یا دست‌کم فتوایی وجود داشته‌باشد؛ نه جایی که می‌دانیم ادّعا بی‌پایه است یا نظری بر پایه ادّعایی بی‌پایه شکل گرفته‌است! چنان‌که در قاعده تسامح، به این نکته توجّه داده شده‌است.[26]

علاوه بر اینکه قلمرو قاعده «تسامح»، چنان‌که از عنوان آن نیز پیداست، جریان‌یافتن احکام است و نه اثبات موضوعات خارجی. جناب «شیخ اعظم انصاری» نیز، تصریح و تأکید فرموده‌است که آنچه با قاعده اثبات می‌شود، مطلوبیّت و استحباب عمل یا ترک یک عمل است؛ امّا لوازم خارجی آن عمل، اثبات نمی‌شود! ایشان مثال می‌زند که اگر روایتی ضعیف یا فتوایی در تشخیص یک مصداق خارجی وارد شده‌باشد که جایی را به عنوان قبر یک پیامبر معرّفی می‌کند -مانند آنچه درباره قبر هود(ع) و صالح(ع) در قبرستان وادی‌السلام نجف گفته می‌شود- بر اساس این قاعده، به عنوان مثال می‌توان گفت زیارت‌کردن این مکان، مستحبّ است؛ امّا نمی‌توان صحّت نسبت آن مکان به آن پیامبر و مدفن‌بودنِ آن را نتیجه گرفت.[27]

یعنی اگر به فرض، روایتی هر چند ضعیف، درباره تاریخ ولادت یا وفات حضرت معصومه(س) وارد شده‌بود و برای روز ولادت نیز به فرض، عملی مانند غسل یا زیارت‌کردن مستحبّ بود، بر اساس این قاعده می‌شد به مطلوب‌بودن این عمل در آن روز نظر داد؛ امّا لازمه آن، اثبات صحّت ولادت یا وفات در آن روز نبود! چه رسد به اینکه نه روایتی در این‌باره داریم!! و نه در منابع محدّثان یا مورّخان ما، مطلبی هر چند ضعیف، در این‌باره وارد شده‌است!!


8. حدیث‌سازی برای رضای خدا!

اگر غرض جاعل، به فرض نادرست، دستیابی به جایزه «سالار التولیة» -که فردی بسیار ثروتمند بوده و منطقه سالاریّه قم، از املاک او نام گرفته- نیز نبوده و انگیزه معنوی در جعل داشته‌است، داستان او تازه مانند آن جاهلانی می‌ماند که به اقرار خودشان، به قصد قربت و به انگیزه اشتغال مردم به تلاوت قرآن و دوری از سرگرم‌شدن به غیبت‌کردن و بیهوده‌گویی و نیز برای ترویج دین و دعوت مردم به کارهای نیک، روایات بسیاری را در فضیلت خواندن قرآن و سوره‌های مختلف آن و فضایل برخی اعمال جعل‌کردند؛ کسانی که برخی از آنان در ظاهر، افرادی صالح و زاهد بودند! شرحی مبسوط از این افراد و انگیزه‌های آنان، در منابعی مانند «الموضوعات ابن‌جوزی» و «اللئالی المصنوعة سیوطی» آمده‌است؛ چنان‌که «شیخ عبدالحسین امینی(ره)» در شمارِ صدها نفری که در سلسله «کذّابان» و «وضّاعان» حدیث قرار دارند و از منابع اهل‌سنّت نقل کرده، برخی از آنان را آورده‌است؛ کسانی که «قربةً إلی الله» جعل حدیث می‌کرده‌اند!

از این‌رو، اگر در میان جاعلان حدیث در منابع غیر شیعی، عناوین و اوصافی مانند فقیه، فقیه بزرگ، فقیه عراق، مفتی، مفتی مدینه، قاضی، عابد، ناسک، صالح، شب‌زنده‌دار، روزه‌دار، دارنده کرسی درس، استاد حدیث، سخنور توانا، امام جماعت، و پیشوا[28] دیده می‌شود، نباید دچار شگفتی شد! زیرا به تعبیر علّامه امینی: «گویا دروغ و سخن باطل، جزء زشتی‌ها نیست و هیچ کاستی و اُفتی ندارد و ناسازگار با هیچ‌یک از ارزش‌های درونی نیست و هیچ ربطی به کرامت و شخصیّت افرادِ باشخصیّت ندارد!»[29]

البتّه باید خاطرنشان کنیم که عالمان اسلامی بر پایه مبانی خود، برای زدودن منابع حدیثی از این دست احادیث تلاش‌کرده‌اند؛ به‌ویژه محدّثان بزرگ شیعه مانند «شیخ کلینی» و «شیخ صدوق» و «شیخ طوسی» که تلاش بسیاری برای پالایش منابع و مصادر حدیثی ما کرده‌اند. دیگر اینکه منابع اوّلیّه شیعی، در مقایسه با دیگران، گرفتار چنین حجمی از احادیث جعلی نبوده‌است.


9. بی‌پروایی در جعل

به همین مناسبت، خاطرنشان می‌کند که برخی‌ها دامنه جعل و افسانه‌سرایی را به همراه‌ساختن چهار نفر از برادرانِ تنی حضرت معصومه(س) به نام‌های «فضل‌علی»، «جعفر»، «قاسم» و «هادی» و برخی از برادرزاده‌ها و چند نفر خدمه، گسترش داده و همه آنان را نیز که 23 نفر بودند، در درگیری با «ملحدان ساوه» شهید ساخته‌اند! و افزوده‌اند: «زمانی مردمِ قم رسیدند که همه مردان شهید شده بودند!» و برخی جاعلان بعدی افزوده‌اند: «بانوی بزرگوار نیز، از این غصّه بیمار شد!» در همین نقل آمده که پس از این حادثه، وقتی حضرت وارد قم شد، تمام شهر و مردم را سیاه‌پوش دید؛ کنیز خود را در پی علّت فرستاد و او خبر آورد که سه روز است که حضرت رضا(ع) به دست مأمون مسموم شده و مردم عزادار ایشان‌اند و حضرت نیز که این خبر را شنید، بیهوش و سپس بیمار شد!!

اصل این قصّه‌سرایی، بر پایه کتابی فارسی و سراسر بی‌پایه به نام «بحر الأنساب»[30] نوشته «میرزامحمد ملک‌الکتّاب شیرازی» است که در اواخر قرن سیزدهم ساخته و به تاریخ 1335 ق در بمبئی چاپ شده و حتّی مبدأ سفر حضرت را بغداد شمرده‌است! کتابی که تنها با مروری کوتاه بر آن، می‌توان به ساختگی‌بودنِ مطالب آن در تراشیدن درگیری‌ها و جنگ‌ها و شهادت‌های بی‌شمار برای ده‌ها هزار نفر از امام‌زادگان پی برد!! دیگران نیز بر این واقعیّت تأکید کرده‌اند و از این بابت، در ردیف «بحر الأنساب» دیگری است که یکی از محقّقان بنام، آن را کاملاً ساخته این اواخر دانسته و افزوده که گویا به همین دلیل، مرجع تقلید وقت، آن را تحریم کرد و ناشر، نسخه‌های آن را از کتابخانه بیرون نیاورد![31]

ذکر اینها بدان دلیل است که خاطرنشان کنیم برخی‌ها چگونه دست به جعل تاریخ می‌زنند و مسائل روشن را نیز نادیده می‌گیرند و در جامعه نشر می‌دهند. نویسندگانی که قصد آشنا ساختن جامعه با تاریخ زندگی بزرگان دین را دارند یا کسانی و مراکزی که در صدد ترویج دین و تعظیم شعائر اسلامی هستند، نباید با استناد به ادّعای بی‌دلیلِ چنین افرادی، بر مطالب بی‌پایه صحّه بگذارند.


10. توجیه در مسکوت گذاشتنِ برخی مجعولات

نگارنده احتمال می‌دهد این نقد، مواجه با این خرده‌گیری خواهدشد که تاریخ‌های یادشده در ولادت و وفات حضرت(س)، اگر هم سندی ندارد و جعل شده‌است، پذیرشِ آن چه زیانی دارد؟ به‌ویژه که در چند سال اخیر، تلقّی به قبول شده‌است و بر اساس آن، این همه آثار و لوازم بار شده و در نوشته‌های فراوانی که در این سال‌ها نشر یافته و در برنامه‌های مختلفی که در رسانه‌ها بارها تکرار شده، فرصتی برای ترویج دین و تبلیغ معارف اسلامی و اهل‌بیت(ع) پدید آمده‌است. بالاخره آن بزرگوار در یکی از روزهای یکی از سال‌ها، ولادت و وفات یافته‌است و ممکن است در متن واقع، هر چند دلیل بر آن نداریم، همین تاریخ‌ها باشد! حال که هر چند بر پایه گفته‌ای نادرست، تاریخی خاصّ در این سطحِ گسترده مطرح شده و جامعه آن را باور کرده و باعث تجلیل و تکریم بیشترِ این حرم شریف و صاحب والامقام آن می‌شود، آیا بهتر نیست آن را بپذیرید و بی‌پایگی آن را مسکوت گذارید تا این فرصت در بزرگداشت آن بانوی بزرگ از میان نرود؟! مگر سایر تاریخ‌ها، همه درست و مطابق با واقع است؟ بنابراین، حالا که این تاریخ تثبیت شده، باید پرونده این بحث را بست و به بی‌پایگی آن دامن نزد و به مسائل مهمّ‌تری پرداخت.

به نظر می‌رسد این توجیه، پذیرفته نیست و حتّی اگر به هر دلیل، ترتیب اثر دادن به بی‌پایگی این تاریخ مقبول نباشد، طرحِ آن لازم است؛ زیرا نخستین اشکال، این است که این تاریخ‌ها بر پایه نسبتی نادرست شکل گرفته و در استنادات، دائماً این خلاف واقع، تکرار می‌شود و پیداست امری که اینک معلوم است واقعیّت ندارد، پس از گذشت مثلاً یکی دو قرن، جزء امور کاملاً پذیرفتۀ تاریخ می‌شود و گفته می‌شود: «لابدّ سخن معتبری بوده که همه پذیرفته‌اند و لابدّ اسناد اوّلیّه آن، از میان رفته‌است!»[32] به‌ویژه وقتی مرکزی مانند «شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی انقلاب فرهنگی» -که باید مصوّبات آن دارای پایه علمی و پذیرفته در نظر نخبگان و متخصّصان ذی‌ربط باشد- آن را تصویب و به صورت رسمی، اعلام و در «تقویم رسمی کشور» ثبت کرده باشد!

دیگر اینکه گشودن و تأیید این باب -که به انگیزه‌های فرهنگی و معنوی می‌توان بر امری خلافِ واقع، صحّه گذاشت- پیامدهای غیر قابل کنترلی دارد که در طول تاریخ می‌تواند به پدیدآمدن انبوهی از مسائل غیر واقعی به نامِ دین و شرع مقدّس بینجامد. یک علّت منع شدید از «بدعت‌گذاری و ترتیب اثر دادن به استحسان‌های شخصی» در امور دینی و شرعی، هر چند در امور جزئی، همین است که گشایش چنین بابی، مرز ندارد و ممکن است حتّی با انگیزه‌های دینی و تنها بر پایه برداشت‌های ناقص، وصله‌های نامحدودی بر پیکره دین چسبانده شود؛ چنان‌که دسیسه‌های غرض‌ورزان را نیز، در آمیخته‌ساختن دین و شریعت به امور دیگر، نباید نادیده گرفت و «کَم لَه مِن نظیرٍ»!

دیگر اینکه مبانی و منابع دینی و فرهنگ اسلامی و معارف اهل‌بیت(ع) بسیار غنی‌تر از آن است که در تحکیم و ترویج خود، نیازمند صحّه‌گذاشتن بر اموری بی‌پایه باشد و ما نه تنها چنین وظیفه‌ای نداریم که در گسترش ارزش‌های دینی و مذهبی، امور غیر واقعی را به خدمت بگیریم؛ بلکه نباید گردِ آن برویم. استاد شهید «آیت‌الله مطهّری(ره)» در بحثی که در موضوع چگونگی به‌کارگیری «وسیله» مطرح کرده، درباره پرهیز دادن از وسیله نامشروع در تبلیغ دین و دوری از استفاده از ناآگاهی مردم به سود دین و نادرستی تهمت‌زدن به «اهل بدعت» سخن گفته و نمونه‌های تاریخی چندی را از سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) شاهد گرفته و بر این حقیقت پای فشرده‌است که «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند!» و اسلام نه تنها نیازی به وسیله نادرست و دروغ، برای تبلیغ خود ندارد؛ بلکه این امر، به زیانِ آن است. ایشان یک نمونه از وسایل نامشروع را «جعل حدیث به نفع دین» می‌شمارد و به برخی از روایات جعلی در تشویق مردم به قرآن و دوری از سرگرم‌شدن به مطالب باطل و بیهوده اشاره می‌کند. منطق استاد شهید، این است:

«برای حقّ، باید از حقّ استفاده‌کرد. معنی این حرف، این است: اگر من بدانم چنانچه یک حرف ناحقّ و نادرست و یک دروغ بگویم یا یک حدیث ضعیف -حدیثی که خودم می‌دانم دروغ است!- برای شما بخوانم، همین امشب همه گنهکارانِ شما توبه می‌کنند و همه شما نمازِ شب خوان می‌شوید، اسلام به من چنین کاری را اجازه نمی‌دهد! ... اسلام نیازی به این دروغ‌ها ندارد. حقّ را با باطل آمیختن، حقّ را از میان می‌برد! وقتی انسان حقّ را ضمیمه باطل کرد، حقّ دیگر نمی‌ایستد؛ خودش می‌رود! حقّ تاب اینکه همراه باطل باقی بماند، ندارد.»[33]

ما تأکید داریم که یکی از وظایف روشن ما -که قرآن و سنّت و عمل مسلمین در طول تاریخ، بر آن گواهی می‌دهد- لزوم تکریم و بزرگداشت از بزرگان دین و شخصیّت‌های مذهب، به‌ویژه خاندان اهل‌بیت(ع) و امام‌زادگان والاتبار است و در این میان، آن‌گونه که از روایات نیز پیداست، حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) جایگاه ویژه‌ای دارد. همه سخن، در این است که این ادای وظیفه، لزوماً نیازمند پذیرشِ تاریخی بی‌پایه نیست و پیوند زدن این امور پسندیده به امری غیر واقعی، توجیه درستی ندارد؛ بلکه باید به شیوه‌ای درست و منطقی انجام شود.

یک راه، این بوده و هست که روزی به عنوان روز بزرگداشت آن حضرت معرّفی شود؛ مانند آنچه درباره «حضرت احمد بن موسی شاه‌چراغ(ع)» صورت گرفته و ثبت شده‌است. حتّی انضمام بزرگداشت آن بانوی بزرگ، به روزهای ولادت و شهادت امام رضا(ع) نیز امری متناسب خواهدبود. سلام و صلوات خداوند بر فاطمه معصومه(س) و دیگر بانوان هم‌جوار ایشان، و بر پیامبر(ص) و خاندان پاک او، و سلام بر همه دوستداران اهل‌بیت(ع).

-------
[1]. آنچه در «تاریخ قم» به نقل برخی مشایخ قرن چهارم قم آمده، این است که فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) پس از حضور امام رضا(ع) در خراسان -که در سال 200 هجری، به خواست و دستور مأمون عبّاسی صورت گرفت- در سال 201 از مدینه عازم دیدار برادر خود در مرو شد و در پی بیماری، پس از هفده روزه توقّف در قم رحلت‌کرد.(حسن بن محمّد قمی، تاریخ قم، ص 213) امّا اینکه رحلت ایشان نیز در همین سال بوده، روشن نیست؛ چون نمی‌دانیم ایشان چه وقتی از سال 201 از مدینه بیرون آمده‌است؛ امّا پیداست رحلت عادتاً نمی‌توانسته بعد از سال 202 باشد؛ چنان‌که از برخی روایات امام رضا(ع) -که اشاره به قبر خواهر خود می‌کند- بر می‌آید که رحلت ایشان، پیش از شهادت امام(ع) بوده‌است که در سال 203 یا 202 و بنا بر نقلی 206 واقع شده‌است. با این حال، بیشتر می‌توان حدس زد که وفات آن بانو، در همان سال 201 واقع شده‌است؛ چون همان‌گونه که برخی حدس زده‌اند، حضرت قاعدتاً همراه کاروان حاجیانی شده‌است که به ایران بر می‌گشته‌اند که طبعاً در اوائل سال بوده‌است. البتّه این گفته در صورتی است که خروج حضرت رضا(ع) از مدینه را آن‌گونه که برخی گفته‌اند، 10 جمادی‌الاولی سال 201 ندانیم؛ وگرنه این احتمال، بیشتر قوّت خواهدگرفت که وفات در سال 202 بوده‌است.
[2]. برخی آن را کتابخانه حرم نبوی شمرده‌اند! و برخی حدس زده‌اند مقصود، کتابخانه عارف حکمت باشد! خودِ جاعل نوشته که در مدینه طیّبه در «کتابخانه مبارکه» به‌دست آورده‌است!
[3]. مقصود از این جزوه، کتابچه بی‌اعتبار «نور الآفاق» است که در ادامه، از آن نیز سخن خواهیم‌گفت.
[4]. علی‌اصغر فقیهی، مجلّه «نامه قم»، بهار و تابستان 78، شماره 5 و 6، ص 263.
[5]. پیداست این مقطع، یازده روز است و نام‌گذاری به «دهه»، لابدّ از باب مسامحه یا بیرون‌کردنِ یکی از این دو روز است؛ همانند دهه فجر!
[6]. اگر به بازتاب گسترده این ادّعای نادرست، و پذیرش و رسمیّت‌دادنِ گسترده آن در این سال‌ها توجّه شود، می‌توان از زاویه‌ای دیگر گفت چندان هم ناشیانه نبوده‌است!
[7]. در فهرست‌ها، گاه از آن با عنوان «لواقح الأنوار فی طبقات السادة الأخیار» و «... السادة و الأخیار» نام برده شده‌است؛ چنان‌که نویسنده با قید «مصری» نیز آمده‌است.
[8]. ذبیح‌الله محلّاتی، ریاحین الشریعة، ج 5، ص 31-32.
[9]. جدّ «آیت‌الله مرعشی‌نجفی»، اهل تبریز و معروف به «سیّدالحکمای تبریزی» بوده‌است و ایشان که در گذشته معروف به «تبریزی» بوده، در سال 1343 ق وارد قم شده‌است و از حدود 17 سال پیش از درگذشت مرحوم «متولّی‌باشی» ساکن قم بوده‌است و از نزدیک، در جریان ادّعای جاعل قرار داشته‌است.
[10]. در برخی منابع کتاب‌شناسی، نام «نزهة الأبرار فی نسب السادة الأبرار» ثبت و ترجیح داده شده‌است.(عبدالجبّار رفاعی، معجم ما کُتب عن الرسول و اهل‌البیت(ع)، ج 10، ص 651) مرحوم «آقابزرگ» نیز بر خلاف «الذریعة»، در «ذیل کشف الظنون»(ص 107، مربوط به ص 1938 کشف الظنون) آن را با همین نام، به فهرست کتاب افزوده‌است و با توجّه به اصل موضوع و نویسنده آن و موارد مشابه، همین نیز درست‌تر به نظر می‌آید.
[11]. آقابزرگ تهرانی، الذریعة، ج 24، ص 107: «نزهة الأبرار فی نسب أولاد الأئمّة الأطهار، للسیّد موسى الموسوی البرزنجی الشافعی المدنی. مطبوع کما حُکِىَ عنه، فراجعه.» یک احتمال در ضمیر «کما حُکِیَ عنه» در این عبارت، این است که چاپی‌بودن آن را به نویسنده نسبت می‌دهد. در برخی فهرست‌های اینترنتی نیز -که آثاری در موضوع نسب‌شناسی، به ترتیب تاریخ فهرست شده- این کتاب در کنار آثار پایانی قرن چهاردهم آمده‌است.
[12]. این بنده نگارنده، به‌رغم اطمینان به نادرستی نسبت تاریخ ولادت و وفات به «نزهة الأبرار»، برای به‌دست آوردن آگاهی بیشتر از نویسنده و تاریخ چاپ و نام درست کتاب، ساعت‌های بسیار زیاد و در مجموع، چندین روز را مصروف جست‌وجو، از جمله در فهرست صدها کتابخانه بزرگ و کوچک کشور و منابع کاغذی و دیجیتالی و مجازی داخل و خارج کشور کرده؛ امّا هیچ اثری از کتاب و نویسنده آن، جز همان آگاهی که مرحوم «شیخ آقابزرگ تهرانی» با دو نام مختلف در «الذریعة» و «ذیل کشف الظنون حاجی خلیفه» به دست می‌دهد، به‌دست نیاورده‌است و تمام منابع بعدی نیز، به استناد ایشان، از چنین کتابی نام برده‌اند. خود «آقابزرگ» نیز، پیداست که کتاب را ندیده‌است؛ هم از این جهت که تصریح به «حکایت» باواسطه از نویسنده می‌کند و هم از این‌رو که به‌رغم وصف «شافعی بودن» نویسنده -البتّه اگر نویسنده، وجود خارجی داشته‌باشد!- کتاب را در «الذریعة» -که اختصاص به کتاب‌های شیعه دارد- فهرست کرده و ظاهراً با توجّه به قید «... فی نسب أولاد الأئمّة الأطهار» در عنوان کتاب، احتمال شیعه‌بودن نویسنده را در واقع، داده‌است؛ ولی با تعبیر «فراجعه» که این نیز، نشان می‌دهد کتاب را ندیده، ابهام خود درباره اصل یا محتوا یا نویسنده را نشان داده‌است. پیداست بر اساس عنوانی که آن مرحوم در «ذیل کشف الظنون» با قید «... فی نسب السادة الأبرار» آورده، جایی برای تردید در غیر شیعه بودنِ نویسنده نیز باقی نمی‌ماند؛ از این‌رو، می‌توان زرنگی جاعل را تحسین‌کرد! زیرا مطلبی بی‌پایه را به منبعی که هیچ‌کسی به آن دسترسی نداشته و ندارد و کتاب‌شناس بزرگ، «آقابزرگ تهرانی» نیز آن را ندیده و نام آن را به واسطه دیگری و با تردید در مذهب وی، آن هم دو گونه نقل می‌کند، نسبت داده‌است! این است که برخی احتمال داده‌اند منبع حکایت برای مرحوم «آقابزرگ» نیز، همان کتاب «نور الآفاق» -یا منابع دیگر که از آن نقل کرده‌اند- باشد! این است که گزافه نیست گفته‌شود کتابی با این عنوان، وجود خارجی نداشته و ندارد و همانند تاریخ‌های مورد بحث، ساخته و پرداخته جاعل است! البتّه اگر کسی، نگارنده را به نسخه‌ای از کتاب یا مشخّصات کامل نویسنده آن(؟!) راهنمایی کند، بر او احسان کرده‌است.
[13]. ظاهراً تعبیر «فلانه مجتهد» که در عبارت مرحوم «شیخ ذبیح‌الله محلّاتی» آمده، اشاره به همین وصف است.
[14]. محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج 49، ص 2-10.
[15]. «آیت‌الله استادی» در اینجا در پاورقی، با اشاره به مطالب پنج‌گانه کتاب نوشته‌اند: «آنچه از یاقوت حموی نقل کرده، در معجم البلدان یا مراصد باید باشد که نیست؟! ادّعای سابقه هفتصد سال خائم و خازن بودن؟! تاریخ تولّد و وفات حضرت معصومه را از کتاب لواقح الأنوار؟!! و تاریخ تولّد و وفات حضرت عبدالعظیم را از سه کتاب که نشانی آنها در دست نیست؟!! و نقل حدیث شریف کساء با سندی آن‌گونه و مصادری آن‌چنان که در متن نقل شده؟!!! عصمنا الله من الزلل.»
[16]. مجلّه «نور علم»، 1372ش، ش 50 و 51، ص 297-301.
[17]. سیّدرسول علوی و علی‌اکبر زمانی‌نژاد، شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم و شهر ری، ص 352-356. خاطرنشان می‌کند که جناب «حجّت‌الاسلام و المسلمین آقای عزیزالله عطاردی‌قوچانی» نیز که حدود نیم‌قرن پیش، کتاب «زندگانی حضرت عبدالعظیم(ع)» را نگاشته، در صفحه 64 تصریح کرده که به‌رغم بررسی و پیگیری، چیزی درباره تاریخ ولادت و وفات آن حضرت به‌دست نیاورده‌است.
[18]. عبدالله بحرانی‌اصفهانی، عوالم العلوم و المعارف، ج 21، ص 328.
[19]. ر.ک: محمّد بن حسن عاملی، الفصول المهمّة، ج 1، ص 22، مقدّمه محقّق. نسخه‌ای از این رساله کوتاه 22 برگی، در فهرست کتابخانه فاضل خوانسارى(ج 1، ص 204) معرّفی شده‌است؛ ر.ک: علی صدرایی‌خوئی، فهرستگان نسخه‌های خطّی، ج 5، ص 21. عنوان رساله در این فهرست، چنین است: «العربیّة العلویّة و اللغة المرویّة عنهم علیهم السلام».
[20]. علی نمازی، مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 261-262.
[21]. استاد معظّم(دام ظلّه) که خود در قم متولّد شده(1346 ق برابرِ 1306 ش) و حضور داشته‌اند، درگذشت «متولّی‌باشی» را اوّل ذی‌قعده 1359 شمرده‌اند.
[22]. تعبیر «جعّالان» درباره او که در سخن استاد معظّم آمده، و نه «جاعلان»، می‌تواند اشاره به جعل‌های دیگری از وی باشد؛ چنان‌که ملاحظه کتابچه وی، شاهد آن است!
[23]. سیّدموسی شبیری‌زنجانی، جرعه‌ای از دریا، ج 2، ص 516، با عنوان «تاریخ مجعول».
[24]. چنان‌که فردی با اشاره به سستی این تاریخ‌ها در نگاه اهل دقّت، افزوده‌است: «امّا انصاف این است که باید روزى را به عنوان ولادت آن حضرت و روزى را به عنوان وفات آن حضرت، گرامى داشت؛ زیرا به هر حال، حضرت یک روز به دنیا آمده و یک روز هم رحلت نموده است و چنانچه قولى قوى براى تعیین این روز، در دست بود که خوب؛ و الّا به همان اقوال ضعیف، از باب تسامح در ادلّه سنن متمسّک می‌شویم و آن دو روز را به همین عنوان، احترام می‌کنیم»! ملاحظه می‌شود که دلیل «باید»، این است که به هر حال، آن حضرت یک روزی متولّد شده و روزی نیز رحلت کرده است!!
[25]. نگارنده در جای دیگر، به تفصیل بحث و تأکید کرده‌است که ادلّه این قاعده، تنها وجود ثواب را می‌رساند و نه استحباب مفاد حدیث ضعیف را.
[26]. از جمله، ر.ک: شیخ مرتضی انصاری، رسائل فقهیّه، ص 159.
[27]. همان، ص 172.
[28]. اینها بخشی از اوصافی است که «علّامه امینی» به نقل از منابع اهل‌سنّت در شرح سلسله حدیث‌سازان و دروغ‌گویان آورده‌است. ر.ک: عبدالحسین امینی، الغدیر، ج 5، ص 209-277.
[29]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج 5، ص 276.
[30]. بحر الأنساب، ص 159-160. از این کتاب، به نام «ریاض الأنساب و مجمع الأعقاب» نیز نام برده شده‌است.
[31]. محمّدتقی دانش‌پژوه، نشریّه «ادبیّات و زبان‌ها»، سال هشتم، مهر 1339، ص 42.
[32]. این نکته درباره تاریخی که اخیراً برای حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) ذکر می‌کنند نیز، عیناً جاری است! منشأ جعل تاریخ ولادت و وفات برای آن حضرت نیز، همان کتابچه «نور الآفاق» است!
[33]. ر.ک: مرتضی مطهّری، مجموعه آثار، ج 16، ص 96-115.

*******

پی‌نوشت:
*: عنوان پژوهش مذکور، «تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه(س)، شرحی بر یک سندسازی بی‌پایه» نگاشته جناب «حجّـت‌الاسـلام و المسلمیـن سـیّدضـیاء مـرتضـوی» بوده که پس از تلخیص و ویرایش و با اندکی تصحیح عرضه شده‌است. برای مطالعه مقاله کامل ایشان، به نشانی زیر بنگرید:

http://historylib.com/index.php?action=article/view/1528


التماس دعا

۱ نظر ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۰۲:۵۹
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

سی روزه بودن ماه شوّال؛ پیش‌بینی رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری در غروب شنبه 24 و یکشنبه 25 مرداد ماه 1394

برای مطالعه مبانی فقهی مربوط به «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق»، خواندن مطلب زیر پیشنهاد می‌شود:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Royat-Helal-Ofoq

مردم و رسانه‌ها، به آغاز ماه قمری در ماه‌های رمضان و شوّال حسّاس‌ترند و در ماه‌های دیگر، مرجع آنان همان تقویم رسمی کشور می‌شود! در حالی که مراجع معظّم تقلید و کارشناسان در همه ماه‌ها به استهلال می‌پردازند؛ اگر چه نتیجه کار، چندان اعلام عمومی و رسانه‌ای نمی‌شود.


برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند.

به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری، در غروب شنبه 24 مرداد 1394 شمسی برابر با 15 آگوست 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 در 24 مرداد 1394 - عوده


دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری، در غروب یکشنبه 25 مرداد 1394 شمسی برابر با 16 آگوست 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 در 25 مرداد 1394 - عوده
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


سه) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری، در غروب شنبه 24 مرداد 1394 شمسی برابر با 15 آگوست 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 در 24 مرداد 1394 - یالوپ


چهار) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری، در غروب یکشنبه 25 مرداد 1394 شمسی برابر با 16 آگوست 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه ذی‌قعده 1436 در 25 مرداد 1394 - یالوپ
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


نتیجه‌گیری:

با توجّه به نقشه‌های رؤیت‌پذیری و مناطق هم‌افق، پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد احتمال رؤیت هلال ماه ذی‌قعده 1436 قمری در غروب شنبه 24 مرداد 1394 شمسی در ایران حتّی با ابزار و چشم مسلّح، ناممکن است و حدّاکثر در نوار باریکی از شهرهای جنوبی کشور، احتمال می‌رود با چشم مسلّح دیده شود؛ از این‌رو:

1. بنا بر نظر مراجعی که «رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح» را لازم می‌دانند و قائل به «اشتراط اتّحاد افق» هستند و «اشتراک در شب» را کافی نمی‌دانند، ماه شوّال 30 روزه و دوشنبه 26 مرداد 1394 شمسی روز اوّل ماه ذی‌قعده 1436 قمری خواهدبود.

2. بنا بر نظر مقام معظّم رهبری که «رؤیت هلال با چشم مسلّح» را کافی می‌دانند، از آنجا که معظّم‌له قائل به «اشتراط اتّحاد افق» هستند و «اشتراک در شب» را کافی نمی‌دانند، اعلام کشوری یکشنبه 25 مرداد 1394 به عنوان روز اوّل ماه ذی‌قعده در شهرهای بالاتر از همان نوار باریک جنوبی، مشکل است و آنچه در تقویم رسمی کشور درج شده، با مبنای فقهی ایشان سازگار نیست! امید است پس از رسیدن گزارش‌های استهلال، نتیجه از رسانه ملّی اعلام شود.


التماس دعا


۰ نظر ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۲
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

پیش‌بینی رؤیت‌پذیری هلال ماه شوّال 1436 قمری در غروب پنجشنبه 25 و جمعه 26 تیر ماه 1394

اگر نکات مربوط به «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق» را در مطلب قبلی نخوانده‌اید، خواندن آن را پیشنهاد می‌کنم:
http://aasemaan25.blog.ir/post/Royat-Helal-Ofoq

برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند.

به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه شوّال 1436 قمری، در غروب پنجشنبه 25 تیر 1394 شمسی برابر با 16 جولای 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه شوال 1436 در 25 تیر 1394 - عوده


دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه شوّال 1436 قمری، در غروب جمعه 26 تیر 1394 شمسی برابر با 17 جولای 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه شوال 1436 در 26 تیر 1394 - عوده
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


سه) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه شوّال 1436 قمری، در غروب پنجشنبه 25 تیر 1394 شمسی برابر با 16 جولای 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه شوال 1436 در 25 تیر 1394 - یالوپ


چهار) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه شوّال 1436 قمری، در غروب جمعه 26 تیر 1394 شمسی برابر با 17 جولای 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه شوال 1436 در 26 تیر 1394 - یالوپ
توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


چنان‌که این پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد احتمال رؤیت هلال ماه شوّال 1436 قمری در غروب پنجشنبه 25 تیر 1394 شمسی در ایران، حتّی با ابزار و چشم مسلّح نیز بسیار کم است؛ بنابراین، پیش‌بینی می‌شود شنبه 27 تیر 1394 شمسی برابر با اوّل شوّال 1436 قمری و عید سعید فطر باشد.
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما، عید سعید فطر را پیشاپیش تبریک می‌گویم!

التماس دعا


۱ نظر ۲۳ تیر ۹۴ ، ۰۸:۱۱
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

نکاتی دربارۀ «رؤیت هلال» و «اتّحاد افق» - تکمیل و ویرایش دوم: 24 خرداد 1397


مناسک اسلامی بر پایۀ ماه‌های قمری بنا نهاده شده و به دلیل همین اهمّیّت، «رؤیت هلال» از بحث‌های مهمّ فقهی است. به اختلاف نظرهای علمی این مسئله، در کتاب‌ها و مقالات مبسوط پرداخته شده و ما در این نوشتار می‌کوشیم به اختصار، نکاتی را همراه با دیدگاه حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی (مدّ ظلّه العالي) بیان‌کنیم و بحث «اتّحاد افق» را که در فضاهای غیر تخصّصی، کمتر به آن پرداخته شده، به شکلی ملموس مطرح‌کنیم.

بخش نخست) رؤیت هلال

1. «ماه» تنها قمر زمین است و تصوّر عامیانه، این است که در مداری دایره‌ای به دور زمین می‌گردد! و چون همواره یک روی آن به سوی زمین است و سوی دیگرش از زمین دیده نمی‌شود، پس حتماً حرکت وضعی ندارد!!
در حالی که مدار گردش ماه، یک بیضی است که زمین در یکی از کانون‌های آن است و فاصلۀ ماه و زمین، دارای اوج و حضیض است. همچنین ماه حرکتی وضعی به حول محور خودش دارد و چون «
قفل گرانشی» میان زمین و ماه برقرار است، بر اثر نیروی کشندی آن، ماه همواره به سوی زمین رو کرده و برای هر بار گشتن به گرد محور خود، ناچار به پیمودن یک دور کامل انتقالی گرداگرد زمین است؛ در نتیجه، دورۀ تناوب چرخش وضعی ماه دقیقاً با دورۀ تناوب گردش انتقالی آن به دور زمین برابر و همیشه یک روی آن به سوی زمین است؛ یعنی ماه مانند کسی که دور کعبه طواف می‌کند و در حین طواف باید شانۀ چپش همواره رو به کعبه باشد، اندک‌اندک دور خودش هم می‌چرخد تا همواره یک طرفش رو به زمین باشد و این، همان حرکت وضعی است که در تصویر سمت چپ می‌بینید:

حرکت وضعی ماه

اگر مانند تصویر سمت راست، ماه حرکت وضعی نداشت و بدون چرخش دور خودش بر گرد زمین می‌گشت، می‌توانستیم از زمین پشت ماه را ببینیم و از آن تصویربرداری کنیم؛ ولی این‌گونه نیست.

البتّه با اینکه همیشه یک روی ماه به سوی زمین است، نباید انتظار داشت که 50 درصد سطح ماه از زمین دیده نشود! زیرا نوسانات حرکت ماه سبب پدیده‌ای به نام «رُخ‌گرد» می‌شود که بر اثر آن، 41 درصد از سطح ماه همواره رو به زمین است و تنها 41 درصد سطح ماه هیچ‌گاه از زمین دیده نمی‌شود و 18 درصد باقی‌مانده، گاهی دیده می‌شود و گاهی ناپیداست؛ پس از روی زمین، نهایتاً 59 درصد از سطح ماه را می‌توان دید و تصویربرداری کرد.

«ماه نجومی» مدّت‌زمان یک دوران کامل ماه به دور زمین است که 27 روز و 7 ساعت و 43 دقیقه و 4 ثانیه و اندی( 27.321582 روز) طول می‌کشد.
«ماه هلالی یا قمری» مدّت‌زمان میان دو بار پیاپی است که خورشید و زمین و ماه، بر یک خطّ می‌شوند و 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 2 ثانیه و اندی( 29.530589 روز) است. ماه هلالی، طولانی‌تر از ماه نجومی است؛ زیرا هم‌زمان با گردش ماه به دور زمین، زمین نیز به دور خورشید می‌گردد و ماه باید اندکی پیش‌تر رود تا دوباره هر سه بر یک خطّ قرار گیرند.

برای عرف روشن است که «ماه عرفی یا شرعی»، 29 یا 30 روزه است؛ محاسبات نشان می‌دهد که ماه قمری می‌تواند تا 3 ماه پیاپی 29 روزه یا تا 4 ماه پیاپی 30 روزه باشد. در روایات نیز هست که ماه قمری نمی‌تواند کمتر از 29 روز باشد! از این‌رو، با ماه نجومی که مدّت‌زمان آن 27.3 روز است، کاری نداریم.

برای آشنایی بیشتر با ویژگی‌های زمین و ماه و پیچیدگی‌های حرکت آنها، به کتاب‌های نجومی رجوع‌کنید. با مطالعۀ مطالب سایت ویکیپدیا نیز، می‌توانید منابع تکمیلی را بیابید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Earth
https://en.wikipedia.org/wiki/Moon


2. میزان شرعی در آغاز ماه قمری، تحقّق هلال است و «هلال» یعنی بازتابِ قابل رؤیتِ نور خورشید از لبۀ ماه.
طبق محاسبات نجومی، در بهترین وضعیّت جوّی هم، تا چندین ساعت(دست‌کم 8 ساعت) بعد از مقارنۀ ماه و خورشید(ولادت ماه جدید)، امکان تشکیل هلال وجود ندارد و برای کمتر از یک حدّ فاصلۀ زاویه‌ای مشخّص ماه و خورشید(کمتر از 7 درجه مشهور به حدّ دانژون)، اصلاً هلالی تشکیل نمی‌شود! چون نور خورشید هنوز از پشت رشته‌کوه‌های لبۀ ماه بر سطح ماه نتابیده و سایۀ بلندی‌های لبۀ غربی ماه به اندازه‌ای طولانی می‌شود که مانع بازتاب نور از سطح ماه و تشکیل هلال است؛ در این موارد، ماه از مُحاق درآمده و در افق آسمان حضور دارد؛ امّا اصلاً هلالی تشکیل نمی‌شود و حتّی با تلسکوپ هم دیده نمی‌شود.

به این ترتیب، لحظۀ مقارنۀ ماه و خورشید و لحظۀ ولادت ماه(که لحظۀ پس از مقارنه است)، از نظر نجومی با دقّت بالا قابل محاسبه و پیش‌بینی‌اند؛ ولی برای ما ملاک نیستند! زیرا در متون فقهی، بحث و اثبات شده که میزان شرعی در آغاز ماه قمری طبق قول مشهور، تحقّق هلال است و «هلال» یعنی بازتابِ قابل رؤیتِ نور خورشید از لبۀ ماه؛ یعنی ماهی نو و از مُحاق درآمده که در افق به درجه‌ای رسیده و ویژگی‌هایی را داشته‌باشد که اگر ابر و موانع نباشد، امکان و قابلیّت رؤیت با چشم عادیِ غیر مسلّح را برای ساکنان زمین(و نه پروازکنندۀ با هواپیما) داشته‌باشد. حتّی برخی گفته‌اند که بر ماه نویی که با رؤیت عادی دیده نشود(ولو با چشم مسلّح دیده شود)، اصلاً «هلال» صدق نمی‌کند.

البتّه قول غیر مشهور، رؤیت هلال با چشم مسلّح(تلسکوپ و دوربین و ابزارهای اپتیکی) را کافی می‌داند.

دربارۀ ادلّۀ طرفین، در کتاب‌های فقهی بحث‌های مبسوطی شده که در این مجال نمی‌گنجد. برای خوانندگان آشنا به فقه و تنها به عنوان نمونه، چند مقالۀ در دسترس را -که برخی ناظر و در نقد همدیگر نیز هستند- پیشنهاد می‌دهم:

یک) «رؤیت هلال با چشم مسلّح» نوشتۀ حجّت‌الاسلام و المسلمین رضا مختاری، در دفاع از رؤیت با چشم غیر مسلّح، منتشرشده در فصلنامه تخصّصی فقه اهل‌بیت(ع)، ش 39 و 40، ص 148 - 162 : http://ensani.ir/fa/content/93247/default.aspx یا

http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=217

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا حذف از منبع:

https://web.archive.org/web/20180613174932/http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=217

(در دو مورد اخیر، پس از زدن لینک و باز شدن صفحه، روی عنوان مقاله در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید.)

دو) «اعتبار ابزار جدید در رؤیت هلال» نوشتۀ حجّت‌الاسلام و المسلمین محمّدجواد فاضل لنکرانی، در دفاع از رؤیت با چشم مسلّح، منتشرشده در فصلنامه تخصّصی فقه اهل‌بیت(ع)، ش 43، ص 176 - 206 : http://ensani.ir/fa/content/93381/default.aspx یا

http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=190

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا حذف از منبع:

https://web.archive.org/web/20180613181342/http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=190

(در دو مورد اخیر، پس از زدن لینک و باز شدن صفحه، روی عنوان مقاله در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید.)

سه) «باز هم رؤیت هلال با چشم مسلّح» نوشتۀ حجّت‌الاسلام و المسلمین رضا مختاری، در دفاع از رؤیت با چشم غیر مسلّح، منتشرشده در فصلنامه تخصّصی فقه اهل‌بیت(ع)، ش 43، ص 207 - 240 : http://ensani.ir/fa/content/93385/default.aspx یا

http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=190

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا حذف از منبع:

https://web.archive.org/web/20180613181342/http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=190

(در دو مورد اخیر، پس از زدن لینک و باز شدن صفحه، روی عنوان مقاله در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید.)


3. فتوای حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه العالي) مانند مشهور فقهاء، این است که رؤیت هلال باید با چشم غیر مسلّح باشد و رؤیت با چشم مسلّح(دوربین و تلسکوپ) کافی نیست.

برای آشنایی اجمالی، عموم خوانندگان می‌توانند به پاورقی 1 صفحۀ 590 و 591 (فایل Pdf) «توضیح‌المسائل جامع حضرت آقای سیستانی» رجوع‌کنند یا همان مطلب را در پاورقی 29 این صفحه از سایت ایشان بخوانند:
https://www.sistani.org/persian/book/25103/4035

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613182316/https://www.sistani.org/persian/book/25103/4035

لینک دانلود نسخۀ Pdf رسالۀ جامع حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه العالي):
https://www.sistani.org/files-new/book-pdf/persian-tozih-jame.pdf

نشانی نسخه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613182456/https://www.sistani.org/files-new/book-pdf/persian-tozih-jame.pdf

خوانندگان آشنا به زبان عربی نیز، می‌توانند به صفحات 39 تا 42 کتاب «أسئلة حول رؤية الهلال مع أجوبتها، وفق ما أفاده سماحة السيّد السيستاني» رجوع‌کنند. این کتاب را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید:
http://taghrirat.net/ketab/helal-taghrirat.net.pdf

نشانی نسخه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613183400/http://taghrirat.net/ketab/helal-taghrirat.net.pdf


4. 
حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه العالي) مانند مشهور فقهاء قائل‌اند که رؤیت «طریقیّت» دارد؛ امّا نه برای مجرّد حضور ماه در افق! بلکه برای حضور ماهی در افق که ویژگی‌هایی را داشته‌باشد که اگر ابر و موانع نباشد، هلالش قابل رؤیت با چشم غیر مسلّح باشد؛ ولو کسی هم آن را نبیند!
یعنی آنچه موضوعیّت دارد، رؤیت‌پذیری هلال با چشم غیر مسلّح(
قابليّة الهلال للرؤية بالعين المجرّدة) است و رؤیت فعلی، موضوعیّت ندارد و لازم نیست(رؤیت تقدیری کافی است)؛ بنابراین، رؤیت «طریق محض» است و بدیل‌هایی مانند قیام بیّنه یا گذشتن سی روز از آغاز ماه گذشته، طریق بر آن طریق هستند و به همان رؤیت بر می‌گردند؛ یعنی بیّنه‌ای معتبر است که شهادت دهد هلال را با چشم غیر مسلّح دیده‌است(نه بیّنه‌ای که با چشم مسلّح دیده‌باشد!) یا گذشتنِ سی روز از آغاز ماهی معتبر است که اوّل آن ماه، با رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح ثابت شده‌باشد.

معظّم‌له در پاسخ به پرسشِ «لا سیّما أنّ الرؤیة طریق إلی ظهور الهلال علی الأفق و لا موضوعیّة لها»، فرموده‌اند:
«لا بدّ من البناء علی أنّ الرؤیة المذکورة في النصوص إنّما أخذت طریقاً إلی ظهور الهلال علی الأفق بحجم و بارتفاع مناسبین لأن یُری بالعین المتعارفة غیر المسلّحة لو لا الموانع الخارجیّة من سحاب و نحوه.» (أسئلة حول رؤیة الهلال مع أجوبتها، ص 40)

همچنین در جای دیگر فرموده‌اند:
«إنّ المستفاد من الأدلّة الشرعیّة کون العبرة في بدایة الشهر القمريّ بظهور الهلال علی الأفق بنحو قابل للرؤیة بالعین المجرّدة لو لا الغیم و نحوه من الموانع الخارجیّة؛ فلا تکفي ولادة الهلال و کونه موجوداً علی الأفق و لکن بنحو غیر قابل للرؤیة مطلقاً أو بنحو غیر قابل للرؤیة إلّا بالأدوات المقرّبة و الرصد المرکّز.» (همان، ص 43 - 44)


5. معظّم‌له «پیش‌بینی‌های منجّمان» را به دو بخش «یقینی و ظنّی» تقسیم می‌کنند و شهادت به رؤیت و بیّنه‌ای را که مخالف «پیش‌بینی یقینیِ منجّمان» باشد، مردود می‌دانند و نمونه‌اش هم در هلال شوّال سال 1419 قمری رخ داد که در ایران، عید اعلام شد؛ ولی با آنکه برخی شهرهای عراق که در غرب ایران است و ملاک اتّحاد افق طبق مبنای ایشان را هم داشت، ایشان نپذیرفتند؛ زیرا یقین داشتند که در آن شب، هلال قطعاً غیر قابل رؤیت با چشم غیر مسلّح بوده‌است.(در این‌باره، بنگرید به: أسئلة حول رؤیة الهلال مع أجوبتها، 
ص 43 - 55)

دربارۀ محاسبات نجومی و اینکه آیا می‌توان به استناد آنها به یقین رسید و عمل کرد، توضیح بیشتری نیاز است:

پیش‌بینی‌های کارشناسان(مانند آنچه در این وبلاگ، به‌عنوان پیش‌بینی رؤیت‌پذیری هلال هر ماه منتشر می‌شود)، محاسبات نجومی همراه با لحاظ‌کردن مبانی فقهی دربارۀ امکان رؤیت هلال با چشم است؛ نه صِرف محاسبات فیزیکی دربارۀ مقارنه و تولّد ماه یا حضور آن در فلان نقطۀ افق.

نقشه‌ها و محاسبات رؤیت‌پذیری هلال، به‌طور کلّی بر سه قسم است:

الف) گاهی گفته می‌شود که در فلان مناطق، هلال اصلاً(حتّی با چشم مسلّح) دیده نخواهدشد؛ زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد؛ یا اینکه مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود! در این قول در این مناطق، همهٔ کارشناسان نجوم هم‌نظرند و اختلافی میان آنان نیست.

این بند «الف» قابل عمل است و حتّی می‌تواند ما را از استهلال بی‌نیاز کند و با استناد به آن، می‌توان شهادت هزاران عادل به رؤیت را کنار گذاشت؛ زیرا اطمینان داریم که خطا کرده‌اند.

ب) گاهی گفته می‌شود که در فلان مناطق، هلال حتماً و به‌سادگی دیده خواهدشد(که خودش بر دو قسم است: حتماً با چشم مسلّح، یا حتماً با چشم غیر مسلّح). در این قول در این مناطق، همهٔ  کارشناسان نجوم هم‌نظرند و اختلافی میان آنان نیست.

این بند «ب» هم قابل عمل است و می‌تواند ما را از استهلال بی‌نیاز کند؛ زیرا آنچه موضوعیّت دارد، «قابلیّت رؤیت هلال در افق(با همان اختلافِ کفایت چشم مسلّح، یا لزوم چشم غیر مسلّح)» است و خودِ رؤیت، طریقیّت دارد.

ج) گاهی گفته می‌شود که در فلان مناطق، هلال محتمل و ممکن است با چشم مسلّح یا غیر مسلّح دیده شود. در این قول در این مناطق، میان کارشناسان نجوم، اختلاف است.

این بند «ج» به تنهایی قابل عمل نیست و ما را از استهلال بی‌نیاز نمی‌کند و با استناد به آن، نمی‌توان شهادت عادل را کنار گذاشت؛ پس باید به استهلال پرداخت تا رؤیت محقّق شود.

در همین بند «ج» و شرایط مرزی و اختلافی است که خودِ کارشناسان نجوم هم، استهلال را لازم می‌دانند و با جدّیّت به استهلال می‌پردازند و گزارش و تصویر ثبت می‌کنند تا «رکورد بشکنند» و حدّ ملاک‌ها را بهبود بخشند و بتوانند فرمول‌های محاسباتی موجود را اصلاح کنند یا خودشان فرمول جدیدی ارائه‌دهند؛ چنان‌که تا کنون، این اصلاح‌ها انجام شده و اصولاً این متد و روشِ هر علم تجربی است که قوانینِ اثبات‌شدهٔ آن در عین اینکه ابطال‌پذیرند، تا زمان ابطال، حجّت‌اند و تلاش برای ابطال یا ارتقای آنها نیز رها نمی‌شود.

در همان بندهای «الف» و «ب» نیز، قطع و یقین حاصل نمی‌شود؛ بلکه «ظنّ قوی» و «اطمینان علمی ناشی از محاسبات» حاصل می‌شود که حجّت است و به آن عمل می‌کنیم(وگرنه قسم «ج» صِرف ظنّ است).

امّا توضیح اینکه از این محاسبات علمی، قطع و یقین حاصل نمی‌شود:

فارغ از بحث هلال و رؤیت آن، محاسبات علمی با دقّت بالا به ما می‌گوید که خورشید یا ماه در فلان زمان، دقیقاً در فلان نقطه از آسمان است.

فرق فیزیک‌دانِ کافر با فیزیک‌دان مؤمن به خدا در اینجا آشکار می‌شود که از نظر کارشناس کافر، وجود ماه در فلان نقطهٔ آسمان(ناشی از محاسبات علمی دقیق) «قطعی و یقینی» است و خلاف آن در نظرش متصوّر نیست، مگر اینکه منجرّ به اختلال حرکاتِ کلّ منظومهٔ شمسی شود؛

در حالی که از نظر کارشناس مؤمن، وجود ماه در فلان نقطهٔ آسمان(ناشی از محاسبات علمی دقیق) «قطعی و یقینی» نیست؛ بلکه «مظنون قوی و اطمینانی» است و خلاف آن عقلاً ممکن است، بدون اینکه منجرّ به اختلال حرکات کلّ منظومهٔ شمسی شود! خداوند قادر است حرکت ماه را متوقّف کند و چیزی نیز، به هم نریزد؛ چنان‌که می‌تواند شقّ‌القمر کند و این امور از مُحالات عقلی نیستند؛ پس ما هرگز «قطع و یقین» نداریم که در فلان زمان، ماه قطعاً در همان نقطه‌ای قرار دارد که محاسبات علمی به ما می‌گویند؛ زیرا هم نقص در فرمول‌های تجربی ما راه دارد و هم «هو القاهر فوق عباده»؛ اگر چه «اطمینان علمی» داریم و به آن عمل می‌کنیم.

اگر کسی بگوید:

«معجزه‌ای چون شقّ‌القمر، استثناء است و طبق "أبی الله أن يجري الأشياء إلا بأسباب" سنّت‌های تکوینی و قوانین خداوند، تخلّف‌ناپذیر است و آیات الهی مانند گردش زمین و ماه و خورشید و سیّارگان در فلک خود، حتمی و بدون ذرّه‌ای تخطّی از قوانین فیزیکی انجام می‌شود؛ پس محاسبات علمی یقین‌آورند»،

در پاسخ می‌گوییم:

«آنچه ما تا کنون با علم تجربی، از قوانین الهی و سنّت‌های تکوینی خداوند شناخته‌ایم، همهٔ سنّت‌های الهی نیست و چه بسیار سنّت‌های تکوینی که حاکم بر اینها هستند و ما نمی‌شناسیم؛ معجزه به مُحالات تعلّق نمی‌گیرد و معجزهٔ شقّ‌القمر هم بدون به هم ریختگی حرکات تکوینی سیّارات، قطعاً طبق سنّت تکوینی و "بأسباب" رخ داده‌است که تا کنون برای ما ناشناخته مانده؛ ولی ممکن است در آینده شناخته شود.»

پس نتیجه شد که از محاسبات علمی، قطع و یقین حاصل نمی‌شود؛ اگر چه «اطمینان علمی» حاصل می‌شود که حجّت است و به آن عمل می‌کنیم.


6. طبق فتوای حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه العالي)، اوّل ماه با حکم حاکم شرع ثابت نمی‌شود؛ از این‌رو، با توجّه به نکات پیش‌گفته، صِرف «حکم إنشائی حاکم» و «پیش‌گویی منجّمان» و «گواهی افرادی که شهادت دهند با چشم مسلّح، ماه را دیده‌اند» و نیز «اعلام و خبر از احراز ماه در نزد حاکم، هنگامی که احتمال می‌رود بنا بر مبنای وی در کفایت چشم مسلّح باشد»، نمی‌تواند برای مقلّد حضرت آقای سیستانی پذیرفتنی باشد؛ مگر اینکه مقلّد، از پیش‌بینی آنان یا شهادات ایشان یا حکم حاکم یا إخبار وی، علم یا اطمینان پیدا کند که هلالی در افق بوده که ویژگی‌هایی را داشته که اگر ابر و موانع نمی‌بود، قابل رؤیت با چشم غیر مسلّح می‌بود.

پیشنهاد می‌شود دربارۀ «حکم حاکم و اعلام اوّل ماه» حتماً مطلب زیر را در همین وبلاگ بخوانید:

http://aasemaan25.blog.ir/post/Hokm-Hakem



بخش دوم) اتّحاد افق

1. مسئلۀ دیگری که در رؤیت هلال و آغاز ماه قمری میان فقهاء اختلافی است، این است که آیا اتّحاد افق‌ها شرط است یا نه؟ اگر شرط باشد، یعنی رؤیت هلال در یک نقطه، فقط برای مناطقِ هم‌افق و قریب‌الأفق با آن کافی است(نه برای نقاط بعیدالأفق یا همۀ زمین و نه برای نقاطی که با هم، اشتراک در شب دارند).

حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره) و برخی از مراجع بزرگوار(مانند حضرات آیات عظام تبریزی(ره)، هاشمی‌شاهرودی، نوری‌همدانی و ...) قائل‌اند که اگر در مکانی هلال دیده شود، برای سایر کشورها و شهرهایی که در بخشی از شب، با آن مکانِ رؤیت هلال، اشتراک در شب دارند، کفایت می‌کند(چه در شرق آن مکان باشند و چه در غرب آن؛ البتّه حضرت آیت‌الله العظمی وحیدخراسانی قید زده‌اند که دو نقطه در بیشترِ شب مثلاً در 6 ساعت از 10 ساعتِ شب، با هم اشتراک داشته‌باشند)؛ حتّی حضرت آیت‌الله العظمی لطف‌الله صافی‌گلپایگانی(مدّ ظلّه) بدون ذکر قید اشتراک در شب، فرموده‌اند: «بعید نیست کفایت رؤیت ماه در هر محلّی برای سایر نقاط»؛ در واقع، این بزرگواران، اتّحاد افق را شرط نمی‌دانند.

حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی مانند مشهور فقهاء معتقدند که آغاز شهر قمری، امری نسبی است که در شهرهای مختلف، متفاوت است و امر یکسانی در همۀ شهرها نیست و آنچه شرعاً برای شخص ساکنِ یک نقطه معتبر است، قابلیّت رؤیت هلال با چشم غیر مسلّح در همان نقطه یا مکان‌هایی است که اگر هلال در آنها دیده شود، در صورت نبودِ موانع جوّی مانند ابر یا غبار، در نقطۀ سکونت آن شخص نیز دیده می‌شود؛ یعنی اتّحاد افق شرط است(ملاک آن گفته خواهدشد.)

دربارۀ ادلّۀ طرفین، در کتاب‌های فقهی بحث‌های مبسوطی شده که در این مجال نمی‌گنجد. برای خوانندگان آشنا به فقه و زبان عربی و تنها به عنوان نمونه، دو مقاله و یک کتاب را پیشنهاد می‌دهم:
یک) «ثبوت الشهر برؤية الهلال في بلد آخر» نوشتۀ حضرت آیت‌الله سیّدمحمود هاشمی‌شاهرودی، در دفاع از نظریّۀ استادشان حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره)، 
منتشرشده در مجلّة فقه أهل البيت(ع)، ش 31، ص 11 - 68 : 

http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=113

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا حذف از منبع:

https://web.archive.org/web/20180613235131/http://www.afiqh.org/magshow.php?kind=113

(در هر دو مورد، پس از زدن لینک و باز شدن صفحه، روی عنوان مقاله در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید.)

دو) صفحات 5 تا 38 کتاب «أسئلة حول رؤية الهلال مع أجوبتها، وفق ما أفاده سماحة السيّد السيستاني»، در نقد نظریّۀ استادشان حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره) و دفاع از مبنای اشتراط اتّحاد افق؛ این کتاب را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید:

http://taghrirat.net/ketab/helal-taghrirat.net.pdf

نشانی نسخه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613183400/http://taghrirat.net/ketab/helal-taghrirat.net.pdf

سه) کتاب «اتّحاد الآفاق و اختلافها في بداية الأشهر القمريّة، تقرير أبحاث السيّد محمّدرضا السيستاني» نوشتۀ أمجد رياض و نزار يوسف، در نقد نظریّۀ حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره) و دفاع از مبنای اشتراط اتّحاد افق؛ این کتاب را می‌توانید در صفحۀ زیر دانلود کنید:

http://alfeker.net/library.php?id=4105

نشانی نسخه pdf ذخیره‌شده در گوگل:

https://drive.google.com/file/d/0B5UvkM76IiOlNE9vbklqWmtkeDg/view

دقّت شود که در این کتاب، اصطلاحاتِ «اتّحاد الآفاق» و «وحدة الأفق» برای اشاره به نظر مراجعی مانند حضرت آیت‌الله العظمی خوئی(ره) است که اتّحاد افق را شرط نمی‌دانند و اصطلاح «اختلاف الآفاق» برای اشاره به نظر مشهور فقهاء‌ است که اتّحاد افق را شرط می‌دانند.


2. در برخی کتاب‌ها و مقالات و سایت‌ها -که متأسّفانه کم هم نیستند!- ملاکی برای اتّحاد افق مطرح کرده‌اند و بدون مقیّدکردن به نزدیکی در عرض جغرافیایی، گفته‌اند: «شهرهایی را که از نظر علم هیئت در یک طول جغرافیایی(نصف‌النهار) قرار گرفته‌باشند، هم‌افق می‌نامند؛ بنابراین اگر در یکی از این شهرها، ماه دیده شود و مانعی مانند ابر در کار نباشد، در شهرهایی که در طول آن قرار دارد، نیز دیده می‌شود.» یا گفته‌اند: «رؤیت هلال در شهرهای شرقی، برای شهرهای غربی نیز کافی است.»

در حالی که این ملاک، همواره درست نیست! به مثال زیر دقّت کنید:

شهر «دارالسلام(پایتخت تانزانیا)» روی نصف‌النهار 39 درجه و 17 دقیقۀ شرقی و شهر «هامبورگ(آلمان)» روی نصف‌النهار 10 درجۀ شرقی قرار دارد؛ یعنی از نظر طول جغرافیایی، دارالسلام حدود 29 درجه در شرقِ هامبورگ قرار دارد؛ با این همه، در غروب روز جمعه 13 دی‌ماه 1381 شمسی، هلال ماه در دارالسلام رؤیت شد؛ ولی در هامبورگ(که در غرب آن است) دیده نشد!

حتّی فارغ از هلال ماه و پیچیدگی‌های رؤیت آن، تصوّرات ما از طلوع و غروب خورشید نیز دقیق نیست!

اگر در همین مثال و دربارۀ همان دو شهر، از بیشترِ تحصیل‌کردگان بپرسید: «در آن روز، خورشید در کدام شهر، زودتر غروب کرده؟» طبق تصوّر عامیانه که همواره خورشید در شهرهای شرقی، زودتر طلوع و زودتر هم غروب می‌کند، پاسخ خواهندداد: «در دارالسلام، زودتر غروب کرده‌است!»

در حالی که آن روز، خورشید در هامبورگ(که غربی‌تر است)، در ساعت 18 و 43 دقیقه(به وقت ایران) غروب کرده و 29 دقیقۀ بعد، در دارالسلام در ساعت 19 و 12 دقیقه(به وقت ایران) غروب کرده‌است!!

تصوّرات عامیانۀ فوق، به دلیل ساده‌انگاری و در نظر نگرفتنِ «تفاوت عرض جغرافیایی حدود 60 درجۀ آن دو شهر و کروی‌بودنِ زمین و تفاوت فصول به دلیل کج‌بودنِ محور زمین» است.

مثالی که مطرح شد، در مقالۀ خواندنی «تعارض بین رأی منجّمان و گواهی شهود به رؤیت هلال» از حجّت‌الاسلام و المسلمین علیرضا موحّدنژاد آمده‌بود که مطالعۀ آن پیشنهاد می‌شود:
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101028171823-218.pdf

نشانی نسخه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180614002758/http://www.ensani.ir/storage/Files/20101028171823-218.pdf


3. برای آشنایی اجمالی خوانندگان با نظر حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی دربارۀ ملاک هم‌افق بودن، پاورقی «توضیح‌المسائل جامع» را می‌آورم:

«پس با توجّه به این معنا، هم‌افق بودن یا نبودن دو منطقه نسبت به یکدیگر، امر ثابتی نیست؛ بلکه در ماه‌های مختلف، ممکن است متفاوت ‌باشد. توضیح بیشتر این است که:
برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، اموری مؤثّر است؛ از جمله: زمان غروب خورشید و ماه، و اختلاف زمان غروب آن دو، و نیز مختصّات خورشید و ماه، و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید -که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد- و همین‌طور درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه و ...

گاه ممکن است در یکی از ماه‌های قمری، ویژگی‌های فوق باعث شود ماه در افق شهری مثلاً با نورانیّت زیاد و مدّت مکث طولانی دیده شود که این امر باعث اطمینان می‌شود که در شهرِ به‌خصوص دیگر، چنانچه ابر یا مانع دیگری نبود، حتماً ماه دیده می‌شد و به اصطلاح، بین رؤیت ماه با این شرایط در شهر اوّل و رؤیت ماه در شهر دوم ملازمه وجود دارد.

امّا در ماه قمری دیگر، ممکن است در همان شهر اوّل، ماه دیده شود؛ امّا از آنجا که مثلاً مدّت مکث ماه و جدایی زاویه‌ای آن با خورشید، کم بوده، نتوان اطمینان پیدا کرد که اگر در شهر دوم، ابر یا مانع دیگری نبود، حتماً ماه دیده می‌شد و به تعبیر دیگر، بین رؤیت ماه در شهر اوّل با رؤیت ماه در شهر دوم ملازمه وجود ندارد.
پس یک شهر، در یک ماه قمری، نسبت به شهر دیگر هم‌افق بوده؛ امّا در ماه دیگر نسبت به همان شهر، هم‌افق نمی‌باشد.

البتّه به طور کلّی و عموم، ممکن است گفته شود:
اگر شهری که ماه دیده شده(شهر اوّل)، در شرق شهر دوم -که مثلاً مانعی از دیده‌شدن ماه در آن بوده- قرار داشته‌باشد، چنانچه در خطّ عرض جغرافیایی، بیش از یک یا دو درجه اختلاف نداشته‌باشد، غالباً ملازمه وجود داشته و غالباً دیده‌شدن ماه در شهر اوّل، اوّل ماه را برای شهر دوم نیز ثابت می‌کند؛ بنابراین، ثابت‌شدن رؤیت ماه در مشهد، اوّل ماه را غالباً برای نیشابور، سبزوار، شاهرود، دامغان، تهران، قروین، سقز، سردشت و ... ثابت می‌کند.
امّا در غیر این صورت‌، وجود ملازمه و ثابت‌شدن ماه، در شهر دیگر، بستگی به ویژگی‌های ماهی دارد که در شهر اوّل رؤیت شده که در توضیحات به آن اشاره گردید.

به طور مثال، در برخی از موارد ممکن است خصوصیّات رؤیت ماه طوری باشد که دیده‌شدن ماه در شهرهایی از پاکستان یا هندوستان یا حتّی عراق و عربستان، اوّل ماه در مشهد را هم ثابت ‌کند و در بسیاری از موارد هم، ممکن است دیده‌شدن ماه حتّی در تهران یا اصفهان یا شهرهای نزدیک‌تر مثل شاهرود هم، اوّل ماه را در مشهد ثابت ننماید؛ که در هر مورد می‌توان از متخصّصین متدیّن کسب اطّلاع نمود.
از آنچه ذکر گردید، روشن شد که مرزها و تقسیمات کشوری و شهری به هیچ‌وجه در اتّحاد افق و عدم آن، دخیل نمی‌باشد.»
منبع: پاورقی 31 در این صفحه: 
https://www.sistani.org/persian/book/25103/4035

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613182316/https://www.sistani.org/persian/book/25103/4035

پس به‌طور خلاصه، از نظر معظّم‌له، تقسیمات کشوری و استانی و شهری ملاک نیست و هلال باید در شهری که مقلّد در آن ساکن است، ثابت شود؛ یا در شهری که با آن اتّحاد افق دارد. این اتّحاد افق، «در آغاز هر ماه قمری متفاوت است» و آنچه غالبی است، این است که شهر اوّل که هلال در آن رؤیت شده، در شرق شهر دوم باشد و در عرض جغرافیایی نیز، بیش از 2 درجه اختلاف نداشته‌باشند.

باز هم تأکید می‌شود که همین ملاکِ گفته‌شده، غالبی است و دائمی نیست؛ مهمّ، «اطمینان شخصی به تلازم رؤیت هلال در دو شهر است» و برای حصول این اطمینان، باید به متخصّصان رجوع‌کرد تا در آغاز هر ماه قمری، شهرهای هم‌افق را مشخّص کنند.


4. برای روشن‌شدنِ آنچه گفته‌شد و اینکه قرار داشتنِ دو شهر روی یک خطّ طولی جغرافیایی(یک نصف‌النهار) ملاکی برای هم‌افق بودنِ آنها در رؤیت هلال نیست، از تصاویر کمک می‌گیریم.

گفته شد که برای رؤیت هلال در شب اوّل ماه، عواملی چون «زمان غروب خورشید و ماه» و «اختلاف زمان غروب آن دو» و «مختصّات خورشید و ماه و جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید که از اختلاف ارتفاع ماه و خورشید، و نیز اختلاف سمت آن دو نشأت می‌گیرد» و «درصد روشنایی هلال و به اصطلاح فاز ماه» و ... مؤثّرند. امروزه، برنامه‌هایی تهیّه شده‌اند که با محاسبات رایانه‌ای و طبق معیارهایی، این عوامل را برای نقاط مختلف زمین در نظر می‌گیرند و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش‌بینی و ترسیم می‌کنند. به تصاویر زیر بنگرید:

یک) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب چهارشنبه 27 خرداد 1394 شمسی برابر با 17 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 27 خرداد 1394 - عوده

دو) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب پنجشنبه 28 خرداد 1394 شمسی برابر با 18 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «عوده»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 28 خرداد 1394 - عوده

توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «عوده»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، هلال با چشم مسلّح دیده می‌شود و ممکن است با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


سه) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب چهارشنبه 27 خرداد 1394 شمسی برابر با 17 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 27 خرداد 1394 - یالوپ

چهار) نقشۀ رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان المبارک 1436 قمری، در غروب پنجشنبه 28 خرداد 1394 شمسی برابر با 18 ژوئن 2015 میلادی، بر اساس معیار «یالوپ»:

نقشه رؤیت‌پذیری هلال ماه رمضان 1436 در 28 خرداد 1394 - یالوپ

توضیحات رنگ در نقشۀ با معیار «یالوپ»:
در مناطقی که در رنگ سبز قرار دارند، هلال به سادگی با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ زرد(شبیه نارنجی) قرار دارند، هلال تحت شرایط جوّی مناسب، با چشم غیر مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که در رنگ ارغوانی(شبیه صورتی) قرار دارند، رؤیت هلال ممکن است نیاز به ابزار و چشم مسلّح داشته‌باشد؛ یعنی پس از رؤیت با ابزار، ممکن است هلال با چشم غیر مسلّح نیز دیده شود.
در مناطقی که در رنگ آبی قرار دارند، هلال فقط با چشم مسلّح دیده می‌شود.
در مناطقی که بی‌رنگ هستند، رؤیت هلال ناممکن و نشدنی است.(زیرا مقارنه پیش از غروب آفتاب رخ می‌دهد و ماه نیز پس از غروب آفتاب، غروب می‌کند؛ ولی روشنایی هلال به اندازه‌ای نیست که حتّی با چشم مسلّح دیده شود!)
در مناطقی که در رنگ قرمز قرار دارند، رؤیت هلال ممتنع و غیر قابل تحقّق است.(زیرا ماه پیش از غروب آفتاب، غروب می‌کند یا اینکه مقارنه پس از غروب آفتاب رخ می‌دهد.)


به این ترتیب، می‌بینید که مناطق و الگوهای رؤیت‌پذیری هلال ماه، هذلولی‌شکل است و نمی‌توان هم‌افق بودن مناطق مختلف را بر اساس طول و عرض جغرافیایی، به‌طور دائمی و ثابت مشخّص کرد؛ زیرا این هذلولی‌ها در آغاز ماه قمری بعدی متفاوت‌اند! در نتیجه، 
هم‌افقی در رؤیت هلال، در آغاز هر ماه قمری، متفاوت و «تقریباً» به معنای قرارداشتن در یک منطقهٔ همرنگ از نقشهٔ رؤیت‌پذیری است و بر این اساس، به‌طور طبیعی ماه‌هایی پیش می‌آید که همۀ مناطق کشوری مانند ایران، هم‌افق نخواهندبود که در آن‌صورت، اعلام یک روز به‌عنوان اوّل ماه در سراسر کشور، با شرط اتّحاد افق سازگار نخواهدبود.

این تصوّر غلط هم که گاهی گفته می‌شود: «عید فطر که یک روز بیشتر نیست! مگر می‌شود در یک کشور، دو روز عید فطر داشته‌باشیم؟!» ناشی از ناآگاهی از حرکات خورشید و زمین و ماه است؛ توضیح:

علّت اصلی اینکه گاهی در اعلام عید فطر در کشور اختلاف پیش می‌آید، مشخّصات کروی و مداری خورشید و زمین و ماه است؛ نه تعدّد مراجع عظام تقلید! زیرا فارغ از تعدّد مراجع و اختلاف مبانی فقهی آنان، حتّی اگر فقط یک مرجع تقلید مانند مقام معظّم رهبری وجود داشته‌باشد که قائل به «شرط اتّحاد افق» است(به سؤالات 838 و 839 کتاب «أجوبة الاستفتائات» در اینجا یا اینجا بنگرید) و همۀ مردم نیز، مقلّد وی باشند، باز هم با محاسبات می‌توان نشان داد که به‌طور طبیعی ماه‌هایی پیش می‌آید که همۀ مناطق کشوری مانند ایران، از نظر قابلیّت رؤیت هلال با چشم مسلّح نیز، هم‌افق نخواهندبود.(این مسئله در گذشته نیز اتّفاق افتاده‌است؛ تنها برای نمونه، اینجا و اینجا و اینجا را در همین وبلاگ ببینید.)

گردش وضعی زمین به دور خودش به‌گونه‌ای است که خورشید در شهرهای مختلف، در زمان‌های مختلفی طلوع و غروب می‌کند و این تفاوت اذان‌های صبح و ظهر و مغرب در شهرهای مختلف، امری کاملاً جاافتاده و پذیرفته‌شدهٔ عموم مردم است؛ به همین قیاس(البتّه با کمی پیچیدگی بیشتر و تفاوت در هر ماه قمری)، طلوع و غروب ماه در شهرهای مختلف، متفاوت است و امکان رؤیت آن را نیز متفاوت می‌سازد و انتظار هم‌زمانیِ آن در شهرهایی که نزدیک هم نیستند، نابجاست.

پس با توجّه به مشخّصات کروی و مداری خورشید و زمین و ماه، انتظار اینکه همواره در سراسر کشوری پهناور مانند ایران، یک روز عید فطر باشد و هیچ‌گاه هیچ اختلافی پیش نیاید، مانند این است که انتظار داشته‌باشیم اذان ظهر روز جمعه و نماز جمعه در سراسر کشور ایران، در یک زمان گفته و خوانده شود!!

مرزبندی‌های جغرافیایی و سیاسی کشورها(که مثلاً سر مرز ایران و افغانستان، تا چند متر آن طرف‌تر، افغانستان است و چند متر این طرف‌تر، ایران است!) و گزینش ساعت محلّی(مثلاً برای کلّ ایران +3.5 از گرینویچ، در حالی که شهرهای مختلف ایران روی نصف‌النهارهای متفاوتی هستند!) اموری است اعتباری و قراردادی، و انتظار ما برای تبعیّتِ حرکات تکوینی خورشید و زمین و ماه از این اعتبارات، انتظاری است گزاف!

اگر به زمان ظهور حضرت حجّت(عج) و استقرار حکومت مهدوی در سراسر کرۀ زمین به‌عنوان کشوری واحد، کمی فکر کنیم، خواهیم‌دید که گاهی ماه‌هایی پیش می‌آید که نمی‌شود در سراسر کرۀ زمین، یک روز عید فطر باشد و به ناچار، دو روز آغاز ماه خواهدبود و مرز جدایی دو منطقه را «نقاط هم‌افق» تعیین می‌کند؛ نه مرزبندی‌های قراردادی و سیاسی که ماه، آنها را به رسمیّت نمی‌شناسد و در کشور واحد مهدوی، خبری از آنها نیست.


التماس دعا


۵ نظر ۲۳ تیر ۹۴ ، ۰۷:۲۷
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

نمونه و ثمره‌ای از بی‌اعتباری قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن


یکی از دوستان پرسید: «آیا نماز ۸ رکعتی داریم؟»

بنده پاسخ دادم:

خیر! دربارهٔ نماز اعرابی هم، در این لینک آمده که یک دو رکعتی است و دو تا چهار رکعتی:

«نماز مستحبی که بیش از دو رکعت باشد با یک سلام کدام است؟»

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا حذف از منبع:

https://web.archive.org/web/20180613135429/http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa10450

سپس بهانه‌ای شد و منبع‌های آن مطلب را پیگیری کردم؛

روایت را از «وسائل الشیعة» نقل کرده‌بود و آن هم از «مصباح المتهجّد» نقل کرده‌بود؛

ترجمه و برداشتی که در سایت اسلام‌کوئست آمده، درست است؛ زیرا در آن روایت هست: «فصلّ ثمان ركعات بتسليمتين»


امّا دربارهٔ «العروة الوثقی» نکته‌ای هست که ذکر می‌کنم:

در «عروه» چنین فرموده:

«(مسألة ٦): النوافل كلها ركعتان لا يجوز الزيادة عليهما ولا النقيصة إلا في صلاة الأعرابي، والوتر.»


حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی(مدّ ظلّه العالي) بر این مسئله، دو تعلیقه دارند:

«۱. ( ﻻ ﻳﺠﻮﺯ ﺍﻟﺰﻳﺎﺩﺓ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﻭ ﻻ ﺍﻟﻨﻘﻴﺼﺔ ): ﺗﻘﺪﻡ ﺍﻧﻪ ﻻ ﻳﺒﻌﺪ ﺟﻮﺍﺯ ﺍﻻﺗﻴﺎﻥ ﺑﺎﻟﻮﺗﺮ ﻣﺘﺼﻠﺔ ﺑﺎﻟﺸﻔﻊ.

۲. ( ﺇﻻ ﻓﻲ ﺻﻼﺓ ﺍﻻﻋﺮﺍﺑﻲ ) : ﺑﻨﺎﺀً ﻋﻠﻰ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺘﻬﺎ.»


تعلیقهٔ دوم مُشعر به این است که سند روایت، نزد معظّم‌له ضعیف است و چون ایشان، «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» را قبول ندارند، نمازها و دعاهای ضعیف‌السند را «مشروع(مستحبّ شرعاً)» نمی‌دانند و مقلّدان ایشان باید «رجاءً(به امید مطلوبیّت)» آنها را انجام‌دهند.

به همین نکته، در مسئلهٔ 19 رسالهٔ توضیح‌المسائل جامع تصریح شده‌است که چون مهمّ است، اینجا می‌آورم:

«مسأله ۱۹. بسیاری از مستحبّاتی كه در این رساله ذكر شده مستحب بودن آنها بر پایه قاعده‌ای به نام «تسامح در ادلّه سُنَن» می‌باشد و چون این قاعده در نزد ما ثابت نشده بنابراین در صورتی که مکلّف بخواهد آن‌ها را انجام دهد، لازم است رجاءً و به امید آنكه مطلوب باشد، بجا آورد و حكم در بسیاری از مكروهات نیز چنین است و آنها را رجاءً و به امید آنكه مطلوب باشد ترک نماید.»

منبع: https://www.sistani.org/persian/book/25103/4003

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613140156/https://www.sistani.org/persian/book/25103/4003


نکتهٔ مهمّ برای مقلّدان معظّم‌له:

امروزه کتاب «مفاتیح‌الجنان» در دسترس همهٔ مردم است و منبع دعایی آنان به شمار می‌رود؛ تا جایی که به شوخی می‌توان گفت: «بسیاری از مؤمنان، از شیخ عبّاس قمی(ره) تقلید می‌کنند!»

در حالی که باید دقّت‌کرد که استنادات شیخ عبّاس قمی(ره) در مفاتیح‌الجنان، در هر مورد نیاز به بررسی جداگانه دارد؛ یعنی از مطالب معتبر تا ضعیف در آن پیدا می‌شود؛ زیرا ظاهراً ایشان، قائل به «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» بوده‌است.

برخی از علماء «قاعدهٔ تسامح در ادلّهٔ سنن» را پذیرفته و بر اساس «اخبار من بلغ»، با هر حدیث ضعیفی، «مستحبّات و مکروهات» را به شارع منتسب می‌کنند.

برخی از مراجع معظّم تقلید(از جمله حضرت آقای سیستانی) در آغاز رسالهٔ خویش نسبت به اینکه «مستحبّات و مکروهات مذکور در رساله(مثلاً مستحبّات مذکور در وضوء و نماز و روزه و ...)، باید رجاءً انجام شود.» تصریح کرده‌اند؛

با این تصریح، ادعیه و اعمالی که در کتاب‌هایی مانند «مفاتیح» آمده، تکلیفشان روشن است!!

از این‌رو، مقلّدان ایشان حقّ ندارند «مستحبّات و ادعیهٔ ضعیف‌السند مفاتیح و ...» را به قصد ورود و استحباب شرعی انجام دهند و باید رجاءً به‌جا بیاورند.


برای نمونه و ثمرهٔ نکته‌ای که گفته‌شد، به این مسئله که به اعمال شب ۲۳ ماه مبارک رمضان نیز مربوط می‌شود، توجّه‌کنید:


«مسأله ۴۴۹. كسی كه غسل جنابت كرده، نباید برای نماز وضو بگیرد و با غسل‌های واجبِ دیگر (غیر از غسل استحاضه متوسّطه) و با غسل‌های مستحب كه استحباب آن ثابت است و در مسأله (463) می‌آید نیز می‌تواند بدون وضو، نماز بخواند، هرچند احتیاط مستحب آن است كه وضو هم بگیرد.»

منبع: https://www.sistani.org/persian/book/25103/4011

اگر به اعمال این شب در کتاب «مفاتیح» بنگرید، غسلی را در آغاز شب و غسل دیگری را در پایان شب، مستحبّ شمرده‌است؛

غسل نخست، طبق نظر حضرت آقای سیستانی، مشروع(شرعاً مستحبّ) است و کفایت از وضو می‌کند؛

ولی استحباب شرعی غسل آخر شب، از نظر معظّم‌له ثابت نشده؛ پس مقلّد ایشان نمی‌تواند غسل آخر شب را به نیّتِ مستحبّ‌بودن انجام‌دهد(وگرنه مرتکب بدعت و کار حرام شده‌است!) و اگر رجاءً هم به‌جا بیاورد، کفایت از وضو نمی‌کند!


مستند آنچه گفته‌شد، از رسالهٔ توضیح‌المسائل جامع(با تلخیص):


«مسأله ۴۶۳. در شرع مقدّس اسلام غسل‌های مستحب زیاد است و از آن جمله است:

1.غسل جمعه: ...

2 تا 7. غسل شب اول و هفدهم و نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم و بیست و چهارم ماه رمضان.

8 و 9. غسل روز عید فطر و عید قربان و وقت آن از اذان صبح است تا غروب و بهتر آن است كه پیش از نماز عید به جا آورده شود. ...

شایان ذکر است غسل‌های مذکور به أدلّه معتبر، مستحب بودن آنها ثابت شده است.


مسأله ۴۶۴. فقهاء عظام رضوان الله تعالی علیهم موارد زیادی را جزء غسل‌های مستحبّی نقل فرموده‏‌اند كه از جمله آنها این چند غسل است:

1. غسل تمام شب‌های فرد ماه رمضان و غسل تمام شب‌های دهه آخر آن و غسل دیگری در آخر شب بیست و سوم آن. ...

شایان ذکر است، مستحب بودن این غسل‌ها ثابت نیست و كسی كه می‌خواهد آنها را انجام دهد باید به قصد رجاء به جا آورد.»

منبع: https://www.sistani.org/persian/book/25103/4011

نشانی صفحه ذخیره‌شده در آرشیو، در صورت تغییر لینک یا در دسترس‌نبودنِ منبع:

https://web.archive.org/web/20180613140900/https://www.sistani.org/persian/book/25103/4011


التماس دعا

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۴ ، ۱۹:۳۳
محسن فصاحت ( آسمان 25 )

مذهب تشیّع، بی‌نیاز از عددسازی!


مدّت‌هاست که پیامی نامعتبر در فضای مجازی دست به دست می‌شود؛ نخست، اصل پیام را می‌آورم و سپس، پاسخ اجمالی و تفصیلی آن را:


******* آغاز آن پیام *******

دكتر مصرى از طریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته .

دكتر مجدى وهبة الشافعى *‏‏خطيب ‏و استاد دانشگاه دینی الأزهر با تحقیقات خود به ارقام واعداد جالبی دست پیدا کرده که باعث شگفت همگان شده است. ‏

با توجه به اینکه تعداد و ارقام در قرآن بی دلیل نبوده و دارای هدف خاصی هست همچون تعداد کلمه یوم (روز) که 365 ‏بار تکرار شده و همانا تعداد روز در یک سال میباشد و یا كلمه شهر(ماه) ‏که در قران 12‏ بار آمده که همان تعداد ماهها در یک سال میباشد ‏و مثالهای زیاد دیگری ...

و با توجه به این معلومات، تحقیقات خود را در این زمینه انجام داده و به این نتایج جالب رسیده ... ***

که کلمه امام دوازده بار آمده و با تعداد امامان شیعه یکی میباشد.

کلمه امام در این آیات میباشد: ‏

البقره 124

التوبه 12

هود 17

  الاسراء 70

الانبياء 72

القصص 5

الحجر 79

السجدة 24

يس 12 

القصص 41

الفرقان 74

الأحقاف 12

* کلمه شیعه یا مشتقات آن 12بار در قرآن آمده .‏

* کلمه العصمه (عصمت) ‏که شیعیان اعتقاد دارند که 12 امام (ع) و فاطمه زهرا(س) و حضرت محمد مصطفی (ص) معصومند درقرآن 14‏بار تکرار شده ؛

در این آیات :

النساء 146

آل عمران 101

النساء 175

المائدة 67

آل عمران 103

يوسف 32

يونس 27

هود (دوکلمه دراین آیه) 43

الأحزاب 17

غافر 33

الممتحنة 10

الحج 78

‏كلمه الكساء ( یا همان آل عبا ) ‏در ‏قرآن كريم با تمام انواع لفظش ، ‏که به نقل از أم سلمة در کتب اهل سنت (صحیحین) همسر پیامبر که تعداد آنها ‏پنج نفر که شامل نبى محمد (ص) و امام على و فاطمة الزهراء و حسن ‏و حسين عليهم السلام اجمعين ؛ که پنج بار در قرآن آمده :

البقرة 233

البقرة 259

المائدة 89

المؤمنون 14

النساء 5

ما باید افتخارکنیم که شیعه (‏ اثنى عشرى ) هستیم و کسی یا کسانی در هیچ زمانی قادر به تخریب یا از بین بردن این مکتب بر حق نخواهدبود ...

* چرا در قرآن   

تعداد چشمه هایی که نبى موسى برای شرب قومش بوجود آورد

12 چشمه بود ؟

وهمچنین تعداد 12 ماه (شهر) در قرآن 

و کلمه الأسباط 12 سبط

و النقباء. 12 

و البروج. 12

و الحواريين 12

و كلمه توحيد ( لا اله إلا الله )

12 حرف

و ( محمد رسول الله ) 12 حرف

و ( النبي المصطفى ) 12 حرف

و ( الصادق الأمين ) 12 حرف 

*همانا امامان اهل بیت 12 إمامند

و ( أمير المؤمنين ) 12 حرف

و ( فاطمة الزهراء ) 12 حرف

و ( الحسن والحسين ) 12 حرف

و ( الحسن المجتبى ) 12 حرف

و ( الحسين الشهيد ) 12 حرف

و ( الإمام السجاد ) 12 حرف

و ( الإمام الباقر ) 12 حرف

و ( الإمام الصادق ) 12 حرف

و ( الإمام الكاظم ) 12حرف

و ( الإمام الرضاء ) 12 حرف

و ( الإمام الجواد ) 12 حرف

و ( الإمام الهادى ) 12 حرف

و ( الحسن العسكرى ) 12حرف

و ( القائم المهدى ) 12 حرف

و ( خليفة النبيين ) 12 حرف

و ( و خاتم الوصيين ) 12 حرفاً

و ( و هؤلاء العترة ) 12 حرفاً

و ( سادة أهل الجنة) 12 حرفاً

و ( محبهم مؤمن تقى ) 12 حرفاً

و ( عدوهم كافر شقى ) 12 حرف

اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم : 

( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا )

این آیه دارای 47حرف میباشد . تعداد حرفهای اسامی زیر :

فاطمة 5 

على 3 

حسن 3 

حسين 4 

على 3 

محمد 4 

جعفر 4 

موسى 4

على 3 

محمد 4 

على 3 

حسن 3 

محمد 4 

در مجموع 47 حرف .

از انتشار این اعجاز دریغ نکن ...

و صاحب این تحقیقات که در جهت اعتلای حقانیت شیعه در روزگار دروغ و فتنه کوشا بوده را از دعای خیر خود بی نصیب نگذار .

نشر دهید تا همه بداند .

موقع اذانه التماس دعا.

******* پایان آن پیام *******



پاسخ کوتاه و اجمالی:

دربارهٔ مطلب اعداد:

قرآن دارای جنبه های اعجاز لفظی و از جمله برخی اعداد است؛ فقط در کار اعداد، نباید افراط کنیم و بخواهیم برای هر چیزی عددی بتراشیم!

مثلاً اینکه تعداد حروف نام‌های ائمه(ع)، 12حرف می‌شود، ساختنی و تراشیدنی است! چرا که در برخی از آنها، برای جور شدنِ عدد 12، به جای نام امام، از لقب ایشان استفاده شده؛ آن هم لقبی خاصّ که عددش جور دربیاید؛ نه لقب‌های دیگر!

یک نکته مهم را نباید فراموش کنیم:

حقّانیّت امامان(ع) و مذهب شیعه، ادلّه محکمی دارد و نیازی به این عددسازی‌ها ندارد.

بهتر است برادران اهل تسنّن، با معرفت به ادلّۀ حقّانیّت شیعه، به این مذهب روی آورند؛ نه به صرف اعداد؛ زیرا چه بسا، فرداروزی کسی چند عدد دیگر یافت و آنان را از راه بازگرداند!

التماس دعا

***


پاسخ تفصیلی:

از مدّت‌ها پیش، مطلبی که ادّعا می‌شود یافته‌های عددی «دکتر مجدي وهبة الشافعي» در قرآن است، در فضای مجازی دست به دست می‌شود؛

بنده هم پاسخ مختصری دربارهٔ اینکه حقّانیّت امامان(ع) و مذهب شیعه، ادلّهٔ محکمی دارد و نیازی به این عددسازی‌ها ندارد، برای دوستان می‌نوشتم؛ امّا انگار تذکّرم کارگر نیفتاد و هنوز هم آن مطلب، دست به دست می‌شود!

پس تصمیم گرفتم کمی بیشتر بررسی و تحقیق کنم؛

اکنون غلط‌های آن مطلب:


۱.خود کلمهٔ «امام» چنان‌که آن مطلب گفته، ۱۲ بار در قرآن نیامده؛ بلکه تنها ۷ بار در قرآن آمده؛ البتّه جمع آن یعنی «أئمّة» هم ۵ بار آمده که جمعاً می‌شود ۱۲ بار.

دیگر اینکه آن مطلب، هنگام دادن نشانی، در دو مورد، اندکی اشتباه کرده:

گفته الإسراء 70، در حالی که آیهٔ ۷۱ آن است؛

گفته الأنبیاء 72، در حالی که آیهٔ ۷۳ آن است.


۲.کلمهٔ «العصمة(عصمت)» که آن مطلب گفته در قرآن ۱۴ بار تکرار شده، حتّی یک بار هم در قرآن نیامده‌است! بلکه مشتقّات ریشهٔ «ع‌ص‌م» در قرآن به‌کار رفته که آن هم ۱۳ بار است؛ نه ۱۴ بار!!!

حتّی خود آن مطلب، هنگام دادن نشانی، فقط ۱۳ مورد را برشمرده! آن هم با احتسابِ دو کلمه در آیهٔ ۴۳ سورهٔ هود!!


۳.کلمهٔ «الکساء» حتّی یک بار هم در قرآن نیامده! بلکه مشتقّات ریشهٔ «ک‌س‌و» ۵ بار به‌کار رفته‌است.


فرصتی برای بررسی اعدادِ دیگرِ آن مطلب نداشتم؛ البتّه پیداست اینکه تعداد حروف نام‌های ائمّة(ع)، ۱۲حرف می‌شود، ساختنی و تراشیدنی است! چرا که در برخی از آنان، برای جورشدن عدد ۱۲، به جای نام امام، از لقب وی استفاده شده؛ آن هم یک لقب خاصّ که عددش جور دربیاید؛ نه لقب‌های دیگر!!


همچنین با جست‌وجو در اینترنت و سایت‌های عربی یافتم که متأسّفانه، آن مطلب دستاویزی شده تا مخالفانِ شیعه، پس از اینکه گفته‌اند چنان استادی با آن نام در دانشگاه الأزهر وجود نداشته و ندارد، غلط‌های آن را متذکّر شده‌اند و مذهب شیعه را به باد استهزاء گرفته و شیعیان را بی‌خبر از قرآن و مفلِس و نیازمند به عددسازی‌های دروغین معرّفی کرده‌اند!


برای چندمین بار، از دوستان خواهشمندم مطلبی را که از درستی و مستندبودنِ آن اطمینان ندارند، در گروه‌ها پخش نکنند تا مطالب شایعه‌ای و دروغین، گسترش نیابد.

التماس دعا


مطالب مرتبط برای مطالعۀ بیشتر:

1. قرآن، بی‌نیاز از عددسازی!

2. کعبه، بی‌نیاز از عددسازی!


۱ نظر ۱۹ تیر ۹۴ ، ۱۸:۴۵
محسن فصاحت ( آسمان 25 )